رضا نظری: تئاتر انزلی در دوران نزول خود به سر می برد.

با شنیدن نام رضا نظری نا خود آگاه لبخند بر لبانمان نقش می بندد و به یاد لحظات شادی می افتیم که این هنرمند قهار شهرمان برای ما رقم زده است، اما اگر فکر می کنید با خواندن این مصاحبه باز هم شاد خواهید شد، به شما توصیه می کنیم از کلیک بر روی ادامه مطلب صرفه نظر کنید.  ادامه مطلب…

انزلی کلاب: از خودتان بگوئید.

محمد رضا نظری هستم متولد نهم تیر ماه ۱۳۵۵متاهل بوده و دارای یک فرزند ۸ساله به نام دانیال هستم و رشته تحصیلی ام مدیریت گمرک است.

انزلی کلاب: چگونه متوجه شدید که می توانید در زمینه تئاتر کمدی موفق باشید.

در واقع من کشف شده توسط یک کاگردان به نام رضا جو شعار هستم، قبل از کار کمدی من به دنبال رشته های مختلف هنری از جمله شعر، ساز پیانو و نقاشی بودم که در هیچکدام استعداد نداشتم اما یک روز در سال ۱۳۷۰ که در جشنواره استانی با نمایش سفر شرکت کرده بودیم در راه برگشت من با یک قاشق و چنگال حرکتی انجام دادم که آقای جو شعار به من گفتند تو ذهن خلاقی داری و می توانی در زمینه تئاتر کمدی موفق باشی و تقریبا” از همان سال کار کمدی را آغاز کردم.

انزلی کلاب: الگو و شخصیت هنری مورد علاقه شما چه کسی است؟

من چارلی چاپلین را خیلی دوست دارم، و کتاب او به نام (زندگی من و زندگی چارلی چاپلین) که نوشته پسرش است را مطالعه کرده ام و خیلی برایم جالب است که چارلی چاپلین از کوچه های فقیر نشین لندن به کجاها رسید، و به این نتیجه می رسیم که هنر فقیر و پولدار نمی شناسد.

انزلی کلاب: عده زیادی معتقدند زندگی حر فه ای رضا نظری با زندگی شخصی او کاملا” متفاوت است.

من وقتی می روم روی صحنه با اسم قلی و جعفر و فیروز هستم ولی وقتی پائین می آیم رضا نظری هستم، از مردم خواهش می کنم انتظار نداشته باشند که ما همه جا بخندیم، چرا که ما هم  در زندگی شخصی خود مشکلاتی داریم، یک روز آقای مهدی تنکابنی را دیدم که بغض کرده و از او پرسیدم چه شده؟ و در حالی که خیلی ناراحت بود گفت شخصی مرا دیده و با حالت تمسخر گفته آهای دلقک، من با شنیدن این حرف خیلی ناراحت شدم و به آقای تنکابنی گفتم ما باید به دلقک بودن افتخار کنیم چرا که کار ما شاد کردن مردم است و ما مردم آزاری نمی کنیم، ما کسی را ناراحت نمی کنیم، ما با تمام غمهایی که داریم تلاش می کنیم تا مردم به کارهایمان بخندند و شاد شوند، آن کسی که واقعا” هنر و هنرمند را بشناسد هیچ وقت به ما این حرفها را نمی زند، به هر حال از مردم تقاضا دارم با هنرمندان طنز با دید صحنه برخورد نکنند.

انزلی کلاب: آیا انزلی جایی به نام خانه هنرمندان یا خانه تئاتر دارد؟

چندین سال پیش پیشکسوتان تئاتر انزلی جمع شدند و به شهرداری انزلی فشار آوردند تا پاتوقی را برای هنرمندان راه اندازی کنند، ابتدا پشت شهرداری کلبه ای به نام کلبه هنرمندان راه اندازی شد که نتوانست بیشتر از دو سال دوام بیاورد و اکنون هم رو به روی فرمانداری یک چیزی شبیه غار را کلبه هنرمندان نامیده اند که به جز یکی دو نفر فکر نکنم هنرمندی را آنجا ببینیم. اما جالب اینجاست در قبرستانی جایی را مشخص کرده اند برای هنرمندان که آنها را آنجا به خاک بسپارند، چرا جایی برای هنرمندان زنده مشخص نمی شود؟ یادم می آید روزی که سیروس قایقران را به خاک می سپردند من و دوستم از بالا پشت بام خانه به این مراسم نگاه می کردیم و من به دوستم گفتم اگر از اکثریت این افراد آخرین باشگاه قایقران را بپرسیم، جواب را نمی دانند و متاسفانه اسطوره ها وقتی که زنده اند فراموش می شوند.

انزلی کلاب: تئاتر انزلی در چه برهه ای به سر می برد؟

اگر بخواهم بی تعارف بگویم انزلی در دوران نزول تئاتر خود به سر می برد، انزلی یک زمان بازیگر صادر می کرد، ما شخصی داریم به نام آقای مهدی دو گوهرانی که کتاب چاپ کرده اند، در رادیو به نقد فیلم وتئاتر می پرداختند وبیش از ۱۰۰ نمایشنامه دارند که در کتابخانه اتاقشان خاک می خورد، ما چرا نباید از ایشان استفاده کنیم. امروز پیشکسوتان ما کار نمی کنند و تجربه خودشان را در اختیار جوانها قرار نمی دهند و جوانها نیز به جز چند نفر اصولی کار نمی کنند و همین امر باعث شده است تا ما روند نزولی در تئاتر داشته باشیم و فقط یاد گرفته ایم همدیگر را زیر پا له کنیم.

انزلی کلاب: آیا در انزلی ابزار کافی در اختیار علاقمندان به هنر قرار می گیرد؟

ابزار مهیا می شود اما متاشفانه به صورت مقطعی است،  مثلا” یک بار آقای رضا کیانیان و چند شخصیت مهم دیگر را در چند روز آوردند، اما آیا رضا کیانیان در دو روز می تواند بازیگر بسازد؟ من می گویم ارشاد باید سرمایه گذاری بلند مدت داشته باشد، در انزلی فقط آقای هادی مقصودی کلاس بازیگری می گذارد که ایشان هم دست تنها هستند. چند سال پیش جشنواره غدیر در انزلی برگذار می شد که آن هم تعطیل شد، در آن زمان ۲۰۰۰ بازیگر در انزلی مشغول بودند، اما الان کجا هستند؟ چه کار می کنند؟ همه فقط حرف می زنیم اما در عمل هیچ گروهی تلاش نمی کند. متاسفانه عده ای هم کار که نمی کنند هیچ، دیگران را نیز زیر سوال می برند. حسادت ریشه ما را خشک می کند و باعث خیانت هم می شود، من فرصتهای زیادی چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور داشتم که بروم و پیشرفت کنم اما به عشق شهرم و مردم شهرم ماندم و پشیمان هم نیستم، عده ای از رضا نظری نردبان طرقی ساختند و در هنر خود را به عرش رساندند و رضا نظری را به سمت فرش روانه کردند. به هر حال بهتر است به جای حسادت با هم رقابت داشته باشیم.

انزلی کلاب: چه راهکاری را برای حل این مشکلات توصیه می کنید؟

اولا” همه گروهها و تمام اعضاء باید جلسه ای بگذاریم و دور هم جمع شویم، باید مسیرها مشخص شود،باید کار کنیم، زحمت بکشیم و عرق بریزیم من از ۱۵ سالگی با سختیهای زیاد کار را شروع کردم و با بلیط ۲۰ تومانی و فقط با ۱۰ بیننده برنامه اجرا می کردم و حتی ۵۰ شب در بلوار انزلی خوابیدم، می خواهم بگویم اگر گروهی می خواهد موفق شود باید با جدیت  کار کند.

انزلی کلاب: چه صحبتی با مسئولین دارید؟

من زبان مردم هستم و از مسئولین خواهش می کنم ظرفیت انتقاد خود را بالا ببرند، به عقیده من طنز یک تلنگر است که بگوئیم کدام مسیر اشتباه است، کار کمدی نباید فقط برای خنده باشد و مردم باید از کار طنز برداشت اجتماعی داشته باشند، من می خواهم مشکلات شهرم را نشان دهم و امیدوارم مسئولین هم بیش از پیش انتقاد پذیر باشند، قبول کنید همه ما ۱۰۰% نیستیم، و همه مشکلاتی داریم، مثلا” من اگر می گویم خیابان پاسداران جاده ای خراب دارد، بروند و نگاه کنند و مشکل را حل کنند. عده ای می گویند چرا رضا نظری در انزلی خیلی کمتر از جاهای دیگر برنامه اجرا می کند؟ من می خواهم بگویم که چند سال باید فشارها را به تنهایی تحمل کنم؟ دلم می خواهد همه نمایش مرا ببینند به همین خاطر در انزلی بلیط کارهایم را ۴٫۰۰۰ تومان ارائه می دهم تا همه اقشار مردم بتوانند بلیط تهیه کنند، این در حالی است که بلیط کارهایم در کیش ۲۰٫۰۰۰ تومان و در کرج ۱۵٫۰۰۰ تومان بود، در برنامه ای که در پائیز داشتیم به مدت سه شب به بچه ها شام دادیم و دیدیم دخل و خرجمان اصلا” جور نیست و شام را حذف کردیم. چرا باید با بلیط ۴٫۰۰۰تومانی هزینه سالن را بدهم، هزینه دکور، نور، تبلیغات و… را بدهم؟ چرا چند ارگان نمی آیند مقداری از هزینه ها را متقبل شوند؟ من همیشه گفته ام که اگر مسئولین با من همکاری کنند به مدت ۲ سال اوقات فراغت مردم را به بهترین شکل پر می کنم، حتی یک طرح مسابقه داشتم و بارها به اعضای شورای شهر و شهردار وقت گفتم و زمین آن را هم مشخص کردیم و قرار شده بود هر پنج شنبه و جمعه با ۲۰۰۰ تماشاگر آن را برگزار کنیم اما با تمام استقبالی که از این طرح شده بود خیلی زود همه چیز را فراموش کردند. سوال من این است که چرا باید این طرح را در کیاشهر و آستانه اجراء کنم و مسئولین آنجا با کمال میل برای این طرح هزینه کنند؟ چرا نباید از استعدادم در شهر خودم استفاده کنم؟

انزلی کلاب: یکی از مهمترین مسائل زندگی هر انزلیچی تیم فوتبال ملوان است، نظرتان در مورد وضعیت ملوان چیست؟

ملوان قلب تپنده این شهر است. جمله زیبایی در مستند ملوان بود که می گفت: در شهر من خورشید دو بار طلوع می کند یک بار صبح و یک بار هم وقتی که فوتبال از سر گرفته می شود. ما باید دست به دست هم بدهیم و ملوان را نگه داریم و حمایتش کنیم چرا که اگر ملوان پائین برود دیگر بر نمی گردد، حدود ۲سال پیش آقای احمد زاده با من تماس گرفتند و گفتند تیم از نظر روحی در شرایط بدی است و ما رفتیم و چند جلسه با بچه ها صحبت کردیم و برنامه اجرا کردیم و در هر صورت تیم حفظ شد، همچنین سال گذشته نیز آقای پور غلامی تماس گرفتند و باز هم برای تیم برنامه داشتیم در کل هر چه از دستمان بر می آمد برای ملوان انجام دادیم، امسال که من به دیدن بازیکنان ملوان رفتم به آنها گفتم: یک روز من نمایشم تمام شد و وقتی آمدم پائین یک بیننده که اهل لاهیجان هم بود مرا دید و گریه کرد، از او پرسیدم چرا گریه می کنی؟ گفت چون دوست داشتم تو را از نزدیک ببینم، آن شب وقتی به خانه رفتم با خود گفتم خدایا مرا به کجا رساندی که یک انسان با دیدن من گریه می کند، به بازیکنان گفتم من آدم گریه آوردم و شما آدم کشته اید، به عشق شما در ورزشگاهها مرده اند و به عشق شما هزاران هزار نفر اشک ریخته اند پس شما خیلی بزرگ هستید و باید ارزش خود را حفظ کنید، آن لباس سفید مقدس که شما بر تن می کنید خیلی ارزشمند است و شما هم باید به همان مقدار بزرگ باشید.

ملوان از نظر روحی بیمار است و در این فصل با مشکلات زیادی مواجه شده است، در این شرایط مردم باید حمایت همه جانبه داشته باشند، چند شب پیش وقتی بارسلونا مقابل چلسی متوقف شد هواداران این تیم برخواستند و در اوج ناراحتی برای تیمشان دست زدند، من از هواداران ملوان می خواهم از این حرکتها الگو برداری کنند، مردم باید ملوان را برای ملوان دوست داشته باشند و در هر شرایطی از ملوان حمایت کنند، یک روز با یکی از بازیکنان ملوان هم صحبت شدم و به من گفت: من مریض شده ام چون تا وقتی که گل می زنم مرا دوست دارند و اکنون چند هفته است که گل نزده ام و وقتی در بازی فرصتی نصیبم می شود همه صحنه های اعتراض مثل یک فیلم جلوی چشمم می آید و توپ را خراب می کنم. من از مردم می خواهم به بازیکنان فرصت بدهند و در آنها استرس ایجاد نکنند، همچنین از مردم شهرم خواهش می کنم برای حمایت از ملوان در بازی مقابل فولاد خوزستان به استادیوم بروند و تحت هر شرایطی فقط تیم را تشویق کنند و به یاد داشته باشند که این بازی فرصت آخر ملوان است و باید تمام توان خودمان را برای پیروزی در این دیدار به کار بگیریم.

انزلی کلاب: در بین مردم انزلی از محبوبیت وصف ناپذیری برخوردارید، نظرتان در مورد مردم چیست؟

زنده یاد خسرو شکیبایی می گفت: مردم بدون من همان مردم هستند اما من بدون مردم هیچ هستم. من هم هر چه دارم اول از خدا و بعد از مردم شهرم است و بی تعارف می گویم که این مردم بودند که مرا به اینجا رساندند و اگر می بینید اکنون در انزلی هستم به خدا قسم به عشق همین مردم است، همیشه وقتی مردم در حال ترک صحنه نمایش هستند به آنها می گویم: مردم شهرم دوستتان دارم.

انزلی کلاب: نظرتان در مورد انزلی کلاب و این فعالیت فرهنگی چیست؟

انزلی می تواند به راحتی یک صدا و سیما داشته باشد و این پتانسیل را در این شهر می بینم، اما با توجه به اینکه این روزها مردم برای مطلع شدن از خبر مورد نظرشان با چند کلیک این کار را انجام می دهند وجود چنین سایتی لازم و واجب است و امیدوارم به اهداف خوبتان برسید.

                                                                                                                             رضا نویدی

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

سجاد محبوب

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

واقعا رضا نظری توی ایران رغیب نداره.
لقب چارلی چاپلین ایران لقب بسیار خوبی برای ایشونه و آفرین به هوش شما که این لقب رو براش انتخاب کردید.

پاسخ

الهام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۰:

یه انزلی و یه رضا نظری
داداش نزار فکر ضعیف مسئولامون تو رو هم ضعیف کنه

موج 135

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

سلام. مطالبتون داره روز به روز جالبتر میشه. ممنون. در پناه حق

پاسخ

موج 135

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

برای آقای رضا نظری هم آرزوی موفقیت دارم. پاینده باشی آقا

پاسخ

پویا قربانی نژاد

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

تا حالا کسی رو ندیدم که رضا نظری رو بشناسه و ازش خوشش نیاد و دلیل محبوبیتش مردمی بودنشه.
آقای نظری لطفا یه جنگ جدید اجرا کنید

پاسخ

yaser

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

آقا رضا خیلی مردی

پاسخ

سعید شکیبی

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

خیلی دوست دارم رضا نظری رو از نزدیک ببینم.
آقا رضا تو قلب مایی

پاسخ

مبین

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

یک زمانی انزلی در تئاتر حرف اول را می زد و افسوس که امروزه هنر تئاتر در انزلی در حال انقراض است.
حرفهای این هنرمند خوب را باید جدی گرفت و تا دیر نشده کاری کرد.

پاسخ

بهرنگ

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

انزلی می تواند به راحتی یک صدا و سیما داشته باشد و این پتانسیل را در این شهر می بینم،
این چیزی که رضا نظری گفت خیلی مهم بود. اگه عمقی بهش نگاه کنیم می تونه پیش زمینه دوران جدیدی در انزلی باشه

پاسخ

darya

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

من عاشق کارهای شما هستم.
کاشکی اون طرح که گفتینو اجرا کنین.

پاسخ

aryan

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

delemoon baraye reza nazari tang shode bood
mersiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

پاسخ

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

سلام
آقا ما تهران خونه یکی از دوستان رفتیم که اصلا گیلکی بلد نیست ولی جنگهای شمارو نگاه میکرد وقاه قاه میخندید گفتم تو که نمیفهمی چرا میخندی میگفت این مرد پانتومیمشم خنده داره.
این اوج هنرمندی شماست آقا رضا ما با جنگای شما خاطره ها داریم……….

پاسخ

Anzali Free Zone

شاهین

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

مصاحبه جالبی بود . واقعا جای تاسف داره که چه جوری یه ادم میتونه اینقدر عقده ای باشه که یه هنرمند رو مسخره کنه !!!
اما در خصوص شبکه تلویزیونی برای شهر انزلی این اتفاق حتما باید صورت بگیره نه به این خاطر که شهر انزلی رو از گیلان جدا ببینیم که اینگونه نیست این اتفاق در آبادان هم به خاطر وجود منطقه آزاد صورت گرفته و کمک زیادی به رشد شهر انزلی در سایر زمینه ها و رسیدن به اهداف توسعه کشور خواهد داشت.
باید فکری اساسی به حال جامعه هنری انزلی کرد.

پاسخ

感覚の-hesi

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

مطلب خیلى خوبى بود بخصوص راجب ملوان صحبت کرد
دمت گم خسته نباشى
؛-)

پاسخ

mahyaraaby

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

man to sary daneshjo hastam injaba ham hameh reza ro mishnasand

پاسخ

جابر وثوق

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

رضا نظری تو ایران تک و استاد من هستش دوسش دارم یک عالمه

پاسخ

جهانگیری

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

آقای نظری، دست مریزاد

پاسخ

neda almas

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

aghaye nazari cheshme omide ma shoma hastin :|

پاسخ

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

شوخ طبع، با مرام، جذاب…
آقا رضا تی جانا قوربان.

پاسخ

علی نوروزی

علی نوروزی

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

یکی از محبوب ترین اشخاص انزلی..

پاسخ

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

slm khubid manam raper anzali hastam k talah hay ziyadi kardam k behtarin raper besham anzaliji hastam va khojhal anzali honrmand dare baes ekhftekhare az hamatoon mikham ahangam dl konid az modir sai k age dust dasht ahangam to saitesh bezare mc mamnun http://www.khukhanrap.blogfa.com

پاسخ

مریم

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

من یکی از مصاحبه‌های ایشونو خوندم که گفته بود چرا پسر من باید سلطان سلیمانو بیشتر از کوروش بشناسه خوب معلومه چرا ، چون تو خونشون اون دستگاه…….قرار داره.

پاسخ