بازشناسی فرهنگی

  • 5 سال پیش
  • يك ديدگاه

قرار بود این وجیزه با عکسی، بهانه‌ای باشد برای یادبود زنده‌یاد محمدعلی شاه‌بختی اما قلم مرا به سمت دیگری کشاند.

همچنین قصد داشتم تنها از نمایش‌های سنّتی و آئینی گیلان زمین بنویسم اما بازشناسی فرهنگی در ذهنم گسترش یافت.

دوستان غیر انزلی‌چی هم اگر تا به آخر بخوانند مطلب بیراهی برایشان نخواهد بود…

بندرانزلی از دیرباز مسکن مفاخر و علما و هنرمندان بسیاری بوده و هست. در بیان پتانسیل هنری این دیار در حال حاضر همین بس که بخش قابل توجهی از هنرمندان شاغل در سیمای استانی اهل این دیارند.

«نمایش “مالا” نوشته و کار آقای علی اصغر کهن قنبریان. هنرمندان از راست: ۱-آقای فرهاد رحمان زاده ۲-مرحوم محمد‌علی شاه‌بختی ۳-آقای محمدرضا فتحی ۴-آقای حسین سلطانی ۵-آقای علیرضا شفیعی‌پور ۶-آقای علیرضا غاروریانی ۷-آقای سید اصغر سندوسی ۸-آقای محمد ابراهیم نسیمی ۹-آقای علی اصغر کهن قنبریان»

آن‌چنان که در خاطرم هست در سال‌های گذشته نمایش‌های سنّتی و بومی محلّی در این شهر برقرار بود اما مدتی است که از این قسم نمایش‌ها خبری به گوش نمی‌رسد یا اگر هم برپا می‌شوند بازتاب شهری و تبیلغی چندانی ندارند.

نمایش‌هایی از جمله ایجگره، عروس گولِی، مالا و … که اغلب به زبان شیرین گیلکی نوشته و اجرا شده‌اند. نمایش‌هایی که بیانگر فرهنگ این دیار و مردمان دریادل آن هستند.

چرا نباید از پتانسیل موجود بیش از این استفاده کنیم.

«نمایشنامه “نترس زندگی…”نوشته‌ی حسین جعفری، مراسم اختتامیه جشنواره‌ی تئاتر منطقه‌ای کرمان(۱۶ تا ۲۲ بهمن۱۳۶۷)، ایستاده از راست:۱-آقای حسین سلطانی ۲-مرحوم حسن امین صالحی (بازیگر) ۳-علیرضا غاروریانی (بازیگر) ۴-آقای حسن اعتقادی(دکور) ۵-آقای علیرضا عیسی پور(کارگردان) ۶-خانم سیده فاطمه حبیب محمدی(بازیگر-همسر آقای کهن قنبریان) ۷-خانم اشرف ورشانی(طراح لباس-همسر آقای عیسی پور) ۸-آقای علی اصغر کهن قنبریان(بازیگر) ۹-آقای عباس پیشگاه بحری ۱۰-آقای محمدابراهیم نسیمی(نور و صدا) ۱۱-آقای حسین جمشیدی(بازیگر) نفرات نشسته:۱-امید کهن قنبریان(بازیگر)۲-مازیار طوفان خواه(بازیگر)۳-نیما کهن قنبریان(بازیگر) و … دختر آقای عیسی پور که مهمان گروه بود!»

بندرانزلی به عنوان یکی از مقاصد گردشگری ایران در تعطیلات نوروزی میزبان گردشگران و مهمانان کثیری از اقصی نقاط ایران اسلامی است. با این تفاسیر ایام نوروز فرصتی مغتنم برای  اجرای نمایش‌های سنّتی و آئینی این دیار با تبلیغات مناسب شهری و جذب گردشگران و بازشناسی فرهنگ آن می‌باشد.

ابتکاراتی از قبیل تهیه‌ی تراکت‌هایی شامل عکس و خلاصه‌ای به زبان فارسی از این گونه نمایش‌ها به عنوان نمایی از فرهنگ بومی ما می‌تواند بر جذابیت آن برای گردشگران بیافزاید. اصلا چرا جشنواره‌ای از نمایش‌های سنّتی و آئینی گیلان زمین در بندرانزلی (با وجود پتانسیل گردشگر پذیری این شهر) برپا نشود؟!

شاید در راه بازشناسی فرهنگی این دیار، راه نرفته بسیار است …

یکی از عباراتی که در ذهن تمام انزلی‌چی‌ها نقش بسته، «انزلی- دروازه‌ی اروپا» می‌باشد. چه میزان از تاریخ شهرمان می‌دانیم؟ در جمعی دوستانه آقای جهان‌دوست از استادان جوان و فهیم تاریخ در بندرانزلی بیان می‌کرد که در حدود ۳۰ سفرنامه‌ی تاریخی از بندرانزلی با عنوان «دروازه‌ی ورود به ایران» یاد شده است. مطلبی که من و امثال من از آن بی‌اطلاعیم.

گردشگرانی که برای گذراندن خاطره‌انگیزترین تعطیلات خود راهی انزلی می‌شوند، به جز دریا و تالاب بین‌المللی انزلی، با کدام یک از نمادهای انزلی آشنایی دارند؟

در شهرهای گردشگر پذیری چون اصفهان و شیراز، نقشه‌های گردشگری با توصیف نمادها و جاذبه‌های آنها در ورودی شهر در دسترس مهمانان است.

در شهر ما نیز گویا راهنمایی در اختیار مهمانان در ایام خاص سال قرار می‌گیرد.

مسئله‌ی دیگر بازشناسی نمادهای انزلی است.

یادم هست یکی از دوستان فهرستی از مکان‌های مذهبی انزلی از من خواسته بود. چقدر توانسته‌ایم انزلی را با آرامگاه خانم بی‌بی حوریه از فرزندان امام موسی کاظم (ع) و خواهر علی بن موسی الرضا (ع) بشناسانیم؟ حال آن که همه ایران آستانه اشرفیه را با نام آقا سید جلال الدین اشرف از فرزندان امام موسی کاظم (ع) و برادر علی بن موسی الرضا (ع) می‌شناسند.

منِ نوعی چه میزان با مفاخر شهرم  آشنا هستم؟!

مناره‌ی انزلی که تاریخ ساخت آن به زمان ناصرالدین‌شاه باز می‌گردد یکی دیگر از پتانسیل‌های فرهنگی و گردشگری این دیار است.

به نظر شما نمی‌شود این مناره به عنوان یک جاذبه‌ی گردشگری در معرض بازدید عموم قرار گیرد؟ چرا مهمانان این دیار نباید عکسی یادگاری از بالای مناره‌ی انزلی و با چشم‌اندازی زیبا از این شهر ساحلی داشته باشند؟

نکته‌ای دیگر که ذهنم را به خود مشغول کرده، محل ترنّم موزیک (از سال ۱۳۶۶: حافظیه) است. چند درصد از مردم انزلی (نه آنها که بیشتر در فضای مجازی حضور دارند) و همچنین گردشگرانی که از این دیار گذر کرده‌اند، می‌دانند که این بنا ۴ سال قبل از حافظیه شیراز به دست مهندسان آلمانی در بندرانزلی ساخته شده و بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی به دلیل شباهت، به حافظیه تغییر نام یافته‌است؟!

مکانی که در سال‌های بسیار دور به صورت منظم میزبان گروه همسُرایانی بود که از کودکان بی‌سرپرست تشکیل شده و( به سرپرستی استاد پرهیخته) در محل ترنّم موزیک به اجرای برنامه می‌پرداختند.

به نظر شما آیا جای کتیبه‌ای به همراه تاریخچه‌ی این مکان در کنارش خالی نیست ؟

آیا شکیل‌تر نیست مکانی که چنین تاریخچه‌ای دارد به صورت منظّم و مدوّن میزبان برنامه‌های فرهنگی و هنری باشد؟ به عنوان مثال گروه موسیقی رستاک با آلبومی از موسیقی نواحی ایران اعتباری برای خود دست و پا کرد. زیبنده است ما نیز که خود مامن موسیقی و فرهنگ عامّه (فولکلور) گیلانی هستیم، از این نیروی بالقوّه استفاده نماییم.

 

قدر آئینه بدانیم چو هست …

(با سپاس از جناب آقای غاروریانی برای توضیحات عکس‌های نمایشی)

 

منبع: وبلاگ دلنوشته های من (میلاد سلطانی آزاد)

 

انزلی کلاب: با سپاس از آقای میلاد سلطانی آزاد که این مطلب را با ظرافت و موشکافی مثال زدنی خود تهیه کردند. مجموعه انزلی کلاب از هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری استقبال می کند و عزیزانی که قصد انجام فعالیت هنری دارند می توانند برای تبلیغات به صورت رایگان از این فضای مجازی که متعلق به همه اهالی بندرانزلی است استفاده نمایند.

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

۲۹ دی ۱۳۹۱

سلام بر اهالی انزلی کلاب

همچون همیشه از لطفتان سپاسگزارم

مهرتان ماندگار

پاسخ