ccc kalaghe03

سلام آدما…

قبل از اینکه از پرواز امروزم بر فراز آسمون شهر براتون بگم باید یه انتقاد سازنده بکنم از مدیرای انزلی کلاب که همش میگفتن شورای شهر برای برگزاری جلسات علنی با ما همکاری نمی کنن، آخه بچه های بی انصاف مگه میشه این کاندیداهای مهربون با شما همکاری نکنن، اینا که همشون شعار باز کردن درب شورا رو میدن، همه میگن باید جلسات علنی برگزار بشه، پس چرا بی انصافی می کنید؟؟؟ امیدوارم به خاطر این انتقاد سازنده انزلی کلابیها آب و دونه منو قطع نکنن!!!

جای همه شما خالی امروز توی آسمون شهر همش صدای دوبس دوبس بود و کلی شاد شدم، بعضی جاها هم داشتن سخنرانی می کردن اونم چه سخنرانیهایی!!! مثلا یه آدم مهربون می خواست کاری کنه که مردم انزلی دیگه مالیات ندن!!! حیف که کلاغم وگرنه حتما بهش رای میدادم!

نکته جالب توی سخنرانی اکثر کاندیداها برداشتن یکی از مسئولین بود، فکر کنم اون بنده خدا از الان چمدوناشو بسته و منتظره ببینه توسط کدام یازده نفر قراره با کارت قرمز مواجه بشه!!! البته این مسئول عزیز اگه از انزلی بره اسمش رو در تاریخ این شهر به عنوان “مرد میدان” ثبت می کنن، مردی که در هر تقاطع یک یادگار از خودش به جا گذاشته!!!

داشتم به پروازم ادامه میدادم دیدم یه عده دارن توی ماشین مردم شکلات پرتاب می کنن، البته به شکلاتا یه برگه هم منگنه شده بود که عکس یه آقای مهربونی روش چاپ شده بود، آدم نمک گیر میشه با این کاراشون، حیف که کلاغم وگرنه حتما بهش رای میدادم!

در ادامه گشت و گذارم نزدیک بود کلاغ شاخدار بشم، یه دوست مهربونی نوشته بود رئیس کمیته کارشناسان بیمه!!! این عنوان رو توی گوگل سرچ کردم گوگل برگشت بهم گفت: آ عنوانه از کایه باوردی بره؟؟؟ واقعا خیلی خوبه که کاندیداهای ما عناوینی دارن که گوگل هم توی عمرش نشنیده، حیف که کلاغم وگرنه حتما بهش رای میدادم!

یه ذره اونطرفتر یه کاندیدایی میکروفن به دست گرفته بود و با صدایی همچون رعد و برق از هر سه کلمه ای که می گفت یکیش “من” بود!!! یکی نبود بهش بگه دوست عزیز شورا یعنی “ما” ، اما با همه این من گفتناش بچه باحالی به نظر میرسید، حیف که کلاغم وگرنه حتما بهش رای میدادم!

از قار قار بیوفتم اگه بخوام دروغ بگم، یکی از کاندیداهای جوون هنوز انتخاب نشده به یاری مردم شتافت، امروز توی صف نون یه خانومی نون بربری داغ از شاطر نانوایی تحویل گرفت و دستش داشت می سوخت که در همین لحظه از کیفش پوستر یکی از کاندیداها رو در آورد و پیچید دور نون، واقعا اگه کلاغ نبودم بهش رای میدادم، یعنی واقعا میگما! آخه اکثر پوسترها توی خیابونا و پیاده روها زیر پای مردم افتادن و هیچ دردی رو دوا نمی کنن ولی این پوستر به درد خورد!!! ضمنا اون خانومه اگه به این جوون رای نده، وجدانش رو زیر پا گذاشته!

به هر حال از این داستانا زیاد اتفاق افتاد و در کل برای شما آدما روزها و شبهای شادی بود، از منه کلاغ به شما جوونا نصیحت: من کلاغم و خیلی جاها پرواز می کنم و خیلی چیزا می بینم، یادتون باشه برای آبادانی شهر هیچ کسی و یا هیچ کسانی به اندازه اعضای شورای شهر  نمی تونن تاثیر گذار باشن، پس سعی کنید در انتخاب اعضای شورای شهر بدون احساس و با آگاهی کامل افرادی رو انتخاب کنید که باعث پیشرفت شهرمون بشن…

حرف آخر: حیف که کلاغم وگرنه حتما رای میدادم… شما آدما این فرصت رو از دست ندین…

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

۲۳ خرداد ۱۳۹۲

سلام

سبک مطلب تحسین برانگیز بود.

دست مریزاد

پاسخ

Anzali Free Zone

Shahin

۲۳ خرداد ۱۳۹۲

مطلب جالبی بود . آقا کلاغه خیلی کلاغه …. آقا کلاقه خیلی کلاغه :evilgrin:

پاسخ

مژگان

mojshekan

۲۳ خرداد ۱۳۹۲

خیلی خوب بود، از دست نمیدیم این فرصت رو

پاسخ

۲۳ خرداد ۱۳۹۲

عالی بود ، واقعا امیدواریم همه اقشار مردم در انتخابات شرکت کنن و حماسه سیاسی رقم بخوره

پاسخ