DSC_0118-900x603[1]

محمد مایلی کهن که پس از انصراف پورغلامی، احمدزاده و عزت الهی ، هدایت ملوانان را پذیرفت ؛ چند روز پیش در جمع تماشاگران این تیم به صراحت از عدم نیاز به پژمان نوری و مازیار زارع دو کاپیتان محبوب انزلیچی ها برای فصل جاری سخن گفت.
در این زمینه با پژمان نوری که در کنار بازیکنانی چون عنایتی، رجب زاده، نوید کیا، رحمتی، ابراهیم صادقی و … یکی از تمام نشدنی های فوتبال ایران به نظر می رسد به صحبت نشستیم. نوری که در آخرین مصاحبه اش ملوان را اولویت اول و دوم و سوم خود نامیده بود در مورد وضعیت ملوان و خودش گفت: متاسفانه ملوان دو ماه را بر سر وعده حضور در لیگ برتر از دست داد. در حالیکه می شد با مدیریت صحیح تیم را به هم نریخت و با بازیکنان مورد نظر تمرینات را آغاز کرد و اگر تیم لیگ برتری شد تغییرات مورد نیاز را اعمال کرد و آنرا تقویت نمود. اما متاسفانه لجبازی ها و خط قرمزها اجازه چنین کاری را نداد، به گونه ای که حتی تا همین چند روز پیش تیم ما فاقد کادر فنی بود.

او درباره علت عدم حضور در تیم های دیگر هم می گوید: در مورد خودم هم در این مدت از دو تیم لیگ برتری و یک تیم لیگ یک پیشنهاد داشتم اما در ملوان به دلیل مسائلی که فصل گذشته قبل از اردوی کیش اتفاق افتاده بود و برخی مصاحبه ها در مورد شرایط تیم؛ سر نخواستن ما دعوا بود! البته برای ما چندان عجیب نبود آقایان ندانند بازیکنی که قراردادش با تیم به اتمام رسیده است را در لیست مازاد قرار نمی دهند! اگر هم گفتیم که می مانیم فقط برای ادای دین به مردم شهرمان بوده وگرنه خودشان بهتر از همه در جریانند که نه از سر ناچاری مانده بودیم و نه برای پژمان نوری مسائل مالی شرط بوده. از فصل قبل تر که برای کمک به بقای ملوان با قرارداد سفید یکسال و نیمه بازگشتم؛ علیرغم حفظ تیم در لیگ برتر تنها ۴۰ میلیون از قراردادم را دریافت کردم و امسال هم مبلغی در حدود ۱۵۰ میلیون که با کمکی که در طول فصل به تعدادی از بازیکنان که گرفتار مشکل مالی بودند داشتم و پرداخت مالیات قراردادی که دریافت نشده، از جیب هم هزینه کرده ام.

نوری در ادامه حرفها می گوید : در نهایت آنچه که نباید اتفاق می افتاد رخ داد و من نیز به عنوان کاپیتان تیم خودم را بیش از سایر بازیکنان مقصر میدانم. با این وجود مردم می توانند به خوبی قضاوت کنند که سهم آن دسته از بازیکنانی که با تمام وجود و حتی با گونه شکسته برای این تیم بازی کردند در سقوط این تیم چقدر بوده و نقش دیگرانی که تعمداً باعث جدا شدن پاشنکو، حاتمی و نزهتی و تضعیف تیم شدند چه اندازه است. ضمن اینکه نمرات فنی من در فصل گذشته از نظر کارشناسان که در رسانه های مختلف منتشر شد گویای همه چیز هست. دو ماه پیش هم گفتم اولویت اول و دوم و سومم ملوان است. با قدرت برمی گردم و ملوان را به لیگ برتر برمی گردانیم. آن هم در شرایطی که می دانستم توقعات به حق هواداران در این فصل چقدر بالاست و چه کار مشکلی برای حضور مجدد در لیگ برتر پیش رو داریم. از آن زمان تاکنون هم به احترام قولی که به مردمم داده بودم ماندم و سکوت کردم ولی اگر از نظر مسوولین باشگاه مشکل ما هستیم، به زور نمی توانیم بمانیم و علیرغم میل باطنی مان با رفتن مان به تیم محبوب مان کمک می کنیم. منتی هم بر ملوان نیست و اگر این صرفا یک تصمیم فنی است نیازی به این همه بهانه تراشی و سیاه نمایی برای قرار دادن ما مقابل هواداران نیست چون با این صحبت ها چیزی از ذهن مردم پاک نمی شود. حرف ما حفظ حرمت پیراهنی است که سالها بر تن داشتیم. می توانستند به احترام همه این سالها فقط یک تلفن ساده به ما بزنند و بگویند باشگاه به هر دلیل قصد استفاده از شما را برای فصل آینده ندارد. نه اینکه هر بار این خواسته خود را به گردن مربیان بیاندازند تا خود را مبری کنند.

مرد کهنه کار ملوان در پاسخ به این سوال که به نظر می رسد منظور سخنان وی رییس هیات مدیره ملوان است، گفت: فرصت برای بیان آنچه در یکسال اخیر در ملوان افتاده بسیار است اما نمی شود برای همیشه مردم را فریب داد. یک روز نقابها می افتد و چهره واقعی افراد نمایان خواهد شد.من از روزی که از پشت فنس های ورزشگاه تختی رویای پوشیدن پیراهن مقدس ملوان را داشتم تا امروزی که بارها بازوبند کاپیتانی ملوان را به بازو بستم؛ در زمینی توپ زده ام که بازیکنان بسیار بزرگی در آن پرورش یافته به فوتبال ایران معرفی شده اند و مطمئنم که همه ما می آییم و می رویم اما آنچه که ماندگار است ملوان است و بس. از نگاه من مالکین اول و آخر ملوان فقط هوادارانش هستند و روزی ما از ملوان رفته ایم که در دل هواداران ملوان جایی نداشته باشیم.

نوری در پایان خاطرنشان کرد: از هواداران ملوان می خواهم از تیم خود به مانند همیشه همه جانبه حمایت کنند، ملوان ارث پدری ما نیست و نمی خواهیم مثل عده ای به باشگاه بچسبیم و در نبودمان ریشه به تیشه ملوان بزنیم پس لطفا هواداران به جای تشویق پژمان نوری و مازیار زارع، بازیکنان جوان تیم را تشویق کنند و به آنها انگیزه بدهند./ورزش سه

ارسال دیدگاه

روی شکلک مورد نظر کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

سروش ملت پرست

۶ مرداد ۱۳۹۵

درست ۳۰ سال گذشت …از سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۶۵ که ملوانان غیور انزلی در تک بازی مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی در ورزشگاه تختی اصفهان رویاروی تام اصفهان قرار گرفتند وبا تک گل استثنایی دقیقه ۱۵خوش استیل ترین بازیکن تاریخ ملوان یعنی شماره ۸ نادر عزت اللهی که وارد دروازه عابدزاده شد به نیمه نهایی رفتند و نکته جالب اینکه حالا درست ۳۰ سال بعد از آن روز خجسته فرزند اقا نادر که از کوچه پس کوچه های انزلی و تنگ شاه کوچه و با مکتب ملوان فوتبال را به صورت زنتیک اغاز کرده در فوتبال اروپا می درخشد و در چهار چوب مقدماتی باشگاه های اروپا دروازه تیم اندرلشت بلزیک را می گشایدو.ووووو دیگر بار رگه هایی از چشمه های لایزال فوتبال انزلی و اصالت مکتب ملوان را عینیت می بخشد ….تا کور شود هر انکه نتواند دید…………………..

پاسخ

SARI

۶ مرداد ۱۳۹۵

خراب نمودن پژمان ومازیار به ضرر خودشان و به نفع این دو اسطوره ملوان خواهد شد وهمچنین محبوبیت شان را دوچندان خواهد نمود.
اینجا انزلی است . مردم فوتبالی ومردمی صاف وصادق وبی ریا وقانع مردمی دلسوز ومردمی بی ریا کاوشگر وعاشق حق وحقیقت. وماجراجو
به قول بعضی از دوستان دروازه اروپا.این لقب بخاطر درک وفهم .بالای ساکنین این استان به این شهرداده شده.بخصوص ورزش وهمچنین فوتبال.
فوتبالی که امروز کشور وتیم ملی مدیون ساکنین این استان واین شهر می باشد.شهر استانی که هرچه ناحقی در حق اش بشود .اراده وتلاش شان بیشتر می گردد . ونه ضعیف تر . اراد ه های که هر فصل با اسطوره های جدید وبا نام ونشان های جدید وارد کارزار می گردد.
آن هم فوتبال وورزشی که معنا ومفهومی .جایگاه وهویتی ندارد. حال تصور نمائید .ورزش وجایگاه وهویتی داشت . .گیلان وانزلی چه جایگاهی داشت.
با همه این اوصاف .خستگی وزده شدن از ورزش بخصوص فوتبال باز نمی توانند بیخیال ورزش گردندوهنوزملوان و وملوانی یعنی هواداران واقعی باشگاه ملوان سالهاست تلاش می نمایند .باشگاه ملوان را به جایگاه واقعی اش برسانند .ولی هرچه تلاش می نمایند .بر عکس از جایگاه واقعی دور ودور تر می شوند . زیرا از یک طرف .خوش شانس نیستند واز طرفی در انتخاب افراد همیشه در اشتباه اند وهیچ وقت با مشورت و هماهنگی ویا اگاه سازی . واز همه مهمتر غریبه پرستی.یعنی گراش کامل به سمت غریبه ها وتازه واردها ودور گشتن از دوست وآشنایان ووابستگان .
مثال فردی مسئول فلان ارگان ویا اداره می شود .بجای اینکه از دوست وآشنا وهمشهری خود استفاده نماید .تا پشت وهمفکر یار ورفیق اش باشد . تادر آینده دادرس اش شود ویابتواند خود از او بهرمند گردد .یعنی دو فردای آینده اگر باز نشسته ویا بر کنار گشت .بتواند از طریق همان فردی که خود اورا بکار گرفته ویا مشغول به کاری نموده .مشکلات خود را رفع نماید .ویا دوست ویا آشنا ویا فرزند خود را از طریق همین دوست مشغول به کاری نماید.
برعکس سعی می نماید زمان مسئولیت ویا زمان خدمت وکارشان از بیگانه ها استفاده کنند . که همین اشتباه شان برعکس می شود .یعنی همان فرد غریبه . زیر آب اش را به راحتی می زند وهمچنین مثل آب خوردن ریشه اش را می خشکاند . ودو فردای اینده هم که باز نشت گشت .نه آشنائی دارد مشکل اش را رفع نماید ونه اشنائی دارد دوست وآشنا ویا بچه اش را مشغول به کاری نماید.
یعنی تازه به درد دیگران مبتلا می گردد. یعنی بیکاری وگرفتاری ودنبال کاروکسب وغیره…که دیگر کار از کار هم گذشته وکاری نمی توانند بکنند..
اگر من انزلی چی وگیلانی . اندکی تلاش نمایم افراد سالم وپاک وکاری را به دیگران معرفی نمایم.ویا اندکی در انتخاب افراد درست اندیشیده باشم ویا درست فکر ویا با چند عزیزدیگر مشورت نموده باشم هرگز گرفتار نخواهم شد. گرچه نباید همه مقصر را مسئولین ویا همشهری ها ویا دوستان همشهری ویا آشنا بیندازیم. زیرا در بسیاری مواقع خود ما مقصر هستیم .بجای همفکری ویا درست اندیشیدن ویا خدمت نمودن .برعکس سوء استفاده وبجای خدمت خیانت وبه یاوه گوئی .پشت دیگر غبت ودروغ گفتن می پردازیم. که همین اشتباه همیشه باعث عقب ماندکی ما وشهروباشگاه شهرمان می گردد.
مثال باشگاه ملوان نیم قرن سابقه دارد .چرا نمی توانیم هنوز جایگاهی مناسبی برای باشگاه ملوان بیابیم. باشگاهی که هر فصل چندین بازیکن با تجربه راهی لیگ برتر می نماید.
باشگاهی که هر فصل چندین بازیکن به پیشکسوتها اضافه می گردد بخاطر بالا رفتن سن شان.
هماهنگ نبودن .همفکر نبودن وبا همدیگر مشورت نکردن باعث گشته باشگاه ملوان هرگز به احداف اش نرسد . زیرا اگر هماهنگ وهمفکر وبا همدیگر مشورت می کردند هرگز مشکلی در کنار باشگاه نبود . زیرا اگر حدف خدمت بود .اجتماعی ویا جمعی ایجاد می نمودنند تا با همفکری وهمدردی راهی برای نجات بیابند . زیرا ریاست طلبی وپست ومقام وبدست آوردن جایگاه مانع چنین تجمع ویا اجتماعی شدن می گردد .
زیرا این دوستان احساس می نمایند تشکیل میزگرد ویا تجمع با هوادران باعث از دست دادن پست ومقام وجایگاه شان می گردد.
بخاطر همین هرگز تلاش نمی کنند .اجتماعی حرکت نمایندوهمیشه مخالف اجتماع وجمع می باشند.
خود همین دوستان باعث می شوند باشگاه وارد حاشیه گردد .خود همین دوستان هستند که با اشتباهات شان سد راه باشگاه ملوان می شوند .زیرا هرگز به هواداران ویا عاشقان باشگاه ملوان بهائ نداده ونخواهند داد. بخاطر همین هرگز به احداف شان ویا به آرامش هم نخواهند رسید.
ورزش یعنی مردم .وقتی هوادار ویا مردمی وجود نداشته باشد .ورزش معنا ومفهومی ندارد .اگر خودمان به خودمان بهآء دهیم خودمان برای هواداران ارزش قائل گردیم وخودمان ارزش خودمان را بدانیم دیگران هم مجبور می شود .ارزش وقدر وجایگاه ماها را بدانند وهرگز کسی به خود اجازه نخواهد داد حق را ضایع ویا در دگران حق ما ناحقی بکنند .
وقتی خودمان در حق خودمان ظلم وناحقی می کنیم چگونه انتظار از دیگران داریم .در حق ما ناحقی نکنند .
آن هم در حق استان وشهر ی که دروازه اروپا می دانیم. شهری که بسیاری از ورزش ها ریشه اش از همین استان وهمین شهر می باشد.
مثال همین فوتبال- فوتبال ساحلی- فوتبال بانوان- قایقرانی- بوکس وووو .بهاء ندادن به انزلی .بهآئ ندادن به خودشان می باشد وبه ضرر خودشان . ناحقی های را که این فصل در حق ملوان نمودنند نتیجه اش را هم در همین فصل ودر همین لیگ خواهند دید. زیرا همه فوتبالی ها می دانند .عشق به ورزش وعشق به فوتبال بیشتر از همین شهر وهمین استان بلند می شد. وقتی ۵باشگاه از پایتخت یعنی ۱۰ بازی با رفت وبرگشت در تهران ویا ۳ باشگاه در تبریز ویادویا سه باشگاه در خوزستان ومشهد .یعنی در اصل فوتبال در ۵ الی ۶ استان .باید برگزار گردد. یعنی ورزش در ۱۵ الی ۲۰ استان مرده .
بخصوص در انزلی ویا حاشیه دریای خزر . ..لیگی شروع شد بسیاری نفهمیدند لیگ کی شروع شده ویا کدام باشگاه ها بازی نمودنند .
حال بر می گردیم به داستان ((((مازیار و پژمان ))).
چگونه می توانیم سکوت نمائیم دو بازیکن ویا دو اسطوره را به همین سادکی بر کنار که نه برکنار بلکه . کاملا آنها را محوشان نمایند. بازیکنانی که در بدترین شرایط باشگاه در فصل های گذشته به باشگاه ملوان بازگشتند .گرچه باشگاه ملوان بخاطر مدیریت های غلط ونادرست همیشه با مشکلات فصل را شروع وبه پایان میرساند.بازیکنانی با تعصب وعاشق واقعی باشگاه ملوان.
چگونه می توان تحمل نمود بازیکنانی که بخاطر عشق به ملوان وهمشهری های شان ویا بخاطر اینکه احساس نمودنند بدهکار ویا مدیون باشگاه وهواداران هستند . منتظر اوضاع ملوان بماند وبه باشگاهی دیگر نروند. تا بتوانند دوباره تلاش نمایند .اشتباهات دیگران را که همه ما می دانیم که اشتباهات کلی بخصوص مدیریتی بوده.

چگون می توان بازیکنانی که با صورت شکسته ودرد کمر برای حفظ نام باشگاه جنگیدند . وتوسط افرادی برکنار شوند که دردی از این شهر واین باشگاه واین هواداران واین مسئولان را به اندازه دانه ارزنی احساس ننموده اند.
چگونه می توان بازیکنانی را نادیده گرفت که توسط اشخاصی بر کنار شوند. که پایان دوران مربیگری شان به پایان رسیده .افرادی که امروز اگر مشکلات مالی نباشد از آنها در دسته های دومی وسومی هم استفاده نمی کنند .افرادی که بخاطر بالا بودن سن ویا مشکلات دیگر توانائی برای مربیگری ندارند .
.اگر چنین بازیکنی توسط افرادی چون گل محمدی ویا افرادی چون برانکو ویا دائی و قلعه نوعی کنار گذاشته می شدند .مشکلی نبود .ولی کنار گذاشتن چنین بازیکنانی که یک سرو گردن از بازیکنان جوان ما که در لیگ برتر بازی می کنند بالاتر هستند.حال دوستان آنقدر با اعتماد به نفس کامل سخن بیان می آورند که این اسطوره ها نمیتوانند در دسته دو کمک حال باشگاه ملوان باشند. ویا ملوان در دوران همین دوستان به لیگ پایین تر سقوط نموده.
آیا همین بازیکن فصل قبل در لیگ برتر نبودنند. آنقدرنا کار آمد گشته ا ند که در دسته دو نمی توان از آنها بهره برد.
آیا تجربیات این دو اسطوره هیچ کاری نکند یعنی در زمین راه بروند یک نیمه ویا ۲۰دقیقه نمی توانست کمک حال باشگاه وجوان گردد.
مجسمه خالی شان در داخل زمین می ارزد چه رسد به نصف ویا یک نیمه کامل.
نمی دانیم داستان چیست .ولی این را می دانیم فوتبال یعنی چه ویا بازیکن می تواند بازی کند ویا دوران بازی های اش به اتمام رسیده.
فقط این را می توانم به دوستان بگویم هواداران ملوان به اندازه یک مربی ویا یک مدیرویا بیشتر از مربی ومدیر می فهمند وفوتبال را درک می نمایند وهیچ وقت هم بیگدار به آب نمی زنند ویا ..
۹۹ در۱۰۰ هواداران وحتی خود پژمان ومازیار هم می دانند که باید کم کم میدان را به جوانان واگذار نمایند که حتی خودشان هم با صراحت بیان نمودنند و اینقدر جربزه وشهامت هم داشتند که بیان نمایند .
درد ما این است چرا مشکل ملوان فقط می تواند توسط پرسپولیسی ها باز گردد.آیا در این فوتبال کثیف که داور ان با یک پنالتی ویا بازیکنان با پول گرفت ویا وعده جذب به انه خیانت می نمایند .چگونه می توان باصراحت گفت که این بازیکنان در ملوان بودنند وملوان به دسته دو رفته ویا حذف گشته.
ولی بیاد نمی آورند تیم وبازیکنانی که دست افرادی بودنند که ملون در حال حذف شدون بود با آوردن یک مربی مثل اسکوچیچ همان تیم به رده سوم ویا چهارمی دست یافت . مربی خارجی ای که هنوز سابقه ای از او نداشتیم. ویا باشگاه را به از او می گیرند . همه می نالند مشکل ملوان بازیکن است آقایان گوش نمی کنند آقا نصرت خان می رود .دوباره یک مرب خارج ناشناخته می آورند . باز هواداران خود را پاره می کنند مشکل کمبود بازیکن است .که پژمان وابشگ جذب ملوان می گردد وهمزمان با ایشان .فیروز گریمی را می آورند وملوان هم با هزار مشکلات در لیک می ماند .ویا فصل بعد با داشتن وجذب چندین بازیکن .با دروغ وریا .که فلانی مالک است ویا فلانی قرار است باشگاه را خریداری نماید . توانستند چند بازیکن خوب جذب نمایند ودر کنارش هم آقای قلعه نوعی را جذب نمودنند .فصلی که همه راضی وامیدوار بودنند .حتی غریبه ها .که همه با اطمینان .ملوان را جزء ۵ تییم برتر لیگ برتر می دانستند . ملوانی که ذوب اهن را که آماده ترین باشگاه لیگ بود برد وبازی بعدی را هم نتیجه مساوی گرفت. بدون اینکه قلعه نوعی معلوم گردد مربی ملوان هست ویا نه .ولی آقایان با آوردن استیلی دوباره باشگاه را نابود نمودند ویعنی باخت های ملوان یکی یکی دنباله داشت. .
باز هواداران خودشان را پارهنمودند مشکل از مربی است . یک مربی با تجربه بیاورید .دوستان انگشت روی دو مربی مشغول به کار گذاشتند در ۵ الی ۶ بازی پایانی لیگ .آقای ممی احمد زاده وفرهاد پورغلامی .زیرا قعطی مربی آمده بود …وقتی از آغاز فصل هواداران مشکل ملوان را بیان نمایند که مشکل ملوان مربی است .باشگاهی که بازی ها را یکی یکی واگذار می نمود ورده ۱۶ قرار گرفته بود . باشگاهی که همه اعتماد به نفس خود را از دست داده بودنند .ممی احمد زاده می خواست معجزه نماید.
این داستان ۷ الی ۸ مربی ای که تاریخ مصرف شان گذشته بود . تنها مربی موفق که توانست بازیکنانی که دست این ۷ ال ۸ مربی که
نتوانستند با همان بازکنان موفق گردند. فقط قلعه نوعی بود .که دوماه هم نگذاشتند بماند . با یکی دو برد دک اش نمودنند.
حال چگونه می توان با صراحت گفت .این بازیکنان در ملوان بودنند وملوان حذف شد.
ملوانی که سه فصل پی در پی توسط پرسپولیسی های عاشق هدایت وحمایت شد. ملوانی که بازیکنان وومالک ومربی اش پرسپولیسی بودنند .پزسپولیسی که در همه ادوار با ناحقی توانست از سد ملوان بگزرد .چه ناحقی داورها وچه…
وقتی با صراحت می گوئیم باعث باخت ملوان بازیکنان هم می تواند .باشد .همانطور هم با صراحت می توانیم گفت .باعث باخت ملوان هم می تواند نوعی خیانت پرسپولیسی های که به ملوان آمدهان هم صورت گرفته باشد. یعنی تضعیف کردن ملوان.

.ولی درد همه ما این است وقتی باشگاهی را مثل آب خوردن به دسته پایین تر می فرستید .وقتی کور وکر وکچل وبی تجربه را مربی ومدیر ومالک باشگاه که نیم قرن سابقه وتجربه دارد می نماید . ولی دو بازیکن با تجربه لیگ برتری فصل قبل باشگاه نمی توان وانقدر اوفت نموده که نمی تواند ۲۰ الی ۳۰ دقیقه برای باشگاهی که سالها با عشق وتعصب در کنار آن بوده نمی تواند مفید واقع گردد. بازیکنی که هر فصل مقداری را هم بخشیده.
همه ما می دانیم فوتبال حرفهای شده وهر بازیکن وهر مربی وو می توااند وحق اش است به هر باشگاهی که بیشتر برای اش می ماسد برود . وهر مربی ای حق جذب ویا رد کردن بازیکنی را دارد ویا هر مالک ومدیری حق تصمیم گیری برای رسیدن به احداف های اش دارد.
ولی مربی ومالکی ومدیری که کارنامه ای درخشانی از خود بجا گذاشته باشد .آن هم در رشته خود. ویا حداقل تعدادی او ویا کارد اش را تائید نموده باشد.
آیا آنقدر بازیکن با تجربه داریم که برای نیم فصل هم از ان دو اسطوره بخاطر قدر دانیی از زحمات وتلاش وتعصب وغیرت شان در همین فصل بهر برده باشیم.
ویا همه حرف ها به کنار .وقتی از حق وعدالت سخن بر زبان می آوریم. حق این بود .پژمان ومازیاری که توانائی بازی را ندارند ویا دوران فوتبال شان به پایان رسیده .همانطور که درجذب بازیکن جوانگرائی می نمائیم .این فصل هم که باشگاه از لیگ برتر سقط نموده مربی وسکاندار می شدند تا شاید این جوانگرائی هم جواب مثبت ومفیدی می داد.
ویا حتی در کنار یک مربی با تجربه ویا حتی خود آقای مایلی کهن دستیار می شدند .تا در آینده از آنها باشگاه بهر مند می شد.
باشگاه خوب یعنی همین .بهره بردن از افراد خودی در صورتی که تجربه وکاربلد باشد.
اگر چنین عدالتی بود .بازیکنی تصمیم جدائی نمی گرفت .بخصوص باشگاه پر طرفدار ودوست داشتی ای چون باشگاه ملوان.

برای من انزلی چی حضم نمودن اش بسیار سخت است فردی که خود را هم اندازه کی روش بداند وتیمی ببندد و بازیکن لیگ برتری خود را نادیه بگیرد وبرود با تیم پرسپولیس قائمشهر بازی تدارکاتی برپا نماید . اگر واقعا اینقدر بازیکن ویا اینقدر اعتماد بنفس داریم چرا بازی تدارکاتی ای با باشگاهی بر پا نمی کنیم که در شان ومقام باشگاه ملوان باشد.
. نوشت ویا گفتن چنین جملات ویا کلماتی نه برای بی احترامی به دوست وعزیزی است ونه حمایت از فردی چون پژمان ویا مازیار وغیره.
احترام همه عزیزان برای ما واجب بخصوص گیلانی وانزلی چی .ولی کسی واقعا گیلک ویا انزلی چی باشد .هرگز از واقعیت وحقیقت فرار نخواهد نمود وبر عکس بیشتر از واقعیت ها وحقایق ها لذت خواهد برد…
وقتی در چنین شرایطی .که هزاران مشکلات هست .باشگاهی نام از آقای مایلی کهن به عنوان مربی بر زبان می آورند وهمه سکوت می نمایند ووقتی دو اسطوره به همین راحتی حذف می شود واین همه احتراز می گردد .نشانه چیست .نشانه همه درک وبالا ویا همان صحبت دروازه اروپاست.
زیرا کسی دوست ندارد .داستان اشتباهات گذشته ویا داستان اشتباه آقای استیلی تکرار گردد.
زیرا برای همه روشن وآشگار است بودن پژمان ومازیار به نفع باشگاه ملوان است حتی ۱۰ الی ۲۰ دقیقه. ولی آیا باشگاه به مشکل برخرد کند واحساس نماید جای پژمان ومزیار خالی است .میتوان کاری نمود..یا باید دسته سه را در نظر داشت.

پاسخ