photo_2016-05-20_19-50-26

 

پس از سالها فراز و نشیب کشتی ملوانان در مشهد به گل نشست. امری که هرچند با توجه به وضعیت نابسامان مالی و مدیریتی باشگاه در این سالها چندان دور از ذهن نبود اما همواره نیروی مافوق تصور بشری آنرا به تأخیر می انداخت. تأثیر انرژی مثبت هواداران بود یا حمایت معنوی جد حاج آقا سید محمد نجفی یا … ؛ هر چه که بود نتوانست در این فصل قوی سپید انزلی را از مرگ در صحرای مشهد برهاند.
اغراق نیست اگر بگوییم با مرگ قو، انزلی هم به حال اغما فرو رفت و گویی روح شهر از کالبد آن جدا شد. آنگونه که با گذشت چند روز از این اتفاق هنوز مردم مبهوت و خشمگین اند و منتظر شنیدن چرایی این فاجعه. اما دریغ! هر آنکس که تا کنون عهده دار مسؤولیتی بود در گوشه ای به انتظار سرد شدن داغ مردم و فراموشی آنان نشسته است ، غافل از اینکه این بار هواداران به انتظار پذیرش مسؤولیت سقوط، عذرخواهی و کناره گیری حداقل تعدادی از مقصران این فاجعه خواهند نشست.
آقایان ما شما را فراموش نخواهیم کرد؛

مهندس حاج حسن خسته بند:

هر چند در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی در فصل گذشته که باعث شد نماینده شهرمان مسؤولیت حراست از یکی از مهمترین دغدغه های مردم این شهر را به دست سایرین بسپارد، بسیار آزار دهنده است اما آنچه ایشان را در جایگاه مقصر سقوط قوی سپید می نشاند تبدیل باشگاه ملوان به کلوپ هواداران جناح سیاسی متبوع شان است. متأسفانه مدتهاست در باشگاه ملوان مسؤولیتها نه بر مبنای شایسته سالاری و توان فنی و اجرایی افراد بلکه بر حسب تعلقات جناحی تقسیم می شود. امری که این فصل و با سقوط ملوان بیش از همه سالهای گذشته نمود عینی پیدا کرد.
* امیدواریم مهندس خسته بند هرچه زودتر دریابند سرنوشت ملوان سیاسی دیر یا زود چیزی به جز سقوط نمی توانست باشد و سیاسیون – از هر جناحی که باشند – تنها باید نقش حمایتی و نظارتی را در ورزش ایفا کنند و کار را به کاردان بسپارند.

دکتر حاج احمد دنیامالی:

فرشته نجات ملوانی ها که قبل از شروع فصل با جمع آوری امضاء و طوماری ورزشی و غیر سیاسی از طرف هواداران با سمت رییس هیأت مدیره به ملوان ورود کرد و زمام امور را در دست گرفت تا پایانی بر ناکامی های سالهای اخیر باشد ؛ آنی نبود که از دور می نمود! با وجود آنکه با عدم توفیق در جذب سرمایه گذار و حتی اسپانسر – علیرغم وعده ها و مصاحبه های اول فصل – دنیامالی تنها تأمین کننده منابع مالی باشگاه در کل فصل بود و هزینه های باشگاه و پرداخت حدود یک چهارم از قرداد بازیکنان تا اینجا، از کانال ایشان صورت گرفت؛ اما اشتباهات فاحش و مکرر در تصمیم گیری و اصرار بر آنها، مدیریت دیکتاتور مآبانه و عدم پاسخگویی به افکار عمومی در کنار عدم حضور در انزلی و سپردن اختیار به فردی که سابقه روشنی از وی در دست نیست (سعید پیر محمویی؛ که بسیاری از مشاوره ها و تصمیمات غلط از طریق وی انجام شد) سالی سیاه در کارنامه مدیریتی ایشان به یادگار گذاشت و مردم را نسبت به توانایی های مدیران ارشد کشور دچار تردید کرد.
* امیدواریم دکتر دنیامالی با درس گرفتن از اشتباهات فصل گذشته و با بهره گیری از افراد کاردان، تمامی تلاش خود را برای بازگرداندن ملوان به جایگاهی در خور نام بزرگ آن انجام دهد.

 محمود بدیعی فر – مهندس رضا پورشعبان:
مسئولین سیاسی شهری عضو هیأت مدیره ملوان که هم نحوه حضور آنها در هیأت مدیره به عنوان نماینده مردم ( صاحبان ۷۰ درصد سهام باشگاه ) محل ابهام و اشکال است و هم دلیل اصرار بر حفظ آنان در این جایگاه به هر قیمت ممکن( حتی فراری دادن سرمایه گذاران مختلف ).
میزان تأثیرگذاری این بزرگواران به واسطه حضور در هیأت مدیره – به جز حضور سیاحتی در اردوهای تیم و قرار گرقتن در کنار افراد مشهور و انجام مصاحبه و دادن وعده های بی سرانجام- بر ما هواداران پوشیده است. عزیزان! بدون نشستن بر روی صندلی هیأت مدیره هم می توان منشأ اثر بود و ارائه خدمت کرد؛ اگر واقعاً تشنه خدمت باشید.
* امیدواریم هر دو عزیز علاقه قلبی شان به تیم ملوان را با خالی کردن صندلی های خدمت و سپردن آن به افراد مفید و موثر ابراز دارند.
مجموعه نیروی دریایی ( ناخدا حداد – ناخدا آذرگون – ناخدا احمدی ):
نیروی دریایی که در سالهای پیش به عنوان صاحب امتیاز باشگاه ملوان خاطرات خوب و فراموش نشدنی فراوانی را برای دوستداران ملوان به وجود آورده بود؛ پس از واگذاری ۷۰ درصد سهام و با کمرنگ شدن میزان تأثیرگذاری بر تصمیمات کلان باشگاه؛ نه تنها به مرور تعلق خاطر به این تیم را هم به بوته فراموشی سپرد، بلکه در انجام وظایف بر عهده گرفته نیز قصور بسیار داشت.
انتقال شاهین ثاقبی و محمد پور رحمت ا… در فصل پیش به تیم تراکتورسازی و عدم توانایی در جذب مهدی شریفی در همین فصل – که همین مورد آخر می توانست منجر به بقای ملوان شود – به کنار؛ نحوه مواجهه با بازیکنانی که برای « خدمت » مقدس سربازی در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی به ملوان آمده اند تعجب برانگیز است. چگونه بازیکن سرباز به خود اجازه تمرد و تعیین تکلیف برای باشگاه را می دهد؟ مگر قوانین نظامی در انزلی و تبریز متفاوت است؟
* امیدواریم افرادی که در حال حاضر به نمایندگی از نیروی دریایی در مجموعه ملوان حضور دارند از این بابت که تاکنون وقت گرانبهایشان را هدر دادیم ما را ببخشند و جای خود را با افراد دیگر توانمند، قاطع و البته علاقمند حاضر در این نیرو تعویض کنند.

حاج محمود پیشگاه هادیان:
پیشکسوتی عزیز با انتساب به خانواده ای معظم و معزز که به شکلی عجیب! در تمامی سالهای گذشته در پستهای مختلف در باشگاه مشغول خدمت رسانی بوده؛ تا جایی که در وصف ایشان می گویند : پیشگاه نمی رود فقط از پستی به پستی دیگر منتقل می شود!
حاج محمود پیشگاه هادیان امسال در نقش معاون ورزشی و قائم مقام باشگاه ملوان با تنظیم قراردادهای مالی نجومی و غیر متناسب با وضعیت مبهم باشگاه و توان فنی و اجرایی افراد برای خود و سایرین؛ کمر باشگاه را پیش از شروع مسابقات شکست و – در بهترین توصیف با بی مسوولیتی و ناآگاهی – تعهداتی ایجاد کرد که نه تنها باعث بالا رفتن نامعقول توقعات بازیکنان شد بلکه با افزایش بدهی های انباشته؛ راه ورود سرمایه گذاران احتمالی را دشوار تر از پیش ساخت.
* امیدواریم جناب پیشگاه هادیان پس از سالها خدمت به باشگاه ملوان مدتی را هم به استراحت و حضور در کنار خانواده اختصاص دهند.

مسعود رضاییان:
مدیرعامل متشخص این فصل ما که از جنوب به شمال آورده شد تا صندلی مدیرعاملی باشگاه خالی نباشد هرچند که هیچگاه لیوان مورد اشاره عادل فردوسی پور را به اختیار خود حرکت نداد!
جناب رضاییان که از ابتدا شرط کردند تعهدی برای جذب منابع مالی نخواهند داد؛ برای حلال کردن دستمزد دریافتی از باشگاه ملوان روزی چند وعده مصاحبه می فرمودند و در اوج ناداوری ها علیه ملوان از داوران تشکر کردند.
در جنگلی به نام فوتبال ایران که برای احقاق حق باید گرگ بود؛ شخصیت متین ایشان – که مورد احترام همه اهالی فوتبال است – یکی از پاشنه های آشیل تیم ما در این فصل بود و داواران بارها و بارها با آسودگی خیال سرمان را حتی در انزلی بریدند اما دریغ از یک مصاحبه تند یا تهدید یا جنجال رسانه ای برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات!
* امیدواریم در فصل جاری بتوانیم جناب رضاییان را به یکی از باشگاه های سوییس! ترانسفر کنیم تا هم ایشان با آرامش به مدیریت بپردازند و هم ما هزینه هایی را که بابت حضورشان در ملوان متقبل شدیم جبران کنیم.

حاج محمود رمضانی:
ریاست محترم هیأت فوتبال انزلی که کاش سوز دل جوانان این شهر به اندازه حفظ جایگاهش برای ایشان ارزشمند بود! و کاش با شجاعت بیشتر عمل می نمود و برای حفظ میراث ارزشمند پدران مان قاطعیت بیشتری از خود نشان می داد. از قربانعلی الماس خاله رییس هیأت فوتبال گیلان و مسعود رهنما رییس اداره کل ورزش و جوانان استان هیچ توقعی نداریم؛ آنها غریبه هایی هستند که پیشتر نیز به کررات تعلق خاطر !!! خود را به ملوان نشان داده بودند؛ اما شما دیگر چرا؟

استیلی و شرکاء:
در مورد ضعف های فراوان استیلی نیازی به توضیح هست؟ همه می دیدند جز آنکه باید ببیند!

محمد قدیربحری:
کاپیتان گرانقدر آخرین ملوان قهرمان؛ که کاش برای اثبات شایستگی های فنی خود زیر چتر سیاسیون قرار نمی گرفت. شاید آن وقت حضور ایشان بر روی نیمکت ملوان حتی به عنوان کمک سوم یا چهارم ( در زمان استیلی ) توجیه فنی می یافت.
محمد آقای عزیز لطفاً خاطرات خوب ما از خودت را بیش از این خراب نکن.

محمد احمدزاده:
هرچند حضور محمد احمدزاده در ۸ بازی پایانی لیگ جانی دوباره به تیم و هواداران بخشید و تا آخرین دقیقه ما را به بقا در لیگ امیدوار نگاه داشت اما واقعیت این است که وی نتوانست در نهایت از فرصت موجود به خوبی استفاده کند. فرو ریختن دروازه ملوان در دقایق پایانی چند مسابقه نشان داد ضعف تیم در فاز دفاعی به درستی شناخته یا درمان نشد. شاید اگر احمدزاده وقت کشی و یا حتی فوتبال کثیف را بلد بود ما اکنون در لیگ بودیم.

بازیکنان ملوان:
بی اغراق بساری از بازیکنان این فصل ملوان در اندازه پیراهن مقدس این تیم نبودند. بازیکنانی که با عدم درک شرایط حساس تیم؛ از فقدان یک بزرگتر سو استفاده کرده و به حاشیه هایی دچار شدند که نباید! بازیکنانی که فراموش کردند ملوان روح و جان مردم این شهر است و با بی مسوولیتی همه آرزوهای دوستداران ملوان را بر باد دادند. همانهایی که در پایان لیگ با شعار بی غیرت بی غیرت هواداران روبرو شدند.

هواداران:
شاید بهترین رکن از ارکان باشگاه ما هواداران بودند که حتی تا ثانیه های پایانی دست از حمایت معشوق نکشیدند. اما کاش این هوادار می دانست حمایت همیشه به مفهوم چشم بستن بر خطای مجموعه تیم نیست. گاهی برای حمایت باید فریاد زد و باز خواست کرد چون اسم هیچ فردی در این مجموعه از نام ملوان بزگتر نیست!

رسانه ها:
اگر رسانه ها آن وقت که باید چشم بیدار مردم بودند، بر بعضی اتفاقات چشم نمی بستند و لب نمی گزیدند یا عافیت طلبی نمی کرند؛ شاید امروز سرنوشت دیگری داشتیم. و اگر به اسم حمایت از فلان فرد یا مسئول از نقدهای تلخ گذشته برآشفته نمی شدیم و درصدد ایراد اتهام به این و آن بر نمی آمدیم شاید شهر ما امروز می خندید.

* از نقش داریوش بهشتی در این سقوط چیزی ننوشتیم. او می داند و خدای خودش!

این بود شرح مختصری از عملکرد مردان سقوط که اگر بخواهیم با جزئیات به شرح عملکرد آنها بپردازیم نیاز به انتشار یک جلد کتاب می باشد، البته در این ناکامی افراد دیگری نیز نقش داشتند که میزان تاثیرگذاری آنها نمی تواند نامشان را در این لیست قرار دهد.

رامبد رشیدی راد – انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

روی شکلک مورد نظر کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

REZA

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

یک هفته گذشت ولی هیچ کدام از این آقایان به اصطلاح مسئول ؟؟؟ حاضر به جوابگوئی به خیل عظیم هواداران نیستند . آیا اینها میتوانند شبها راحت سر بر بالین گذارند. من خودم هنوز با این واقعیت تلخ کنار نیامده و باور ندارم . نگاه و دید من نسبت به همه چیز تغییر کرده ، بی تفاوت شده ام . انگیزه ای برا انجام هیچ کاری ندارم . مطمئنم که خیلی ا زهواداران دچار این روزمرگی شده اند . چه کسی پاسخگوست ؟ آقای نماینده ای که چندین دوره با هزار ترفند و فریب بر صندلی مجلس تکیه زده ای نباید جوابگوی مردم باشی؟ لابد میگوئی پاسخگوئی برای چه و برای چه کسی ؟ شمائی که هیچ کارنامه ای نداری و هیچ قدمی برای این مردم برنداشتی ؟ جوانان این شهر مثل من و امثال من آواره این شهر و آن شهر وشده اند ؟ پدران ما مانده اند و آنها هم که حال و روزشان معلوم است .
ولی بدانید که این روزها می گذرد و روزی فراخواهد رسید که شما باید جوابگوی اعمالتان باشید .

پاسخ

اهورا

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

در اخرین بازی خانگی با صبای قم که تیم نیاز مبرم به ۳ امتیاز داشت از ۸ هزار تماشاگر حداقل ۲ تا ۳ هزار نفر غیر انزلیچی بودند !!!!!!در اطراف بنده تماشاگرانی از لنگرود و لاهیجان و صومعه سرا و تالش بودند !!!!! همشهری عزیز در انتخابات که بیخیال بودی و حاجی با ۱۴ هزار رفت مجلس …. با ملوان چرا ؟؟؟

پاسخ

آریان

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

ضمن تشکر از آقای رشیدی راد که تحلیل بسیار خوبی از عوامل سقوط ملوان ارائه نمودند باید از انفعال مسئولان بی تدبیر تیممان که از بد حادثه در تمامی سطوح مدیریتی شهرمان حضور پررنگی دارند ،اظهار تاسف کرد.بیهوده نیست که بندرانزلی به شهری عقب افتاده در بخشهای اقتصادی ،فرهنگی،سیاسی،هنری و ورزشی تبدیل شده است.مشکلات زیست محیطی بیداد میکند.بهترین جوانان مستعد شهرم آواره شهرهاوکشورهای دیگر شده اند.انزلی به ویرانه ای تبدیل شده است که فقط باعث شرمساری شهروندانش است.ما خجالت میکشیم که نماینده شهرمان در تمامی ادواری که در مجلس بوده است هرگز نتوانسته است در حل معضلات حوزه انتخابیه اش کار مثبتی انجام دهد.مردم انزلی دلشان به تیمشان خوش بود که آنهم بابی تدبیریهائی که آقای رشیدی راد به درستی ریشه یابی کردند به دسته پائین تر سقوط کرد.اگر مجموعه عوامل سقوط مذکور را حتی به عنوان غده های خوش خیم در نظر بگیریم باید بیمارمان را به بیمارستان ببریم تا پزشکی متخصص جراحی ،این غده ها را از پیکر بدن نحیف بیمار خارج کند.اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل و معاون ورزشی و کادر فنی وبازیکنان بی انگیزه وپرمدعا ،همان غده هائی هستند که بایداز داخل پیکر تیم محبوبمان کنده شوند .تا این غده ها وجود داشته باشند فقط باید شاهد مرگ تدریجی و نابودی محبوبمان باشیم.تمام ایران از عادل فردوسی پور و بهرام شفیع وعبدالله روا گرفته تا جناب خان خندوانه از بابت سقوط ملوان اظهار تاسف کردند ولی دریغ از یک اظهار نظر از متولیان بی رگ تیممان.همان متولیانی که منطقه آزاد وهدایتی ودرودگر را فراری دادند و با علم کردن محجوب و بهشتی خواستند تیمداری کنند و سیاستهای خودشان را از زبان دیگری پیاده کنند.نحوه انعقاد قرارداد عوامل تیم از معاون ورزشی و کمک مربیان تا بازیکنان اصلی با بهشتی ،مشخص میکند که آقایان به جای حضور آبرومندانه در لیگ به فکر جیبهای گشادشان بودند.تنها راه نجات ملوان پاکسازی کلی تیم از سیاستمداران وعوامل آنهاست.تا زمانی که این عوامل حضور پررنگ دارند هیچ اسپانسری حاضر به حمایت از ملوان نیست.والسلام

پاسخ

guilak

گیلک

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

با سلام .تشکر از تحلیل و آسیب شناسی شما.بنده گاهی درباره تیم محبوبمان ملوان کامنت می گذارم و علت کمکاری بنده این است که احساس میکنم که کوچکترین تاثیری در تصمیم گیریها ندارد.شاید هم اصلا مسئولان باشگاه نمی بینند که بخواهند ترتیب اثر بدهند.امروز هم پس از مطالعه نوشته آقای رشیدی راد عزیز وسوسه شدم به نکاتی اشاره کنم.توجه نگارنده بیشتر بر مدیریت و توانمندیهای پرسنلی و نیروی انسانی باشگاه ملوان متمرکز است.صد البته سیستم مدیریتی مجموعه می تواند در موفقیت و یا شکست باشگاه بسیار حائز اهمیت باشد.به سیاسی بودن و ورزشی و فوتبالی بودن یا نبودن بعضی از مدیران پرداخته شده است.از نماینده محترم شهر انتظار دارند که باشگاه ملوان را به کلوپ سیاسی تبدیل نکنند.از حاج محمود پیشگاه هادیان توقع دارند که مدیر مادام العمر نباشند و از این قبیل خواسته های معقول و منطقی!!! مگر می شود؟امروزه همه امور زندگی ما بنحوی متاثر از سیاست و دیدگاهها و عملکردهای سیاسی شده است.مگر میشود ورود مدیری با دیدگاه سیاسی متفاوت توسط مدیر مافوق پذیرفته شود؟اصلا مگر امکان دارد که مدیری روی حرف مدیر دیگری حرفی بزند؟اصلا چه معنایی دارد؟!!! بنابراین به زعم دوستان عاقلانه این است که همه مسئولان یک مجموعه از یک تفکر و بینش سیاسی باشند.یعنی اینکه یک کلوپ سیاسی تشکیل بدهند.این وضعیت در همه سازمانها و ارگانها و… در سطح کشور وجود دارد.شایسته سالاری شعاری بیش نیست.اما جناب رشیدی راد گرامی ملوان مشکلات دیگری هم دارد.یکی از مهمترین آنها مسائل مالی است.و …… در پایان میخواستم جسارتا عرض کنم که تصویر قوی مرده در تیتر را نپسندیدم .بهتر بود تصویری که امید و تلاش و حرکت را در بیننده تداعی کند انتخاب می شد. زیرا ما همچنان امیدواریم به اصلاح امور ملوان و پرواز قوی سفید انزلی بر فراز ایران و آسیا. به یاری حق.

پاسخ

محمد

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

ممنوان از آقای رشیدی برای این متن به نظرم جمع کثیری از این عوامل باید استعفا بدن و بذارن ملوان یه نفس راحت از دست سیاسی بازی ها بکشه. تیم رو که نابود کردین دیگه چی میخواید؟

پاسخ

SARI

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

هر گفته ای می تواند واقعیت باشد ولی مشکل ملوان زمانی حل خواهد شد معلوم گردد ملوان به چه کسانی تعلق دارد .اگر ۳۰ در صد نیروی دریایی و۷۰ در صد هواداران واقعیت دارد .باید عزیزانی که مورد احترام وافرادی که هواداران آنها را بخوبی می شناسد .دست اتحاد دهند وبا کمک همدیگر پیشقدم گشته ویاعلی بگویند . تا هواداران ۷۰ در صد را وارد گود نمود . افرادی همچون پیشکسوتها وبازیکنان دلسوز وعاشق ملوان افرادی وبزرگانی که دربسیاری مواقع ملوان را تنها نگذاشتند ودر گوشه کنار شهرهای ایران بارها در کنار بچه ها بودنند .افراد تحصیلکرده وبازنشسته های شهر ما .هنر پیشه های دوست داشتی شهر ما که همانند ملوان برای مردم با ارزش هستند . هواداران دلسوز وعاشق ملوان .باید گرد هم آیم . باید تلاش نمائیم با همفکری وراه های مختلف از طریق همه عزیزان مشکلات ملوان را رفع نمائیم .مشکلات ملوان با پولهای یکی دو میلادی عزیزانی که وارد گود می شود وبه تنهائی می خواهند مشکلات ملوان را رفع نمایند هرگز رفع نخواهد شد نمی شود. اگر هم حدف شان خوشحال نمودن هواداران ملوان بوده . با نادیده گرفتن ۷۰ در صد هرگز نمی توان به جائی رسید .زیرا باید هم پول وهمفکر فوتبالی داشته باشند .فقط در این صورت مالیکان باشگاه ها بخصوص باشگاه ملوان موفق گردند.
زیرا در کشور ما فوتبال یعنی فقط حرینه .یعنی در آمد زائی صفر .حال اگر شخصی بدون تجربه باشد وبدون توجه به هواداران باشد وبخواهد بتنهائی هدایت باشگاهی را بر عهده گرفته باشد . پایان شان شان اینگونه خواهد بود.تنها راه نجات ملوان این است هواداران واقعی را که اگر تمایلی برای نجات باشگاه ملوان دارند . حامی ملوان نمائیم اگر بتوانیم از میان هواداران دوسه هزار هوادار را پیدا کنیم که بتوانند ماهیانه ۵۰۰۰۰۰ باشکاه ملوان را حمایت مالی نمایند . وبا اندکی کمک های مالی ارگانهای شهری واستانی . ملوان را سرا پا داشته باشیم زیرا اینگونه می دانیم ملوان پشتوانه ای دارد .دست اش خالی نیست . تا به اینجا برای همه ما معلوم گشته کسی بفکر نجات باشگاه ملوان نیست .برای سراپا نگهداشتن ملوان خود عاشقان اش باید تلاش نمایند . همه باهم باید تلاش نمائیم ملوان را به افرادی که لایق وسزاوار هدایت اش هستند .با تلاش وهمت همین عزیزان انتخاب وباشگاه را به آنها بسپاریم.
باید تلاش نمائیم همین هواداران مربی بازیکن ومسئول وو را انتخاب نمایند .باید بگذاریم همین هوادران از گوشه وکنار شهر واستان بازیکنان خوب را تشخیص وبه باشگاه معرفی نمایند . باید به هواداران بهاء دهیم وباید تلاش نمائیم از میان هوادران افراد با استعداد وبا تجربه را تشخیص وبرای همکاری وهمفکری در کنار ملوان حفظ نمائیم. باید تلاش نمائیم ایده های درست ومفید همه عزیزان را جمع نموده را را برای باشگاه ملوان هموار نمائیم .
اگر بتوانیم دوسه سال اصولی وبا برنامه وحساب شده ملوان را حفظ نمائیم . آن وقت همین هواداران می توانند به آرزوهای دیرینه شان برسند.
وقتی بسیاری از بازیکنان ما در این چند ساله عشق شان را به ملوان وشهرشان نشان دادند ووقتی بسیاری از عزیزان در کنار ملوان ایستاند .چه مالی وچه طریق های دیگر پشت ملوان ماندند .۱۰۰ در ۱۰۰ می توانیم با دادن اطمینان وامید به هواداران وبا افراد مورد اعتماد واحترام .هواداران زیادی را جذب نمائیم تا کمک مالی وکمک فکری نمایند تا عشق شان سراپا بماند..
باید تلاش نمائیم .هر ایده ونظری که می توان باشگاه ملوان وعشق شهرمان می رسد پیاده واجرائی نمائیم .
باید حرف زدن را کنار بگذاریم .باید با عمل وحرکت مان عشق به ملوان وشهرمان را نشان دهیم.

پاسخ