malavan

هر بار، هر روز و هر گونه که نام «ملوان» و ترکیب زیبا و دوست داشتنی «ملوان بندرانزلی» را به یاد می آورم، بلافاصله ۲ مقطع تاریخی پیش و پس از سال ۱۳۷۰، به ذهن آشنا می آید؛ چرا که  از سویی همدلی و همبستگی و از سوی دیگر عدم همبستگی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه انزلی—دوستداران و دست اندرکاران ملوان – فراتر از تنگناهای مالی؛ عامل اصلی پویایی و در نقطه مقابل ایستایی ملوان در مقاطع یاد شده اند.

در محیط اجتماعی با وسعت محدود و تراکم جمعیتی بالا چون بندرانزلی، ارتباط مستقیم و موثر میان «مردم» با تیم فوتبال ملوان ومسئولانش، پدید آورنده ملوان وملوانی بوده است که دقیقا متناسب با کیفیت روابط اجتماعی و حال و روز غالب در جامعه انزلی است. و ملوانی که به منزله یک «هویت جمعی» و نمادی بر آمده از دل یک جامعه به شدت جوان و فوتبال خیز، سالهای سال با کمترین امکانات مادی و در عین حال بهره مندی درست و بهینه از پتانسیل ها و سرمایه های انسانی در عرصه فوتبال، در پهنه فوتبال ایران ، فعالیت «جریان ساز» و بسیار مثبت و تاثیر گذاری داشت.

البته از آغاز دهه ۱۳۷۰ به این سو ،متاسفانه نظر به دگرگون شدن و افت ویژگی های رفتاری و شخصیتی  افرادی که در ایجاد و دوام و قوام «مکتب ملوان» به عنوان یک مهد و کانون فوتبالی اصیل و زیبا نقش آفرین بودند؛ رفته رفته دغدغه های اقتصادی و بحران مالی دیرپا در ملوان، صرفا نقابی شد روی معضل اساسی و همانا شکاف اجتماعی و گسست پدید آمده میان سرمایه های اجتماعی، ورزشی، فوتبالی در شهرستان بندرانزلی و متوجه تیم فوتبال ملوان و متاسفانه در ادامه رواج عوام فریبی ها و بی اخلاقی های ریز و درشت در مکتب ملوانی که خود از طلایه داران فوتبال اخلاق مدار و سالم در فوتبال کشور بوده است.

به عنوان یک انزلیچی روزنامه نگار که بیش از دو دهه است دور از زادگاه خویش به سر می برم،  دلیل نهادینه شدن نوعی  «همبستگی تمام عیار» میان کلیه دوستداران و دست اندرکاران ملوان را از بدو پیدایش، زیربنای روحیه تهاجمی، باج ندادن به رقبای تا بن دندان مسلح و موفقیت های پایدار ملوان می دانم و عامل محوری در زمینه سالها اعتبار و اقتدار ملوان، واقعیت تحسین برانگیزی که پیرو اعطای لقب «پرافتخارترین تیم شهرستانی فوتبال ایران» به ملوان در دهه طلایی ۱۳۶۰، نقطه اوجش باز می گردد به قهرمانی افسانه ای ملوان در جام حذفی فوتبال کشور در غروب نورانی چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۶۹ آن هم با غلبه بر سرخابی در مرحله نهایی و دیدار فینال گویی نقطه پایانی بود بر صفحات زرین کتاب تاریخ شکوهمند ملوان و از آن پس تاکنون طی ۲۵ سال قصه پر غصه ملوان در اشکال مختلف تداوم یافته و باز تولید شده است.

واقعیت این است که دیگر جامعه انزلی همان جامعه ای نیست که آنچنان نسبت به ملوان سراپا عشق و اخلاص باشد؛ هرچند معضلات مدیریتی و مالی همه جوره ملوان را در بند قرار داده اما این تفرقه ها و باندبازی ها، که حضور امثال استیلی در ملوان از مصادیق بارزش بوده، اساسی ترین معضل مرتبط با حال و روز این ملوان زخمی و بی بنیه است «نکته ای که در کمال تعجب همین چند روز پیش در گفتگو با آقای هاشمی طبا  رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی از وی شنیدم و به عنوان فردی غیر بومی تاکید درست داشت بر نقش بسیار منفی و فلج کننده این گونه دعواها و باندبازی ها در ضربه زنی به ملوان و عدم رشد و توسعه اش علی رغم همه ظرفیت های بالای فوتبالی.

و حالا ملوان کجاست؟؟!! درست همان جایی که ۲۲ سال قبل بود !اسفند ۱۳۷۳ که هر چند در جمع سقوطکنندگان از لیگ دسته اول جام ازادگان قرار داشت اما به خاطر انحلال تیم بانک ملی ،به لیگ بازگشت و این بار در تیرماه ۱۳۹۵ با سقوط مجدد، حال گوشه چشمی به مسئولان نفت دارد و مراودات سیاسی پشت پرده… آخر چگونه می شود مسئولان ملوان که عمری پرچم فقر و نداری را به اهتزاز درآورده اند و کاسه چه کنم؟! چه کنم؟ در دست گرفته اند و به ویژه طی فصول اخیر با فاصله گرفتن از مردم  به عنوان صاحبان و سرمایه های حقیقی ملوان  غلطترین و غیر منطقی ترین تصمیمات را برای ملوان گرفته اند از جمله: هدایت ملوان به سوی کلیشه پرطمطراق و بی فایده ای چون منطقه آزاد و ورود افراد غیر دلسوزی چون: درودگر، هدایتی، قلعه نوعی، استیلی و… به ملوان، به سادگی هر چه تمامتر در مزایده خرید امتیاز تیم نفت برنده اعلام شوند؟؟!!

به هر روی کم و کیف حضور و حرکت ملوان در فوتبال کشور، صد در صد ریشه دارد به نوع و جنس مطالبات و موضع گیری های دوستداران ملوان و وحدت رویه شان و این گونه است که مسئولان تعهد مسئولیت خطیرشان را پیرامون ملوان احساس می کنند.

سریال روزمره گی های ملوان در سالهای اخیر نه اشاره به «فقر فوتبالی» در جامعه انزلی بلکه موید نزول و سقوط در سرمایه های اجتماعی مرتبط با ملوان است که فی الجمله در عدم بلوغ و توسعه اجتماعی منطقه، عینیت یافته است؛ آنهم در شهری که علی رغم پیشتازی اش در مسیر تحولات اجتماعی و مدنیت در اغاز قرن کنونی، حال در چرخه باطل و نحس منافع اقتصادی باندی جناحی گرفتار آمده است و بیش از هر چیز دیگر، این نحوست و رکود اجتماعی ،در سیما و حال و روز «ملوان» آشکار می شود.

سروش ملت پرست / نویسنده کتاب «ملوان بندرانزلی،حقیقت رویاها»

 منبع: انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

روی شکلک مورد نظر کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

سامانی

۱۴ تیر ۱۳۹۵

جناب آقای سروش ،امید که ملوان انزلی به روزهای دوباره درخشان خود بازگردد،مطلب شما بسیار مبین احوال این روزهای ملوان است.با تشکر از شما برادر دلسوز انزلیچی

پاسخ

SARI

۱۴ تیر ۱۳۹۵

(((( واقعا رو نیست سنگ پای قزوین است.)) تنها جملاتی که میتواند اندکی ارام ام نماید همین جملات بود.
زیرا عشق وتعصب غیرت عقل را از سرمان برداشته .به چیزی فکر نمی کنم جزءبقای ملوان بقائی که ملوان وملوانی نیم قرن هم در داخل زمین وهم در بیرون زمین وهم با مسئولان در حال نبرد ومبارزه است.
تا بتواند سرپا باشد بقائی که نیم قرن بقای اش دست به سوی بقعه زیارتگاه ها بود یم.تا تیم محبو ب مان در برابر مشکلات ساختگی دوست ودشمن در امان باشد.ویا در برابر مشکلات مالی وبی تجربه گی مربیان ومسئولان سراپا وسربلند محفوظ وبرقرارباشد. مشکلاتی که انگاری پایانی ندارد مشکلات مالی .مشکلات داور داورانی که با هر سوت شان لرزه بر اندام هر هوادار وهر بازیکن می اندازند .داورانی که از کوچه وخیابانها از مغازه های بقالی وعطاری اورده شده اند داورانی که حکم وقضاوت شان را می توان با پول خرید..داورانی که بعضی های شان قهرمان وحذف می نمایند.داوانی که با هر سوت باشگاهی را سربلند ویاباشگاهی همچون ملوان را برای همیشه محو می نمایند.
ویا بفکر بقاء در لیگی که مسئولان ویا قانون گذارانی که منتظر کوچکترین اشتباه ویا منتظر اعتراض هواداران هستند تا دنبال حق شان شوند . که فورا با جریمه نقدی آرام شان شان نمایند جریمه های ریز ودرشتی که فقط با پول حل می شوند. جریمه های که بتواند خزانه خالی دوستان را پر نماید آن هم از باشگاه های که با سیلی صورت شان را قرمز نموده اند باشگاه های همچون ملوان که پول جذب بازیکن ومربی ای را ندارد.
ویا بفکر بقائ در لیگی باشم که قبل ازاینکه لیگ آغاز گردد مشکلات اش یکی یکی در حال سر در آوردن است .مشکلات نداشتن پول سفر ویا پول هتل ویا پول پیراهن وبازیکن و مربی وووو
ویا بفکر بقائ در لیگی باشیم که۱۶ باشگاه لیگ برتری ودسته های دیگر اش آنقدر مشکلات بخصوص مشکلات مالی دارند و به فرسنگ های راه دور نگاه می کند تا کسی از راه برسد وحمایتش ان نمایند .افرادی همچون هدایتی ها .هنوز فردی نمی داند حمایت چنین افرادی چقدر می تواند به نفع فوتبال کشورمان باشد. حمایت های که یک روز از فوتبال روزی دیگر از والیبال ویا روزی از کشتی .ویا یک روز از استیل اذین ویا یک روز از گهر وروزی از ملوان . فردی که می داند با پرتغال زنده هست ولی لیمو می کارد ..فردی که عاشق پرسپولیس هست ولی باشگاه های دیگر را هدایت می نماید.
ویا بفکر بقائی باشم .که باشگاه های بازیکن ساز واسطوره ساز حذف می شوند ولی باشگاه های صاحب باشگاه وباشگاه داری می شوند که بازیکنان شان از باشگاه های نابود شده چون ملوان ومس ونساجی جذب چنین باشگاه ها می شوند .
بفکر بقائی باشیم .که باشگاه ها در حال کوک وکوچک شدن اند .باشگاه های که ..بازیکن ندارند.
بفکر بقائی باشم . که نمی دانم فردای باشگاه ملوان چگونه است .فردای که آیا بازیکن ومربی ومالکی ویادادرس وفردی که بتواند بدرستی ملوان را هدایت نماید هست یا نه ویا همان آش وهمان کاسه هست وخواهد بود .
بقائی که همانند فصل های گذشته می توان تا ته فصل ملوان راخواند .
بفکر کدام بقائ باشم که مثل روز برای ام روشن است آینده باشگاه خود وباشگاه های دیگر چیست . .آینده ای که هنوز فصل شروع نگشته می توان تیم سقوط کنند فصل بعد را روشن نمود.

بفکر کدام بقائ باشم که بقائی در آن نیست. بقائی که نمی توان در لیگ اصلی یک مربی وبازیکن را جذب نمود .آن وقت باشگاهی باید در لیگ یک تیمی را جذب ویا جمع وجور نماید.
تنها کاری که می توان نمود این است باید منتظر ماند ونظاره گر شد .که بعد از هاپولی هاپوی شدن نفت .نوبت به کدام باشگاه هست تاهاپولی هاپولی گردد وبه روزگار نفت دجار شود بازیکنان اش مفت ومجانی جذب دوباشگاه پایتخت گردند.
وقتی سرنوشت نفت وملوان اینگونه هست باید منتظر ماند وپیشرفت فوتبال مان را دید تا به کجا ست.
پیشرفتی که امروزه هواداران با بلیط مجانی راهی باشگاه ها می شوند.
گر چه نبود ملوان در لیگ برای من وماها سخت درد آوراست ..ولی مثل روز برای ام روشن است نبود ملوان ضربه ای بزرگی به لیگ وبه فوتبال کشورمان وارد خواهد آمد . وتنها باشگاهی که این فصل بیشتر از همه باشگاه ها نمایان تر شود .باشگاه ملوان خواهد بود .
زیرا از همین العان می توان لذت فوتبال این فصل را بخوبی احساس نمود . ۱۰ بازی ای که باید در پایتخت برپا گردد یعنی رفت وبرگشت .۶ بازی در تبریز ۴بازی در اصهان و۴بازی هم مشهد . وچند بازی بی احساس دیگر در باشگاه های آبان وقم

پاسخ

امید.ب

۱۴ تیر ۱۳۹۵

بیخود نیست که میگن هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشنید… این دلنوشته آقای ملت پرست پر از حقایق بود.
ملوان واقعی ام آرزوست

پاسخ

مهدی

۱۴ تیر ۱۳۹۵

ایران ملوان حاج صادق درودگر

پاسخ