سالیان مدیدی است که دیگر کسی « حاجی مایلی » را جدی نمی گیرد. مصاحبه ها، اظهارات و نمایش های وی مدتهاست بیش از آنکه موجب تفکر و یا حتی تأثر اهالی فوتبال شود؛ با نیشخندی تلخ – همراه با آرزوی سلامتی – همراه می شود. شاید همین واکنش هاست که روز به روز وی را خشمگین تر می کند و زبانش را تند تر.
مرد همیشه طلبکار فوتبال ایران که بدون کسب موفقیت فنی در دو دهه اخیر و با کارنامه ای سرشار از بی حرمتی، بدزبانی، اتهام های اثبات نشده و بی اخلاقی های مداوم، خود را بر مسند معلم اخلاق جامعه – و نه فقط فوتبال – تصور می کند و دون کیشوت وار توهم اصلاح همه امور – به غیر از خود – را در سر دارد و سال گذشته و به لطف تصمیم نابخردانه مدیران ملوان ، سکان هدایت این تیم را به دست گرفته بود روز گذشته با تکرار توهم کسب نتایج بی نظیر در ملوان ( علیرغم ناکامی در صعود به لیگ برتر ) مصاحبه ای انجام داد که خشم هواداران ملوان را برانگیخت.
حاجی مایلی بدون حتی یک دقیقه سابقه پوشیدن پیراهن مقدس انزلیچی ها این بار دست به تخریب همزمان اسطوره های بی بدیل باشگاه ملوان و هواداران شناخته شده آن زد. اما هوادارانی که فصل گذشته با استخوانی در گلو تنها به واسطه علاقه وافر به تیم خود زبان تند و شخصیت دوست نداشتنی وی را تحمل کرده بودند به شدیدترین شکل ممکن واکنش نشان داده و زبان به انتقاد و حتی توهین به وی گشودند.
به شخصه شک دارم که حاج محمد مایلی کهن از این بذل توجه توأم با خشم و توهین انزلیچی ها چندان ناخرسند بوده باشد چرا که ایشان مدتهاست به لطف ارتباطات جناحی طیف همسوی خود، سیاست پرخاشگری و توهین به افراد معروف جامعه – و بخصوص ورزشکاران – را برای « در یاد ماندن » در پیش گرفته است و به همین دلیل بی اعتنایی به این اظهارات بیمارگونه را بهترین و تاثیرگذارترین پاسخ از جانب همه انزلیچی ها و عاشقان ملوان در قبال فردی می دانم که هنوز متظاهرانه پشت شعار « همه جای ایران سرای من است » پنهان شده اما مدتهاست منزلتی میان ایرانیان و بخصوص مردمان انزلی ندارد.

صحبتی اگر مانده با همشهریان عزیز و دوستداران معزز قوی سپید بندر است:
به جای ابراز خشم از اظهارات بی مایه اینگونه افراد، با خود بیندیشیم چه بر سر انزلیچی و ملوانی آمده که هویت و افتخاراتمان اینچنین سهل و آسان مورد تهاجم هر تازه از راه رسیده ای قرار می گیرد؟ با بزرگان فوتبال این شهر چه کرده ایم که یا آواره شهر و دیار دیگر شدند – و می شوند – یا اگر ماندند کنج عزلت و سکوت اختیار کرده اند؟ در حالیکه سایر شهرها و تیمها به جعل تاریخ و ساختن افتخارات و اسطوره های نداشته مشغولند؛ چرا ما با در اختیار داشتن تاریخی غنی از افتخار و مردان و زنان افتخار آفرین کماکان به اسطوره سوزی و اسطوره کشی مشغولیم؟
در پایان و به مصداق ضرب المثل « عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد » امیدواریم پس از این قدر داشته هایمان را بیشتر بدانیم که داشتن تنها یکی از بزرگانی چون بهمن صالح نیا و محمد احمدزاده و … برای بسیاری از شهر ها آرزوست.

” سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند، به اسطوره های کشورهای دیگر دلخوش میکند. فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند. ”

 

رامبد رشیدی – انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

سروش ملت پرست

۱۲ تیر ۱۳۹۶

صبح بخیر و دمت گرم رامبد جان که همین اول صبحی حس مثبتی رو منتقل کردی چرا که با قلم حقیقت ،جانانه پرده از واقعیات برداشتی………..جانا ز که نالیم که از ماست که بر ماست………………………..

پاسخ

مهدی

۱۲ تیر ۱۳۹۶

عجب آدمیه این یشر
آخه توهین به بهترین های این شهر
بهمن خان و ممی احمدزاده که بالاترین شخصیت های فوتبالی شهرمون هستند
بعدش توهین به یکی از بهترین خانواده های هوادار ملوان که واقعا اوج بی انصافیه

مگه میشه آخه به کل ملوان توهین کرده
یک سال ما رو زجر داده
یک برد درست حسابی نداشت همه بازی هایی که بردیم مردیم تا مردیم
تیمش از دادن ۵ تا پاس سالم بهم عاجز بود حالا افتخار هم میکنه
حیف از ملوانمون که یک سال مربیش شدی حیف خیف حیف

پاسخ