kapitan narooooooo

یکی بود، یکی نبود، یه مالک بود یه کشتی داشت، کشتی شو خیلی دوست میداشت!!! آقای مالک این کشتی را تازه خریده بود و اولین فصلی بود که با این کشتی به آب میزد، قبلا قرار بود وی یه کشتی تو انگلیس بخره، اما حالا صاحب یه کشتی تو قدیمی ترین بندر حاشیه دریای خزر شده بود.

از خوب یا بد روزگار این کشتی، قدیمی ترین و پر افتخارترین کشتی کلیه سواحل و استانهای جنوبی دریای خزر بود و فصل قبلی سفرها هم بهترین جایگاه رو طی دهه های اخیر به دست آورده بود و مسافرین انتظار بالایی از این کشتی داشتند، که این موضوع وظیفه مالک جدید رو که صاحب این کشتی شده بود خیلی سنگین تر میکرد، مالک جدید این کشتی با توجه به دانش بالای اقتصادی و نگاه باز خود که به مسائل داشت و از آن بهره میگرفت، سرانجام تشخیص داد که این کشتی و سرویس دهی آن نیاز به یک پوست اندازی اساسی دارد، برای همین طوری در فصل یارگیری کشتی ها حضور پیدا کرد که چشم بازار را نیز در آورد!

در اولین اقدام متصدی خارجی فصل قبل رو که باعث و بانی تغییر و تحول شده بود، به بهانه دستمزد بالا!!! اخراج! و یک متصدی جدید کارکشته و مو سپید به جای وی آورد که از مو سپیدانی بود که بین مسافران کشتی بسیار محترم محسوب میشد، اما این تغییر اصلا رضایت مسافران را به دنبال نداشت و در پس همین اقدام  فشار مسافرین به مالک و متصدی جدید افزایش پیدا کرد، در همین گیر و دار تصمیم بعدی هم گرفته شد و قرار شد تا حداقل دو سه تا از ملوانهای با تجربه فصل قبل در کشتی حفظ شوند و بقیه ملوانان رو اخراج کنن!!!

این تصمیم دوم باعث شد که کلا شاهد یک پوست اندازی کامل برای کشتی موفق فصل قبل باشیم و خیلی از ملوانان موفق هم از دست برن و جذب سایر کشتی ها بشن! که دلایل لزوم این پوست اندازی مدتها در کلیه ی کشورهای صاحب صنعت دریانوردی در دست بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با باقی ماندن این دو سه تا ملوان که یکی از آنها کاپیتان با لیاقت فصل قبل هم بود، نا خداگاه متصدی مو سپید جدید در عمل همزمان با حفظ سمت متصدی کشتی، پست مهم مسئول بوق کشتی رو هم در اختیار گرفت.

با افزایش اختیارات ملوان های باقی مانده، بیشتر فعالیت های متصدی جدید به نواختن بوق و سخنرانی بواسطه بلندگو با مسافران ختم شد و از تیم اجرایی کشتی اگر ملوانان باقی مانده حتی حال راه رفتن هم نداشتن کسی حق اعتراض و تعویض نداشت و به ترکیب تیم کشتی دست نمیخورد!

مالک جدید که از عملکرد خودش تا بدینجا رضایت داشت ضمن عذرخواهی از مسافران اعلام کرد که به علت اینکه طرح اتصال دریای خزر به خلیج فارس در دولت قبلی اجرایی نشده حتما سال آینده این کشتی از طریق کانال آبی احداثی از خزر به خلیج فارس و به آسیا و آب های بین المللی هم راه پیدا خواهد کرد.

اما هر چه زمان به جلو رفت، سر و صدای مسافران از خدمات رسانی ضعیف کشتی در آمد و صدای اعتراضات بالا گرفت، متصدی و دستیارانش که با عذر خواهی بخاطر عملکرد ضعیفشان میانه ی خوبی نداشتند، به شدت بر دهان یاوه گویان کوفتند که مسافر غلط میکند اعتراض کند و مسافر تنها وظیفه دارد مسافرت کند، سینما که نیامده اید ابراز نظر کنید، هر وقت به مقصد رسیدیم اجازه دارید از کشتی پیاده شوید و مسافرت کردن با ما وظیفه شماست، اما مالک جدید که از بیرون گود بهتر میتوانست دست پختش را تحویل بگیرد و ارزیابی بهتری نسبت به عملکردش داشته باشد، کم کم به اشتباهاتش و مشاوره های غلطی که میگرفت پی میبرد و به همین دلیل زودتر از سایرین از مسافران عذرخواهی هم میکرد و خدمه کشتی رو به عمل به جای حرف تشویق میکرد، اما چه فایده که این سخنان برای مسافران که سفر آسیا، آکادمی تخصصی کشتیرانی و فراهم ساختن زیر ساختهای فوق حرفه ای در عرصه دریانوردی را میکشیدند قانع کننده نبود!

همه این اراجیف را بافتیم که به جالبناک ترین قسمت این داستان برسیم که در همین سفر قبلی کشتی رخ داد که واقعا نوبر بود، طی این سفر چندتا از مسافران معدود حاضر در کشتی پایشان را از گلیمشان دراز تر کردند و به کاپیتان کشتی مراتب اعتراض خود را ابراز داشتند که بابا چه میکنین؟ که این برخورد باعث شد تا حسابی به کاپیتان بر بخورد، به طرزی که پس از مقابله به مثل کاپیتان با مسافران بی ادب کشتی، تلاش ما بقی مسافران که زحمات کاپیتان در فصل گذشته و چند سفر فصل جدید رو به خاطر داشتن هم برای دلجویی از کاپیتان کافی نبود و هر چه سایر مسافرین شروع به حمایت از کاپیتان با لیاقت کشتی کردند اما کاپیتان که طبق تعاریف آخرین نفریست که میتواند قبل از غرق شدن کشتی اقدام به خروج کند، به قصد خود کشی سعی کرد تا از روی سکوی موجود روی عرشه به آب بپرد تا طی یک سکانس غم انگیز این داستان را نیز به پایان برساند! تا شاید در تیتر خبرگزاری ها بی ادبی این معدود مسافرین کشتی تمام و کمال اطلاع رسانی گردد و سایر مسافرین نیز حد و حدود خود را بدانند.

خلاصه که هر چه مسافرین دلجویی کردند که تعداد انگشت شمار مسافرین را دریاب مرد بزرگ، کاپیتان به هیچ وجه کوتاه نیامد چون باید همه مسافرین درس میگرفتند، کاپیتان به سمت سکو حرکت میکرد که همگان به دست و پای وی افتادند، که کاپیتان نروووووووو، کاپیتان نرووووووووو اما گویی مرغ کاپیتان یک پا بیشتر نداشت.

گریه دار ماجرا آنجا بود که حتی ناوی های جوان کشتی هم که باید کاپیتان رو الگو قرار میدادند به دست و پای کاپیتان افتادند که کاپیتان درست نیست شما بروید، اگر شما بروید این پلیس دریایی برای که سوت بزند آخر! مگر در آبهای هرت حضور داریم کاپیتااااااااااان، اما گویی فایده نداشت …

آخ آخ آخ، ببخشید عزیزان هنوز بقیه داستان نگارش نشده است، بقیه اش هم باشد طلب شما عزیزان دل، راستی شما فکر میکنین سرانجام این کشتی چه خواهد  شد؟!! ضمنا به اطلاع میرساند هر گونه شباهت این داستان کوتاه با سایر برنامه های فرهنگی، هنری، نمایشنامه های طنز و سایر رویدادهای مشابه به شدت اتفاقی است و کاملا تکذیب میشود. اگر هم کسی پیغام پسغام فرستاده و دنبال نویسنده مطلب میگردد، به ایشان بفرمایید نگارنده هم اوست که روزی کاپیتان برخیز نگاشت!!!

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

narima

narima

۵ مهر ۱۳۹۳

با خوندن چند خط اول احساس کردم این داستان حالت کنایه داره و اصل ماجرا مربوط به یه تیم فوتبال وباشگاه آن ومتصدیان ومسئولان و طرفداران آن تیم می باشد…..

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۳۴:

البته تو چند سطر آخر به شدت تکذیب شده

جوون این شهر

۵ مهر ۱۳۹۳

این کاپیتان میتونه دوتا معنی داشته باشه :laugh: :yes: و واقعا هم اوضاع هر دوتا کاپیتان ( چه کاپیتان مسرور و چه کاپیتان زارع ) بی شباهت به هم نیست :laugh: :laugh:
متن کاملا زیرکانه ای بود . دم شما گرم :-D
خصوصا اون قسمت که : اما هر چه زمان به جلو رفت، سر و صدای مسافران از خدمات رسانی ضعیف کشتی در آمد و صدای اعتراضات بالا گرفت، … کم کم به اشتباهاتش و مشاوره های غلطی که میگرفت پی میبرد . اما مسئله اینجاست این منطقه آزاد نمیخواد به اشتباهاتش پی ببره.
آروزی موفقیت برای هر دوتا کاپیتان.

پاسخ

علیرضا

علیرضا

۵ مهر ۱۳۹۳

برخورد دیروز تماشاگران ملوان اصلا خوب نبود . باز هم آب در آسیاب دشمن ریختن شد . در شرایط فعلی هیچ بهونه ای نباید به رسانه های لاشخور علی الخصوص (ف . ا . ر . س)داد . مطمئن باشید در چند روز آینده از همین موضوع برای ضربه زدن به شهر انزلی استفاده میکنه .
درسته افتادن بازوبند کاپیتانی ملوان به روی زمین اتفاقی بود اما همین موضوع اوضاع وخیم تیم رو نشون میده.
من همون روز اول هم گفتم که این سیروس محجوب تیم رو نابود میکنه اما دوستان از زبان آقا نقل کردند که ایشون گقته اند نمیزارم جنازه این تیم هم به دست یک بره . فعلا که بیشتر تبدیل به یک مرده متحرک شده آقای سیروس محجوب ؟؟؟؟ کجای کاری برادر؟؟؟
مازیار جان ما فقط به تو امید داریم . تیمو جمع کن . از این «آقایان» خوش غیرت آبی گرم نمیشه خودت به داد ملوان برس
ای کاش این نصرت خودش اونقدر جوربوزه داشت که خودش با یه معذرت خواهی میذاشت و میرفت
به خدا هیچ چیزی ازش کم نمیشد
اما افسوس . معمولا کسی تو این شهر یه کاره ای میشه یا پشتش گرم که کسی نمیتونه تکونش بده یا خودش مث کنه به صندلیش می چسبه
این ملوان نباید به گل بشینه

پاسخ

مژگان

مژگان پاسخ در تاريخ مهر ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۲:

:no:

حرکت عجیب مازیار زارع در زمین بازی
مازیار زارع حین بازی ملوان و گسترش فولاد در حرکتی بسیار عجیب بازوبند کاپیتانی ملوان را به رافخایی داد و اصرار داشت از زمین بازی خارج شود.
به گزارش خبرگزاری فارس از انزلی، مازیار زارع کاپیتان تیم فوتبال ملوان دقایقی پیش در دقیقه ۳۰ بازی در مقابل گسترش فولاد تبریز ناگهان بازوبند کاپیتانی را از بازوی خود جدا کرد و به هم‌تیمی خود رافخایی داد.
——————————————–
مازیار زارع با پرت کردن بازوبند قصد ترک زمین مسابقه را داشت
مازیار زارع کاپیتان تیم ملوان دردقیقه ۳۰بازی مقابل گسترش فولاد تبریز در اعتراض به توهین تعدادی از تماشاگران، با به زمین پرت کردن بازوبند کاپیتانی قصد خروج از زمین را داشت.
مازیار زارع با پرت کردن بازوبند قصد ترک زمین مسابقه را داشت.
به گزارش ایرنا، گرچه این حرکت موجب دریافت کارت زرد از داور بازی شد ولی وی با اصرار بسیار زیاد هم تیمی ها و کادرتیم از خروج از زمین منصرف شده و بازی را ادامه داد.

مهدی

۵ مهر ۱۳۹۳

:yes: :-D

پاسخ

ایران ملوان

۵ مهر ۱۳۹۳

نکیسا: عملکرد ملوان افت و خیز بسیاری دارد
در این بازی تماشاگران به مازیار زارع بی احترامی کردند که نیما نکیسا در این باره گفت : حرکت تماشاگران ملوانی به هیچ عنوان درست نیست باید ورزشگاه های ایران از این افراد که به ظاهر طرفدار فوتبال هستند خالی شود .
http://www.varzesh3.com/news.do?itemid=1175459&title=%D9%86%DA%A9%D9%8A%D8%B3%D8%A7:_%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF_%D9%85%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D8%AE%D9%8A%D8%B2_%D8%A8%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D9%8A_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۵:

عملکرد خود نکیسا در دوران بازی هم دست کمی از عملکرد ملوان نداشته

مریم2

۵ مهر ۱۳۹۳

وقتی تو تلویزیون حرکت مازیار زارع و تیکه های پور بخش رو شنیدم خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم همه سایتها این خبرو کار کردن عصبانی شدم از دست کاپیتان
اما الان که فکر میکنم میبینم من هم بودم همین کارو میکردم هیچ پول و هیچ شغل و هیچ جایگاه اجتماعی ارزش این رو نداره که بخوای توهین به خانوادت رو بشنوی و به خاطر اینکه اسمت کاپیتانه هیچ کاری نکنی
شرافت یه آدم بیشتر از همه چیزایی که یه مردم ازش انتظار دارن ارزش داره
هیچکس حق نداره به خانواده و زن و بچه یکی توهین کنه به اسم اعتراض
بقیه هم اگه فحش بشنون و کاری نکنن بی غیرتن باید یه جایی جلو بی ادبی ایستاد

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۳۷:

مریم خانم بازیکن اسمش روشه اگه تو زمین فوتبال نمیتونه حرفی برا گفتن داشته باشه و دهن چهارتا مخالف و ببنده میتونه واسته بعد از بازی خداحافظی کنه . چرا اون بازی که ۶ تا خوردیم و ۱۰۰ هزار نفر ایشون رو به فحش گرفتن غیرتی نشد؟!! باید همه ی هواداریی که بازیهای اشغال این فصل رو به جون میخرن تنبیه کرد فقط اونم بخاطر فحاشی یه تعداد معدود؟ کاش این کوه غیرت تو زمین خرج بشه …

MILAD پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۲:

آقا شاهین چرا بیخود قضیه رو بزرگ میکنی؟ چرا میگی عده ای معدود؟ بابا جان یه نفر به این آقای مثلا کاپیتان حرف زد. اینم بعد از گل اومد اون هوادارو با انگشت اشاره نشون داد و گفت …. …. …. …….
همه هوادارا جواب آقای کاپیتانو لب خونی کردن.
براش متاسفم

majid پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲:

الان جوری شده که رشتیا دارن به ما میخندن

3eyedAli

۵ مهر ۱۳۹۳

برای خودم متاسفم که از وقتی دست چپ و راستم رو شناختم شدم هوادار این تیم دیگه می خوام فقط یه تماشا گر باشم نه هوادار

پاسخ

مژگان

مژگان پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۷:

:yes:

نگار پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۰:

:yes: :yes: :yes:

جوانان متحد انزلی چی

جوانان متحد انزلی چی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۴۰:

:yes:

majid

majid

۵ مهر ۱۳۹۳

عالی بود.حال و روز الان ملوانه.اونایی که میگن زارع حق داشت واقعاً استادیوم و روبروی جایگاه بودن؟شاید ۵ یا ۶ نفر از ۴ نقظه مختلف پاشدن و زشت ترین حرفشون بی غیرت بود.ولی جواب مازیار چی بود؟خداییش خجالتم گرفت. با اشاره انگشت به شخص خاص که میشد لبخونی کرد چی میگه گفت: من م***** م*****
من م***** م*****
من م***** م*****
من م***** م*****
شرایط داره هر سال بدتر میشه
دو سال پیش از ممی و نتایجش متنفر بودم.ولی الان که فک میکنم میبینم ممی انقدر مرد وآبای بود که بله قربان گوی کسی نباشه و وقتی سعید یوسف زاده لباس ملوان رو دراورد تااخر فصل نیمکت نشینش که.ولی همون بله قربان گوهایی که ممی گفت الان با طمعکاری مربی شدن و دارنآبروی ملوان رو میبرن
وقتی مربی از بازیکنش خاهش کنه برو بازی کن باید فاتحه اون تیمرو خوند

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۰۷:۵۸:

کاملا موافقم این تیم بی ساختار ترین تیم تاریخه. قول میدم برخی بازیکنا تو ترکیب هم دست میبرن. من اگه مربی ملوان بودم همه شونو کچل میکردم خودمم پشتشون بعد از بازی دور زمین کلاغ پر میرفتیم و خودمون رو به خاطر این فضاحت تنبیه میکردیم. شاید به غیرت این بازیکنا بر بخوره یه تکونی بدن خودشون رو …

Shahin

۵ مهر ۱۳۹۳

اینا یه مشت ستاره پوشالی ان. ابکنار انزلی زیر برف مدفون شد یه با غیرت تو این تیم نبود حتی یه مصاحبه کنه بگه به داد این مردم برسید. تماشاکری که برا گنده شدن شماها حنجره پاره کرده شایسته این برخورد نیست. متاسفم آقای زارع کمی پهلوان باش غیرت به گردنکشی و فحاشی کردن نیست پس فرق تو با اون بی شعورا چیه برادر من.

پاسخ

جوانان متحد انزلی چی

جوانان متحد انزلی چی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱:

:yes: :yes: :yes:
باهات موافقم . منطقی میگی

مازیار بزرگ، گنده، کاپیتان اصلا” قایقران، ولی اینجا جای قهر نیست. همین تماشا چیا گندش کردن حالا بخاطر یه فحش بذاره بره؟
بابا فوتبال حرفه ایه. مگه با فحش دوتا بیشعور اعضای خانواده این آقا … میشن؟
تو کل دنیا تو استادیوما از این مسائل هست، چطور این بازیکنا پولاشونو با اونا مقایسه میکنن ولی به جنبه که میرسه غیرتی میشن؟؟؟
رحمتی رو یادتون هست؟ وقتی قهر کرد کیروش بعنوان یه مربی اروپایی کلا گذاشتش کنار، با اینکه میدونست جای خالیش پر نمیشه ولی حرمت خودش و تیم ملی رو نگه داشت (علیرغم اینکه از کیروش و رحمتی متنفرم ولی این مثلا رو زدم)

Shahin

۵ مهر ۱۳۹۳

تنها پهلوانان هستند که نمیمیرند!!!
شهری که پهلوان وکیل منفرد داشته، که همه دغدغه اش عدم گرایش جوانان این شهر به اعتیاد بوده و سومین باشگاه ورزشی ایران و اولین باشگاه ورزشی شهرستانی رو از درآمد شخصیش در انزلی راه اندازی کرده که خدماتش تا امروز رایگان به مردم عرضه شده. شهری که قایقرانها داشته که فارغ از ورزش در زندگی پهلوان بودند و رفتار و منششون بیشتر از جایگاه ورزشی شون به ماندگاری آنها کمک کرده، شهری که حسین اغماض ها داشته که خطر قطع پای خودش رو به جون خرید و بازی کرد تا ایران به مقام برسه و توی فقر کامل از دنیا رفت، شایسته ی این بی آبرویی نیست آقای زارع. آقای زارع روزی برایت نوشتم که کاپیتان برخیز، اما امروز برایت مینویسم برای ما تمام شدی و حرکت زشت شما دست کمی از تعداد معدود هواداری که شان و جایگاه ملوان را رعایت نمیکنند ندارد.
خودتان بهتر میدانید که مصاحبه نسنجیده تان قبل از بازی با پرسپولیس چه جو وحشتناکی در آزادی برای ملوان رقم زد و همین ظرفیت پایین شما در مواجه شدن با شرایطی از این دست تیم را کاملا فلج کرد و زمینه ساز سنگین ترین شکست تاریخ ملوان شد. شما که خود را هم سطح عده ای بی شخصیت پایین می آورید و در زمین ورزشی با آنها دهان به دهان میشوید و مقابله به مثل میکنید به راستی شایسته لقب قایقران هستید؟
شما کجای درد این مردم هستید که از همه طلب دارید و ذره ای خود را به قضاوت نمینشینید، روزی که انزلی و آبکنار مظلوم در برف گرفتار بودند، کدام یک از شما بازیکنان غیور ملوان که این چنین سکانسی بالیوودی را اجرا کردید، حتی ذره ای از قدرت رسانه ای خود برای رساندن صدای این مردم مظلوم بکار بردید، حضور میدانی و جمع آوری کمک و کمک رسانی به سبک پهلوانان پیشکش مرام و معرفتتان.
کاپیتان امروز میتوانی حسابی با خودت خلوت کنی، کمی بیشتر اشتباهاتت را مرور کنی و بدانی این جهان گذرا همواره بر کام شما نخواهد بود و تنها نام و یادی است که میتواند از شما باقی بماند، حال این یاد میتواند نیک باشد یا بد.
یک کاپیتان واقعی حتی وقتی همه تیم در ورزشگاه فحش بخورن و زمین رو ترک کنن، شده یک تنه و تا پای جون باید در زمین باقی بمونه و بجنگه این حرکتی است که ماندگار خواهد شد نه فحش عده ای نادان بر جای خواهد ماند، نه عربده کشی و کله شقی.
حرمت داری، مرام داشتن و پهلوانی است که باقی میماند، قهرمانان بزرگی آمده اند و رفته اند، تنها پهلوانان هستند که نمیمیرند! باور کن…
آقای ایراندوست عزیز، با تمام احترامی که برای شما و خانواده قهرمان و محترمتان قائلیم هیچ مربی غیر بومی که ذره ای بویی از تاریخ و مکتب ملوان نداشت نیز نمیتوانست این چنین شان باشگاه ملوان را پایین بیاورد و به دست و پای یک بازیکن بیافتد که قصد ترک زمین را دارد؟!!

پاسخ

majid پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۶:

عالی چطور وقتی استادیوم آزادی *** جلو چشمش آوردن جرات نکرد سرشو بیاره بالا ولی زورش به همشهریش میرسه.مردم این شهر که همه جور بدبختی دارن.دلخوشیشون ملوانه.همونم داره میشه بلای جونتون.اقای کاپیتان تو خجالت نمیکشی تو چش مردم به هوادارای معترض فوش ناموس میدی.معذرت خاهیت بوخوره تو سرت.ادم باید همیشه ادم باشه.خوب شد اونجا بودم و فوشاتو شنیدم والا هنوز هم برام مث یه خدا بودی.خوب شد شناختمت.صد رحمت به پژمان نوری که هیچ وقت لفظا به انزلیچیا بی احترامبی نکرد .با اینکه اون بچه دهات بود و تو ادعا داشتی بچه اصل انزلی یی.

جوانان متحد انزلی چی

ما دیگه استادیوم نمیریم

بقیه اگه دوست دارن به دست و پای آقایون بیفتن و از فردا شعار فلانی نرو نرو سر بدن برن استادیوم!

پاسخ

۵ مهر ۱۳۹۳

بچه های خوب ملوان از همین بازی که در آزادی شروع می شه .همه تلاش هایتان را بکنید .هوادار ملوان عاشق فوتبال .نه فقط توپ داخل دروازه بره. درسته کل زدن دربازی مهمهولی بازی خوب از همه مهمتره
شما بازی خوب انجام بدهید .کاری به هیچ چیزی نداشته باشید
استرس دارید .نداشته باشید آقای اصلا واسه بازی استقلال ۵ ال ۶ تا گل کنار بزارید .اصلا باواسه باخت وارد زمین بشید .دیگر غیر از این نیست .
ولی بازی خوب وبازی حسابشده ای را پیاده کنید .حداقل پاس های که می دهید سعی نمائید بدون اشتباه باشه .
ویا حداقل ۹۰ ویا حداقل ۱۰۰ دقیقه فوتبال به طول انجامید .تا زمانی که داخل زمین هستید فکر وهوش تمرکز شما را روی فوتبال بگزارید کل این دقایق را بجنگید و تلاش کنید .مثل یک قهرمان مثل یک گلادیاتور.
اصلا طرف مقابل را هیچ فرض نمائید .
بی خیال حریف وهوادار هایشان وزمین استادیوم آزادی تهران باشید.
خودتان را برتر از همه بدانید.
این دیگه تقاضای بیشتر که نیسشت

پاسخ

3eyedAli

۵ مهر ۱۳۹۳

دعوت اصحاب رسانه ی شهرستان انزلی از مالک باشگاه ملوان به نشست مطبوعاتی

در روزهایی که ملوان کیلومترها از نام و نشان خود به دور بوده و فقط سایه ای محو از روزگار خوش فصل قبل را به همراه دارد اضطراب و نگرانی جزء لاینفک همه تجمعات ملوانی ها شده است . به قولی در این فصل در هر محفلی که نامی از ملوان به میان آورده میشود دلهره سقوط تمام فکر آنان را فرا میگیرد .

گذشته از تمام اتفاقات بدی که در فصل اخیر برای این تیم رخ داده است و جدا از بد بسته شدن تیم ، از دست دادن یاران کلیدی ، شکاف بین هواداران و تیم و … آنچه باعث دلمشغولی بیشتر هواداران شده است توجه به این نکته است که برنامه و هدف مشخصی از سوی مدیریت برای ادامه کار تا پایان فصل به چشم نمیخورد و با وجود اتفاقات ریز و درشتی که حول و حوش تیم اتفاق می افتد تصمیم گیری و هدفگذاری معینی برای این فصل وجود ندارد که همین امر سوالات و ابهامات زیادی را در ذهن هواداران این تیم بوجود آورده است و یافتن پاسخی مناسب برای هرکدام از این سوالات شاید دغدغه ای اساسی برای هر یک از آنان بوجود آورده باشد . سوالاتی که مطمئناً اگر پاسخ روشنی برای هر یک از آنان داده شود بخش عمده ای از فشار ذهنی که هواداران به دوش میکشند را آزاد کند . با توجه به اینکه تیم ملوان فعلاً فاقد مدیرعامل بوده و کلیه مسائل تیم توسط مالک محترم این تیم مدیریت میشود برآنیم ایشان را در فضایی خالی از تشنج وهمهمه و در جمعی دوستانه از خبرنگاران و مدیران سایتهای ورزشی به گپ و گفتی منطقی دعوت نموده و پاسخ های روشن ایشان را در قبال تمام سوالات هواداران بشنویم لذا بدینوسیله از جناب آقای سیروس محجوب ، مالک محترم باشگاه پرافتخار ملوان بندرانزلی دعوت مینماییم ما را در برگزاری این محفل دوستانه یاری نموده تا قدمی موثر در راه برداشتن ابهامات و پاسخ دادن به سوالات عموم هواداران برداشته شود . امیدوارم این مساله با نگاهی مثبت و عاری از هرگونه پیش داوری و قضاوتی دیده شود تا شاید قدمی موثر در راه برون رفت از این مسیر ناهموار ملوان باشد . با توجه به بازی مهم پیش رو با تیم استقلال تهران به انتظار پاسخ مالک محترم باشگاه و تعیین زمان مناسبی برای برگزاری این جلسه خواهیم بود .

از طرف جمعی از اصحاب رسانه و سایتهای ورزشی شهرستان بندرانزلی

پاسخ