ملوان برای اولین بار در تاریخ لیگ برتر و دومین بار در تاریخ خود دو سال متوالی در سطح اول فوتبال کشور حضور نخواهد داشت!
بلافاصله پس از سوت پایان بازی خانگی مقابل خونه به خونه بابل و به حداقل رسیدن امیدهای هواداران، این محمد مایلی کهن بود که – همچون تمامی مربیانی که پیش از این بر روی نیمکت قوهای سپید ناکامی را تجربه کرده بودند – آماج حمله هواداران خشمگین ملوان قرار گرفت. تنش هایی که در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی به اوج رسید بعدها با اعلام خشم و انزجار و «برائت » از وی در فضای مجازی تا چندین روز پس از پایان فصل ادامه یافت .
اما بد نیست هم اکنون و با کاهش عصبیت های ناشی از این فاجعه، به یاد آوریم:
* ملوان همان زمان که با « بی تدبیری » محض مدیران باشگاه، در کشمکش خرید سهمیه نفت تهران، زمان آماده سازی تیم را از دست داد؛ از رقبا عقب افتاده بود.
* ملوان آن زمان که در مذاکره با مربیان بومی، با پافشاری لجوجانه شخص آقای رییس نسبت به کنار گذاشتن کاپیتانهای محبوب و با تجربه تیم شرط می گذاشت و «خط قرمز» تعیین می کرد؛ دست به خودزنی زده بود. آن هم در شرایطی که تیم هم استانی «تازه از لیگ دسته دو صعود کرده» ما با کنار گذاشتن برخی حساسیتها نسبت به بکارگیری چند بازیکن سابق و باتجربه ما همچون نزهتی، رستمی و تأمینی اقدام کرده و در پایان فصل هم نتیجه اش را دید.
* ملوانی که روزی بازیکنان ۱۶ ساله بومی را در ترکیب ثابت خود می دید؛ آن روز که با بکارگیری و جذب بازیکنان «غیر بومی» (رستمی ۲۶ ساله، وکیلی ۲۵ ساله، غلامی ۲۳ ساله ، قنبری ۳۰ ساله) و سربازهای وظیفه (محبی، حیدریه، سالاری و …) که هیچ دلیلی برای حضور دراز مدت ۱۰ و ۲۰ ساله!!! در این تیم ندارند اقدام کرد؛ نشان داد شعار « پوست اندازی » و تغییر نسل با توجه به حضور کم شمار بازیکنان بومی جوان تا انتهای فصل تنها سرپوشی بر «پوست کنی» و تسویه حسابهای شخصی مدیران بوده و نگاه بلند مدت واقعی در بین آنان وجود ندارد.
* ملوان آن روز که با تکرار اشتباه فصل گذشته آقای رییس در سپردن نیمکت به استیلی؛ از فردی که از آخرین تجربه موفقش در عرصه مربیگری حدود ۲۰ سال می گذشت برای سکانداری استفاده کرد؛ نشان داد دغدغه به حق هواداران برای بازگشت به لیگ برتر، در اولویتهای مدیرانش نیست.
* و در نهایت ملوان آن زمان که اشتباه مدیریتی نیم فصل سال گذشته در کنار گذاشتن پاشنکو، حاتمی و نزهتی را تکرار کرد و پس از پایان خدمت کرمی و جعفری و جدایی معبودی در نیم فصل امسال به دنبال جذب بازیکنان باکیفیت بخصوص در خط حمله نرفت؛ نسخه عدم صعود خود را پیچید.

هرچند از نقش مستقیم سرمربی تیم در این «ناامیدی عمومی» نمی توان گذشت اما نباید فراموش کرد محمد مایلی کهن همانند یک کارگر – به تعبیر خودش – تا روز آخر به مفاد قرارداد با کارفرمایش وفادار ماند و بدون اینکه هیچگاه قولی به هواداران این صاحبان واقعی قوهای سپید داده باشد، به روال کاری همیشگی خود هر زمان که توانست از زحمات کارفرما تقدیر و تشکر کرد. بنابراین باز هم با آسودگی خیال و وجدان راحت تمام و کمال دستمزد هنگفت خود را دریافت کرده و به استراحت مشغول می شود شاید وقتی دیگر کارفرمایی با شرایط مشابه برای انجام مقاصد خود به وی نیاز داشته باشد.

در این میان باز هم مردم انزلی مانده اند و نام بزرگ ملوان و پرداخت هزینه منیت های افرادی که همچون گذشته ملوان در میان دغدغه ها و الویت هایشان وجود ندارد.
کاش این عدم صعود آخرین برگ از کارنامه پربار مدیران ملوان در دو فصل گذشته – سقوط تیم از لیگ برتر ، انحلال تیم قهرمان بانوان (بار اضافی !!!) ، تقابل با هواداران و … – باشد.
از دید صاحب این قلم برای برون رفت از این وضعیت سرطانی و «جبران» بخشی از ناکامی هایی که بخصوص در این دو فصل لکه سیاهی در کارنامه باشگاه ملوان و مدیریت آن محسوب می شود؛ باید ضمن تحلیل کارشناسانه علل ناکامی ها در این چند سال و با کنار گذاشتن افرادی که به واسطه عدم توانایی در تزریق منابع مالی حضوری منفعالانه در تصمیمات مدیریتی دارند، در فصل پیش رو از افراد کارآمد در زمینه های مختلف و آشنا به ورزش فوتبال بهره برده تا ضمن استفاده از پتانسل «اسپانسری» و آورده های مالی احمد دنیامالی؛ تصمیمات مدیریتی نیز کارشناسانه و با خرد جمعی، به دور از لجاجت و با در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت باشگاه بزرگ ملوان گرفته شود.
ضمن اینکه شفافیت در تصمیمات، گزارش عملکرد سالیانه به مردم و نظارت رسانه های مستقل به عنوان رکن چهارم دموکراسی می تواند از بروز یکه تازی و بی اعتنایی به نظر کارشناسان و هواداران که بویژه در دو فصل گذشته موجب سقوط فاحش اعتبار باشگاه ملوان شد؛ جلوگیری کند.
کاش مردم قهرمان انزلی این بار فریب «نعل های وارونه» و «آدرسهای اشتباهی» عمله های صاحبان قدرت و ثروت را نخورند و یکبار برای همیشه ملوان این فرزند نام آور انزلی را از چنگ «سوء مدیریت» که دلیل اصلی ناکامی ملوان در همه سالهای اخیر است نجات بخشند.
کاشکی آخر این سوز بهاری باشد…
رامبد رشیدی – دبیر بخش ورزشی انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

سروش ملت پرست

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

بسیار زیبا و واقع بینانه بود این مطلب///ممنون آقا رامبد………

پاسخ

sari

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

درد ورنج مان نه بخاطر لیگ برتری شدن است و نه بازی کردن در دسته دومی.درد ورنج مان در این شهر ودر این باشگاه بخاطرپیگیری وتکرار اشتباهاتی است که عاشقانه واز ته دل دنبال می شود انگاری همه حرکتها مثبت وبی اشتباه است. . حال تصور نمائید اگر اندکی این حرکتها برعکس انجام می شد .یعنی کم اشتباه ودرست وحساب شده. انزلی وباشگاه ملوان کجا وبود وچگونه بود. ۷

پاسخ