«همه جوانان شهر پدرم را دوست داشتند زیرا می دانستند او همچون یک پدر دلسوز است، روزی که پدر دارفانی را وداع گفت می توانم به جرات بگویم شهر انزلی عزادار رفتنش بود»

در راستای معرفی مشاهیر بندر انزلی، این بار به سراغ معرفی پهلوان نامدار ورزش ایران، یکی از ده چهره برجسته تاریخ ورزش ایران، پدر ورزش گیلان و بندر انزلی و موسس اولین نشریه ورزشی ایران که به صورت گاهنامه به چاپ میرسیده است میپردازیم.

او اولین قهرمان دو ماراتن ایران است که با تاسیس باشگاه گیو بندر انزلی در سال ۱۳۱۹ ه ق بدون گرفتن یک ریال حق عضویت با خرید چند هزار متر زمین در بندر انزلی از هدیه قهرمانی اش نقش بسزایی در پرورش چهره های بیشمار ورزشی در رشته های مختلف از جمله دو میدانی، بوکس، والیبال، فوتبال، دوچرخه سواری و… ایفا کرد.

از شما دعوت میکنیم برای آشنایی بیشتر با پهلوان نامی بندر انزلی مرحوم عزیز وکیل منفرد و خانواده محترم وکیل منفرد که طی سه نسل در سطح قهرمانی کشور در تیم ملی ایران در رشته های مختلف ورزشی نماینده دارند به ادامه مطلب مراجعه نمائیدادامه مطلب…

زندگی نامه :

پهلوان “عزیز وکیل منفرد” در تاریخ ۲۲ بهمن ماه ۱۲۹۸ دیده بر جهان گشود. او اولین دونده ماراتن ایران و دارنده مدال قهرمانی کشور در یکهزار و پانصد متر ، سه هزار متر و ده هزار متر بود او قهرمان اولین مسابقه دو مارتن در سال ۱۳۱۹ می‌باشد که از اتوبان قدیم کرج تا چهارراه ولیعصر صورت پذیرفت.

وی تمام پاداش خود از قهرمانی را صرف خرید چند هزار متر زمین در بندر انزلی کرد و باشگاه گیو بندر انزلی را تاسیس نمود این باشگاه اولین باشگاه ورزشی در گیلان و سومین باشگاه ورزشی در ایران محسوب میشود و در رشته هایی نظیر:

  • دو میدانی
  • بسکتبال
  • والیبال
  • فوتبال
  • دوچرخه سواری

و در گذشته راگبی و … برای بانوان و آقایان نزدیک به هفتاد سال است که فعالیت دارد.

قبل از تشکیل باشگاه ملوان انزلی، تیم فوتبال گیو انزلی، تیم محبوب انزلی بود و البته نباید از نقش پهلوان “عزیز وکیل منفرد” نیز در تاسیس باشگاه ملوان چشم پوشی کرد.

وی در سال ۱۳۳۲ اقدام به تاسیس اولین نشریه ورزشی در ایران و در بندر انزلی نمود. این نشریه به صورت گاهنامه به چاپ میرسید و دفتر این نشریه نیز در محل باشگاه گیو قرار داشت.

وی در ۵ تیرداد ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در زادگاهش برای همیشه چشم از جهان بست. اما یاد و خاطرش هرگز از ذهن مردمان شهرش پاک نخواهد شد.

مصاحبه روزنامه ایران با قهرمان بوکس ایران سهراب وکیل منفرد :

دلواپسی مردی بانگاه پدرانه
دهمین برگ از دفتر پدران نام آور پس از فراخوان گروه خانواده بررسی شد

    «همه جوانان شهر پدرم را دوست داشتند زیرا می دانستند او همچون یک پدر دلسوز است، روزی که پدر دارفانی را وداع گفت می توانم به جرات بگویم شهر انزلی عزادار رفتنش بود»

این جمله را سهراب وکیل منفرد قهرمان ۵۰ ساله ورزش بوکس کشور می گوید که سال ها در مسابقات درون مرزی و برون مرزی مقام آور بوده است.
«بچه که بودم از این که پدرم اینقدر نگران جوانان شهر بود دلگیر بودم ، می خواستم پدرم تمام و کمال برای ما باشد ولی اکنون افتخار می کنم به هرآنچه درکودکی دلم را کودکانه می شکست.»

سهراب وکیل منفرد می گوید: یادم می آید ۹ ساله بودم، یک روز صبح متوجه درگیری لفظی پدر و مادرم شدم. مادرم از پدر می خواست با پولی که در خانه داریم برای صبحانه پنیر بخرد و پدر می گفت باید برای بچه های باشگاه توپ بخرم، یک روز بچه هایمان پنیر نداشته باشند اتفاق خاصی نمی افتد ولی یک روز بچه های باشگاه بی توپ بمانند امکان دارد از ورزش دلزده شده، آواره کوچه ها شده وشاید راه بیراهه را در پیش بگیرند. آن روز از پدر رنجیدم که دیگران را به ما ترجیح داد با این که بی صبحانه هم نماندیم ولی اکنون با یادآوری خاطره آن روز احساس می کنم پدرم مردی مهربان بود، مرد عاشقی که تمام کودکان و جوانان شهر را همچون فرزندان خود پدرانه دوست داشت و دلواپس فرداهایشان بود.

پدری قهرمان
پدرم «عزیز وکیل منفرد» است. اولین مردی که قهرمان ماراتن کشور شد. سال ۱۳۱۹ بود که این رکورد را زد وبعد ازآن با جایزه این مسابقه دربندر انزلی زمین چند هزارمتری خریداری کرد و اولین باشگاهی که به طور مجانی ورزشکار می پذیرفت را تاسیس کرد.»
سهراب وکیل منفرد می گوید: «پدر معتقد بود اگر تمایل داریم جوانان شهربه راه خلاف کشیده نشوند این بزرگترهایشان هستند که باید به فکر آنها باشند. او هر کجای شهر جوانی را می دید که گرفتار دام اعتیاد شده دستانش را می گرفت و با مهربانی او را به باشگاه می آورد ، تمام سعی خود را می کرد که اعتیادش را ترک کند و او را به ورزش تشویق می کرد و دیگر از کنار زندگی او نمی گذشت. او به طرز عجیبی عاشق ورزش و زندگی سالم بود.»
سهراب وکیل منفرد که یک بار قهرمان آسیا ویک بار هم در مسابقات درون مرزی قهرمان بوکس شده، ادامه داد: پدرم در باشگاه را برای همه باز می گذاشت و می گفت، تا این باشگاه هست جوانان نمی توانند بگویند توان مالی ورزش کردن حرفه ای در یک باشگاه را نداشتیم. این باشگاه مجانی است و هر کس بخواهد زندگی سالمی داشته باشد در این باشگاه به رویش باز است.

نبردی به یادماندنی
«در کنار ورزش دررشته خلبانی تحصیل کرده و پس از آن وارد باشگاه بوکس ارتش شدم. یادم می آید سال ۱۳۵۰ بود که دربازی بوکس قهرمانی کشور من و برادرم در مرحله فینال مقابل هم قرارگرفتیم، بازی درشهر رشت بود و من نماینده باشگاه بوکس ارتش و برادرم نماینده استان گیلان؛ آن شب یکی از به یاد ماندنی ترین روزهای زندگی ام بود.»
وی این گونه ادامه داد: شهر به هم ریخته بود، طرفداران دو تیم معتقد بودند دو برادر با جان و دل در مقابل هم مبارزه نمی کنند و مخالف این مبارزه بودند، آن شب هم پدرم با درایت خود وضعیت پرآشوب شهر را آرام کرد. با نزدیک شدن به ساعت مسابقه، شهر هرلحظه شلوغ تر می شد در نهایت پدرم پشت تریبون رفته و با مخاطب قرار دادن مردم گفت: مبارزه دو برادرهمخون، غیرمعمول واشتباه نیست ، همه ورزشکاران برادر هستند، این جمله پدر، شهر را آرام کرد وما هم به میدان مبارزه رفتیم .آن شب من برنده بازی بودم. بعدها برادرم که برادر بزرگ ترم بود تعریف کرد از پدر یاد گرفته بود همیشه به بزرگترها احترام بگذارد وهمیشه محافظ کوچک ترها باشد و همین درس پدرانه باعث شده بود درمیدان مبارزه محافظ من باشد و خشن حمله نکند ولی من که مسابقه را مسابقه می دیدم با ضربه ای محکم او را از پا درآورده و برنده بازی شدم. آن شب جمله پدر درسی بود برای همه ورزشکاران که همگی همدیگر را برادر هم بدانند. او با همان نگاه پدرانه حرف زده بود ، نگاه پدرانه ای که نسبت به تمام جوانان داشت ونگران آینده سالم آنها بود.

زیباترین یادگاری
«پدرم می گفت همیشه درآغاز هر کاری با نام خدا و نام امام علی(ع) شروع به کار کنید و بدانید خدا همیشه حافظ شما خواهد بود ، او همیشه ازما می خواست سروقت نماز بخوانیم و دستورات اسلامی الگوی زندگی مان باشد.»
سهراب وکیل منفرد با بیان این جمله از شیرین ترین خاطره ای که از پدر دارد این گونه می گوید: از آن خاطره به عنوان شیرین ترین خاطره ها با پدر یاد می کنم چون هم درس مردانگی و جوانمردی را درلحظه از او یاد گرفتم و هم درس وطن دوستی و هموطن دوستی. آن روزها روس ها به کشور حمله کرده بودند.
۴ سرباز روس با حمله به خانه یکی از اهالی محل قصد دزدیدن دختر او را داشتند که هم محلی ها پدر را درجریان ماجرا قراردادند و او با درگیری با سربازان روس موفق شد دختر را از چنگال نامردان رهایی بخشد. آن شب، وقتی مادر زخم های تن پدر را دوا و درمان می کرد متوجه شدم که یک ورزشکار باید روحی بزرگ داشته باشد و در همه لحظات زندگی اش جوانمرد بماند. پدرم با روش خاص خود فرزندانش را طوری تربیت کرد که همه اهل ورزش بودند و خانواده دوست و هیچ وقت به راه خلاف کشیده نشدند.

نگاهی پر از مهر
«نگاه پدرم معدن مهر بود.»
سهراب وکیل منفرد می گوید: بزرگی روح پدر را این روزها که نیست بیشتر درک می کنیم. این روزها که همدلی کمرنگ تر از گذشته شده است، با جلب رضایت ما زمین باشگاه را بجز خانه ها وقف کرد به شرط این که همیشه باشگاه بماند، باشگاهی که ورود به آن مجانی باشد و ما این روزها با مدیریت باشگاه تمام سعی خود را می کنیم که راه پدر ادامه پیدا کند. پدرم، پدر ۱۶ فرزند خود بود، پدرم پدر تمام جوانانی بود که بی پناه و درمانده دریک قدمی پرتگاه خلاف و اعتیاد و… بودند ،او همه آنها را به باشگاه می آورد و ضمن آموختن درس انسانیت به آنها دستشان را می گرفت و با مهر پدرانه کمکشان می کرد که اگر به بیراهه رفته اند به راه درست بازگردند و اگر در ابتدای کج روی به سوی جاده های سیاه زندگی هستند از تصمیم خود منصرف شوند. روح پدرم روحی بزرگ بود. او انسان ها را دوست داشت ، تا او بود حس امنیت با من بود، او که رفت تازه فهمیدم پدرم تکیه گاهی نامرئی بود، تکیه گاهی که آنقدر همیشه کنارم بود بودنش را بعضی مواقع فراموش می کردم ولی وقتی رفت تازه فهمیدم چقدر تنها شدم. این حس تنهایی حس وجودی من نیست تمام بچه های باشگاه با رفتن پدر این حس را لمس کردند ولی او با درس های بزرگی که به ما داد، با کارهای بزرگی که کرد و با مهر و محبت هایش همیشه برایمان زنده خواهد ماند. پدرم همیشه کنارم بود، یادم می آید هنگام شرکت در مسابقات آسیایی متوجه نگاه پدرم شدم با چشمانی نگران به هرسوی میدان بوکس که حرکت می کردم او را همان جا می دیدم ، نگران بود که ضربه نبینم، نگران بود که ناامید نشوم، نبازم، نگران بود مشت های حریف جسم فرزندش را دردمند نکند ، به هرسوی که می رفتم نگاهش دنبالم بود ، آنقدر از این سو به آن سو آمد که دیگر تاب دیدن نگاه پدرانه نگرانش را نداشتم، بازی رامتوقف کردم و به داور گفتم نگرانی پدرم دلواپسم می کند او را از زمین مبارزه بیرون ببرید، داور با این که توبیخم کرد که چرا بازی را متوقف کرده ام معنای حرفم را درک کرد و دستور خارج کردن پدرم از زمین را داد. نگران بودم این همه نگرانی بیمارش نکند و او وقت رفتن تنها با صدایی محکم گفت: «تو برنده ای» و من برنده شدم. پدرم بهترین پدر دنیا بود وجود او لبریز از عشق و محبت بی چشمداشت بود.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرانا) در ارتباط با خانواده وکیل منفرد این چنین یاد میکند :

سه نسل از یک خانواده ورزشکار انزلی سابقه عضویت در تیم ملی را دارند

ورزش و قهرمانی یکی از شاخصه های مردم شهر ساحلی بندرانزلی است و عضویت عزیز، سهراب و رودابه وکیل منفرد به عنوان سه نسل یک خانوده در تیم ملی، نماد بارزو بی نظیر آن در ایران و شاید جهان است

خانواده وکیل منفرد بنیانگذاران نخستین باشگاه ورزشی در گیلان و شهر انزلی هستند و مرحوم ˈعزیز وکیل منفرد ˈ که اولین دونده ماراتن ایران و دارنده مدال قهرمانی کشور در یک هزار و ۵۰۰ متر، سه هزار متر و ۱۰ هزار متر بود، باشگاه ورزشی گیو را در سال ۱۳۱۹ بنیان نهاد تا جوانان بدون ریالی حق عضویت بتوانند به ورزش بپردازند.

عزیز ۱۶ فرزند داشت ۱۴ پسر و دو دختر. پسرها اغلب ورزشکار بودند .ˈ سهراب وکیل منفرد ˈ اولین مدال آور جهانی تاریخ بوکس ایران که خلبان بازنشسته ارتش است چهار مدال طلای کشوری، یک طلای آسیایی و یک برنز جهانی دارد.

ˈرودابه وکیل منفرد ˈ دختر وی نیز که متولد ۱۳۶۹ و دانشجوی زیست شناسی است از ۱۴ سالگی به عضویت تیم ملی تنیس بانوان ایران درآمد. رودابه اکنون کتابی در خصوص خاطرات خود از مسابقات در دست تحریر دارد.

سهراب وکیل منفرد متولد ۱۳۲۹ انزلی است، از ۱۳ سالگی بوکس را شروع کرد و در ۱۴ سالگی جوانترین عضو تیم ملی بوکس ایران بود.

وی به یاد می آورد که برادرش که در آن زمان دانشجو بود به وی که تنها ۱۴ سال داشت اجازه اعزام به تهران برای شرکت در مسابقات انتخابی تیم ملی را نداد ولی بعد که با اصرار وی مواجه شد او را همراه خودش برد.

شناسنامه اش را که دیده بودند به وی اجازه مسابقه ندادند ولی پطروس نظربیگیان نایب رییس فدراسیون بوکس آن زمان که مسابقه وی را در انزلی دیده بود او را به رینگ برد و او در چهار شب مسابقات تمام حریفان را شکست داد.

سهراب سال ۱۹۷۰ در ساحل عاج افریقا مقابل بوکسور آلمان و ایتالیا برد ولی به بوکسور آمریکایی باخت و مدال برنز را برای ایران به ارمغان آورد.

وی نخستین کتاب آموزش بوکس ایران با عنوان ˈ چگونه قهرمان شویم ˈ را حدود ۱۸ سال پیش منتشر کرد و پس از آن نیز کتاب دیگری در مورد بوکس نوشت.

وکیل منفرد به جز رودابه دو فرزند دیگر دارد سام که در گذشته در رشته بوکس به اردوی تیم ملی جوانان نیز دعوت شد و تهمتن که قهرمان تنیس جوانان گیلان شد.

نصرت وکیل منفرد برادر دیگرش نیز قهرمان بوکس بود و المپیک مونیخ را نیز تجربه کرد .

داریوش و خسرو نیز در تیم ملی بسکتبال بازی کرده بودند و به مسابقات ارتش های جهان ایتالیا نیز اعزام شدند، خواهرش فاطمه نیز زمانی کاپیتان تیم بسکتبال گیلان بود.

سهراب می گوید مادرم موقع مسابقات توی ماشین می نشست چون جرات تماشای بازی را نداشت .

این قهرمان بوکس به یاد می آورد: سال ۱۳۵۰ زمانی که در اصفهان زندگی می کرد در مسابقه قهرمانی کشوری بوکس در گیلان مقابل برادرش نصرت که عضو تیم گیلان بود قرار گرفت و مسابقه داد و با وجود مخالفت مردم با صحبت های پدرشان اجازه بازی پیدا کردند که برای مردم عجیب و بی سابقه بود.

وکیل منفرد از دوستش اکبر یعقوبی به نیکی یاد می کند که در نوجوانی هنگامی که برای نخستین بار خواست سیگار کشیدن را تجربه کند سیلی به او زده و گفته بود ورزشکار و قهرمان سیگار نمی کشد.

سهراب آرزو دارد که نوه اش نیز روزی عضو تیم ملی و قهرمان شود تا رکورد جهانی عضویت سه نسل در تیم ملی را به رکورد چهار نسل ارتقا یابد.

به احترام خانواده گرانقدر وکیل منفرد که بخش مهمی از تاریخ ورزشی ترین شهر ایران را به خود اختصاص میدهند به پا می ایستیم و از داشتن این همشهریان بزرگوار و بزرگمنش به خود میبالیم

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

Anzali Free Zone

شاهین

۲۴ تیر ۱۳۹۱

پهلوان روحت شاد

پاسخ

Reza Navidi

۲۴ تیر ۱۳۹۱

شاهین جان واقعا عالی بود، بغض غرور گلومو تحت فشار قرار داد، خیلی وقت بود اینجوری به خودم نبالیده بودم.
وکیل منفرد همیشه در قلب ما زنده است…
خدایا از اینکه مارو انزلیچی آفریدی هزار بار شُکر…

پاسخ

سجاد محبوب

۲۴ تیر ۱۳۹۱

چه انسان بزرگی بود.
خدا رحمتش کنه.
من نمی شناختمش و تعجب می کنم چرا نباید این مرد بزرگ رو بشناسم؟
نمی دونم مقصر کیه ولی اینو می دونم حقش بیشتر از اینهاست.
از امروز به بعد برای من یک اسطوره شده.

پاسخ

Anzali Free Zone

شاهین

۲۴ تیر ۱۳۹۱

متاسفانه پهلوان نامی گیلان عزیز وکیل منفرد واقعا مظلوم واقع شده و فقط میشه برای مسئولین شهر و استان افسوس خورد.

پاسخ

شاهین

۲۴ تیر ۱۳۹۱

از این اسطوره ها شهر ما به وفور در دل خود جای داده.چه بسیارکسانی که بسیار مستعد بودند و به آتش مسئولین سوختند و به شکوفایی نرسیدند.
زنده باد پهلوانان انزلیچی.

پاسخ

سیامک

۲۴ تیر ۱۳۹۱

با تشکر از متن بسیار زیبا.
روحش شاد

پاسخ

جواد ابای از کرج

۲۴ تیر ۱۳۹۱

در برابر چنین اسطوره بزرگواری سر تعظیم فرود می اوریم
انزلی مردان نادر و بزرگ زیاد دارد
روحت شاد پهلوان

پاسخ

guilak

گیلک

۲۴ تیر ۱۳۹۱

بنده که تقریبا از هم نسلان جناب سهراب وکیل منفرد هستم .و بارها شادروان وکیل منفرد بزرگ را دیده بودم.باید بگویم نام خانوادگی انها همیشه با ورزش عجین بوده و یاد اور رشادت و قهرمانی این دودمان شریف بوده است .برای بازماندگان این مرد بزرگ ارزوی سلامتی و سرافرازی و برای ان مرحوم طلب رحمت و مغفرت الهی مینمایم.

پاسخ