در قسمت اول سکان ضمن ارائه مفاهیم تئوری درباره « برند » و « هویت برند » و اشاره گذرا به عوامل مؤثر بر آن؛ به مرور برخی از نقاط ضعف و قوت هویت برند تیم محبوب مان پرداختیم. ( اینجا )

این هفته و در شماره دوم سکان به بررسی سایر عوامل موثر بر هویت برند خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید:

 

۶- سنت:  هرچند که وجود سابقه یک تیم باشگاهی لزوماً به معنای وجود سنت در آن باشگاه نیست اما تیم فوتبال ملوان تا همین اواخر بی تردید از تیمهای سنتی فوتبال کشور به حساب می آمده است. سکان هدایت ملوان تا قبل از سال ۹۲ تنها در اختیار مربیانی بود که همگی سابقه بازی در این تیم را در کارنامه داشتند. استفاده از پتانسیل فراوان شهر و منطقه و تکیه بر خروجی تیمهای پایه نیز یکی دیگر از سنت های بارز باشگاه ملوان تا همین چند سال پیش بوده است. هر چند اداره باشگاه به شیوه دورهمی و فقدان ساختارهای مدیریتی و فیزیکی را می توان از مهمترین معایب نگاه سنتی به مقوله تیمداری ارزیابی کرد اما به نظر می رسد فقدان « فلسفه » ، « بیانیه مأموریت » و « چشم انداز » سازمانی در اداره باشگاه بویژه در یک دهه اخیر دلیل اصلی سردرگمی باشگاه ملوان در دستیابی به « اهداف سازمان » می باشد. متاسفانه باشگاه ملوان مدتهاست که دچار نوعی روزمرگی در حیات و حضور حداقلی در رقابتهای فوتبال کشور شده است که امیدواریم سقوط ملوان به لیگ یک سبب هوشیاری مجموعه مدیریتی باشگاه ملوان گردد.
با توجه به اختلاف نظر میان طرفداران پافشاری بر سنتهای باشگاه و یا گذر از دوران سنت ، این مقوله را در مطلبی جداگانه بررسی خواهیم کرد.

 

۷- استادیوم: محل برگزاری رویداد می تواند به شکل قدرتمندی بر اعتبار برگزار کنندگان رویداد بیافزاید. در این میان استادیوم های ورزشی به عنوان بخشی از حافظه تاریخی هواداران یک باشگاه همواره مورد توجه و احترام آنان قرار دارند. البته همانطور که حس نوستالوژیکی که از بازدید یک مکان قدیمی اما خاطره انگیز به بیننده منتقل می شود با حس بازدید از یک مکان مدرن متفاوت است؛ مقایسه ورزشگاه های قدیمی و پر خاطره با ورزشگاه های مدرن امروزی هم کار آسانی نیست. با این وجود و به طور مثال ورزشگاه ویمبلی لندن که اهمیتی نمادین در فوتبال انگلستان داشت نیز سر انجام در رقابت با استادیومهای مدرن روز به ناچار تن به بازسازی و از دست رفتن بخشی از فضاهای نوستالوژیک خود داد.

ورزشگاه تختی در شهر کوچک ما نیز هرچند تداعی کننده خاطرات خوب و بد بسیاری در نزد چندین نسل از هواداران ملوان می باشد اما نه تنها به دلیل عدم برخورداری از تکنولوژی و تجهیزات به روز بلکه به دلیل عدم رسیدگی مناسب در طول حدود پنجاه سال ؛ به تدریج از کیفیت و استانداردهای مورد نظر مراجع نظارتی فوتبال دور شد تا جایی که زمزمه هایی مبنی بر عدم برخورداری از مجوز برگزاری مسابقات فوتبال در آن در فصل پیش رو به گوش می رسد.

با توجه به سابقه حضور تیم ملوان در سطح اول فوتبال کشور و علاقمندی مردم منطقه به این باشگاه؛ تامین اعتبار احداث یک ورزشگاه مدرن و تازه ساز حداقل انتظار مردم بندرانزلی از مسوولان ملی است که امید است به جد توسط مسوولان محلی پیگیری شده و به زودی شاهد به ثمر نشستن آن باشیم.

 

۸- سرمربی: اعتبار سرمربی یک تیم قطعاً از عوامل موثر بر افزایش اعتبار برند یک باشگاه ورزشی است. همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، باشگاه ملوان با تکیه بر سنتهای خود در طول بیش از چهل سال تنها چهار سرمربی را در راس هدایت خود دید. در این میان بهمن خان صالح نیا با رکورد دست نیافتنی بیش از ۲۵ سال هدایت ملوان صاحب تمامی افتخارات باشگاه ملوان است. اما پس از حرفه ای شدن فوتبال در ایران سایر سرمربی های بومی – که همواره به علت ضعف ساختار، بار سایر مشکلات باشگاه را هم به دوش می کشیدند – نتوانستند افتخار دیگری را به ویترین افتخارات باشگاه اضافه کنند. این عامل سبب شد باشگاهی که در فوتبال ایران به ثبات نیمکت شهرت داشت به شکلی جنون آسا اقدام به استخدام و تعویض مربیان کند که بعضی از آنان فرسنگ ها با مکتب و شخصیت باشگاه ملوان در تضاد بودند.

به نظر می رسد باشگاه ملوان برای رهایی از این چالش؛ پیش از انتخاب سرمربی برای تیم بزرگسالان خود نیاز به باز تعریف مفاهیمی چون « فلسفه » و « چشم انداز » سازمانی داشته باشد.

 

۹- بازیکنان ستاره: در صنعت فوتبال روز دنیا به بازیکنان ستاره تنها به واسطه مهارت آنها در یک رشته ورزشی توجه نمی شود. به عنوان نمونه در میان ۵ ورزشکار پر درآمد سال ۲۰۱۶ درآمد ناشی از فعالیتهای تبلیغاتی تمامی آنها از درآمدهای کسب شده از طریق رشته ورزشی شان بیشتر بود! به عبارتی بازیکن ستاره از آن جهت که موجب توجه مضاعف هواداران و حضور بیشتر آنان در استادیومها و همچنین توجه خاص رسانه ها به آنهاست مورد توجه شرکتهای بزرگ حامی ورزش می باشند.

ملوان نیز در طول حیات خود همواره بازیکنان بزرگی را در خود دیده است. بازیکنان بزرگی که با توجه به بومی بودن پیوندهای عاطفی بسیاری نیز با مردم شهرشان داشته اند. از غفور جهانی و سیروس قایقران و محمد احمدزاده گرفته تا پژمان نوری و مازیار زارع. اما متاسفانه از طرفی سالهاست کارخانه بازیکن سازی ملوان نتوانسته به مانند گذشته بازیکن ستاره به فوتبال ایران معرفی کند – به استثناء سعید عزت الهی – و از طرفی در این اواخر راه و رسم برخورد و استفاده از ستاره هایمان را نیز فراموش کرده ایم!

 

۱۰- هوادار: به تعبیر بسیاری از صاحبنظران رسانه و ورزش ، فوتبال حرفه ای بدون هوادار فاقد مفهوم و فلسفه وجودی است. اما متاسفانه در فوتبال دولتی ایران که دست اکثریت تیم ها در جیب دولت است تیمهای بدون هوادار بسیاری را می توان یافت که برای حضور تماشاگر در استادیوم اقدام به توزیع جوایز و اقلام تشویقی می نمایند.

اما ملوان از این نظر نیز یکی از برندهای صاحب اعتبار فوتبال ایران است. هوادارانی که به سبب قدمت حضور در سطح اول فوتبال کشور از درک فوتبالی بالایی برخوردارند و از همان ابتدا – در کنار معدود تیمهایی چون صنعت نفت آبادان – رنگی به جز رنگ پیراهن تیم محبوبشان نمی شناسند.

با همه این تفاسیر مدتهاست که به دلایل بسیار زیاد – از جمله ساختار مدیریتی در باشگاه – نه تنها از پتانسیل بالای این هوادار استفاده  نمی شود بلکه گاهی تعمدا شأن این عاشقان و صاحبان همیشگی ملوان در حد یک « داد زن » تنزل داده می شود. در پنج سال اخیر نیز که مطالعه، رایزنی و اقدامات عملی در جهت همگرایی و ایجاد تشکل های هواداری در قالب کانون هواداران صورت گرفته؛ باز هم متاسفانه همه این اقدامات با بی توجهی باشگاه – در زمان مدیریت های مختلف – روبرو شده است. با این وجود امیدواریم با اصلاحات ساختاری واقعی در باشگاه و استفاده از افراد متخصص، کانون هواداران نیز به عنوان یکی از زیرمجموعه های چارت باشگاه به شکل واقعی – و نه فرمالیته – راه اندازی شود.

 

۱۱- کارکنان: کارکنان یک سازمان تابلوی زنده عملکرد و اهداف سازمان پیش چشم مشتریان هستند به گونه ای که در بسیاری از موارد یک سازمان از روی عملکرد کارکنانش شناخته می شود.

با کمال تاسف باشگاه ملوان در این بخش به دلیل استفاده از افراد غیر متخصص و ناکارآمد – و در بعضی موارد مادام العمر – وجهه مناسبی میان هواداران و دوستداران خود ندارد.

به نظر می رسد کنار گذاشتن رودربایستی و قطع همکاری با افراد ناکارآمد و استفاده از نیروهای متخصص و باانگیزه قدم اول تغییرات ساختاری در اداره باشگاه است که امیدواریم هر چه زودتر شاهد تحقق آن برای ترمیم وجهه باشگاه باشیم.

۱۲- رقیب: نیازی به گفتن نیست که بالا بودن سطح رقابت و رقبا باعث افزایش اعتبار یک برند می باشد. خوشبختانه ملوان در اکثر سالهای حیات خود در بالاترین سطح رقابت های فوتبال کشور حاضر بوده است و از این نظر از اعتبار بیرونی خوبی میان اهالی فوتبال برخورداراست. اما گمان می رود مدتهاست که مدیران و هواداران ملوان در تشخیص رقیب دچار خطای استراتژیک شده اند. متاسفانه ما مدتهاست به این امر بی توجهیم که با سطح امکانات فعلی باشگاه ملوان رقیب شمردن تیمهای متمولی که دارای ساختارهای فیزیکی، مدیریتی و مالی تثبیت شده هستند همانقدر اشتباه است که رقیب دانستن تیمهایی که به شکل فصلی هر از چندگاهی در سطح اول فوتبال کشور حضور پیدا می کنند!

 

۱۳- عملکرد: عملکرد یک سازمان با توجه به اهداف آن ارزیابی می شود. لذا ممکن است بررسی عملکردی دو سازمان بعلت وجود اهداف مختلف، متفاوت باشد. بطور مثال ممکن است یک باشگاه ورزشی هدف خود را کشف و پرورش استعدادهای جوان و فروش آنها به باشگاه های متمول قرارداده باشد. در حالیکه باشگاه دیگر هدفی جز خرید بازیکنان ستاره و کسب جامهای مختلف را در سر نداشته باشد.
در مورد باشگاه ملوان از آنجایی که هدفگذاری دراز مدتی در اداره باشگاه به چشم نمی خورد به سختی بتوان عملکرد باشگاه را مورد ارزیابی قرار داد. اما اگر یکی از اهداف باشگاه ملوان را مانند گذشته کشف و پرورش استعدادهای بومی فرض کنیم بعید است بتوان به عملکرد باشگاه در سالیان اخیر نمره قبولی داد.

 

۱۴- موفقیت: موفقیت ( به معنای کسب مقام ) را مهمترین عامل موثر بر هویت برند یک باشگاه ورزشی می دانند. به عبارت دیگر برای اینکه یک برند بتواند در رقابت با سایر رقبا همچنان دارای اعتبار باشد نیازمند کسب موفقیت است.

و اما ملوان: با هیچ متر و معیاری نمی توان کسب رتبه های هفتم و هشتم و یکبار حضور در فینال جام حذفی را در سالیان متمادی اخیر « موفقیت » نامید. موفقیت در هر رشته ورزشی بویژه فوتبال نیازمند برنامه ریزی ، سرمایه گذاری ، ساختار مناسب و استفاده بهینه از همه منابع موجود و در نهایت تلاش هدفمند می باشد. آیا تیم محبوب ما دارای چنین آیتمهایی هست؟

 

از دید صاحب این قلم با وجودیکه باشگاه ملوان اکثریت عوامل موثر در اعتبار بخشی به هویت برند یک تیم فوتبال را داراست اما با این وجود متاسفانه در دو دهه اخیر با  کمرنگ شدن هویت برند خود حتی میان نوجوانان انزلی مواجه شده است که مهمترین دلایل آنرا می توان در عدم وجود ساختار در باشگاه و در درجه بعدی ضعف مدیریت آن دانست. امید است همه دوستداران قوی سپید با تقویت نقاط قوت ؛ در رفع نقاط ضعف موثر بر هویت برند تیم محبوب مان تلاش کنند.

رامبد رشیدی – دبیر بخش ورزشی انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *