احترام به ریش و گیس سپید از دیرباز در فرهنگ کهن و آیین ما مورد تاکید بوده است تا جایی که در این مورد مثل های فراوانی در ادبیات فارسی و روایات و احادیث بسیاری در آموزه های دینی مان می توان یافت.  در ورزش ما نیز ( به خصوص در ورزش هایی که بر بعد پهلوانی و اخلاقی ورزش تاکید بیشتری صورت می‌گیرد ) احترام به کسوت و سابقه خاک خورده ها و استخوان خرد کرده های ورزش یکی از مواردی است که همواره مورد سفارش قرار گرفته است. ضمن اینکه اهمیت استفاده از تجربیات ارزشمند پیشکسوتان و انتقال صحیح این تجربیات به نسل جوان و  جویای نام نیز بر کسی پوشیده نیست. با این وجود  متاسفانه تعریف روشن و یکسانی از کلمه « پیشکسوت » در فرهنگ ورزشی ما وجود ندارد تا جایی که بسیاری از سازمان ها یا مؤوسسات مرتبط با پیشکسوتان تعاریف خاص خود را از این واژه به کار می‌برند.  اما شاید بتوان در یک تعریف عام ورزشکارانی که از حضور در مسابقات قهرمانی بازنشسته شده اند را پیشکسوت نامید. ضمن اینکه باید توجه داشت کلمه پیشکسوت دارای یک اعتبار اجتماعی است که در اکثریت موارد کمتر به آن توجه می شود. به زبان دیگر کسوت ردایی نیست که از بازار خرید یا به حکمی از صاحب منصبی گرفت!

یکی از موارد تاثیرگذار بر هویت برند یک باشگاه ورزشی – که حتی در نام تعدادی از تیم ها نیز خود را نشان می‌دهد – سال تاسیس و سابقه حضور باشگاه در مسابقات کشور مربوطه می باشد. تیم‌های پرسابقه و قدیمی که هواداران برای توصیف این باشگاه‌ها از عناوینی چون باریشه، با اصالت و … استفاده می کنند علاوه بر آنکه جزیی از  تاریخ ورزش کشورشان هستند از منابع انسانی برخوردارند که از سالهای گذشته در خاطره تاریخی هواداران باقی مانده و از آنها به عنوان ریشه‌های باشگاه یا نشانه‌های اصالت باشگاه یاد می‌شوند.  در مورد ورزش فوتبال به طور اخص نیز می‌توان گفت همانطور که داشتن هوادار اختصاصی از نشانه های زنده بودن یک باشگاه فوتبال است و فقدان باشگاه بی هوادار خاطری را آزرده نمی سازد؛ وجود پیشکسوتان در یک باشگاه نیز به داشتن اصالت یک باشگاه تعبیر می شود و باشگاه های فاقد پیشکسوت دارای ریشه در تاریخ و هویت جمعی هواداران خود نیستند.

در شماره های قبلی « سکان »  اشاره کردیم که برخورداری باشگاه های فوتبال از هوادار اختصاصی علاوه بر فرصت هایی که در اختیار مدیران قرار می‌دهد تا از این پتانسیل در جهت رشد و بالندگی باشگاه متبوع خود بهره برند؛ در بعضی موارد سبب بروز تهدیداتی نیز می شود به گونه ای که مدیریت بر باشگاه های دارای هوادار را به حرفه ای سخت بدل می‌کند. متاسفانه باید اذعان کرد همانطور که در فوتبال ما به علت عدم برخورداری از مدیریت علمی، پایدار و آینده نگر؛  توجه لازم به استفاده از پتانسیل های هوادارن باشگاه ها صورت نمی‌گیرد؛ در بسیاری از موارد نیز به ظرفیت ها و توانایی های پیشکسوتان کم توجهی شده و به آنان به چشم تهدیدی برای ثبات باشگاه نگریسته می شود تا جایی که  احترام به شأن و شخصیت این بزرگواران به ندرت از حد حرف و شعار فراتر می‌رود. در حالیکه در کشورهای توسعه یافته باشگاه‌ها خود را موظف می‌دانند از پیشکسوتان ورزشی ( کسانی که سرمایه عمر خود را در راه اعتلای باشگاه هزینه کردند و ویترین تیم‌های خود بوده اند ) حمایت کنند. البته نباید از نظر دور داشت که بویژه پس از حرفه ای شدن فوتبال در ایران و تزریق سرمایه هنگفت به این ورزش، منفعت طلبی های شخصی یا گروهی، قائل شدن حق ویژه برای خود و دوستان، عدم انسجام و اتحاد و … بخشی از پیشکسوتان فوتبال در ایران؛ به بروز شکاف میان آنان و مدیریت و هواداران باشگاه هایشان دامن زده است.

 

نقش و جایگاه پیشکسوتان باشگاه ملوان

بهمن صالح نیا در سال ۱۳۴۸ تیمی را بنیان نهاد که خیلی زود یعنی از سال ۱۳۵۲  تاکنون – به جز چند دوره – در بالاترین سطح فوتبال ایران مشغول فعالیت بوده است در این سال‌ها بازیکنان بسیاری افتخار پوشیدن پیراهن زیبا و خوش نقش این تیم ریشه‌دار و اصیل فوتبال ایران را داشته اند که تا همین چند سال قبل اکثریت آنان را جوانان مستعد بومی شهر انزلی و استان گیلان تشکیل می دادند.  با این وجود به نظر نمی رسد تولد در این حوزه جغرافیایی یا حتی معرفی شدن از این باشگاه به فوتبال کشور  معیار مناسبی برای اطلاق عنوان پیشکسوت باشگاه ملوان به یک بازیکن باشد. اما شاید تعداد سال های حضور در ملوان (چند سال؟!) در کنار شرط سنی یا حداقل زمان سپری شده از دوران حضور در میادین را بتوان ملاکی برای تعریف « پیشکسوت باشگاه ملوان » در نظر گرفت. ضمن اینکه از اعتبار اجتماعی این کلمه در میان مردم فوتبالدوست شهر و استان نیز نباید به سادگی گذشت.

هرچند با اعمال این پیش شرطها ( و یا شرطهایی از این دست ) می توان تعداد افرادی را که حائز شرایط دریافت عنوان پیشکسوت اختصاصی باشگاه ملوان هستند را به شکل قابل ملاحظه ای محدود ساخت اما متاسفانه به سبب برخی عملکردهای نادرست در سالیان اخیر از اعتبار این عنوان مهم در میان مردم و هواداران به شدت کاسته شده است:

بدون تردید تمامی افتخارات کسب شده باشگاه ملوان در دوران فوتبال آماتور و توسط بازیکنان سابق – و پیشکسوتان فعلی – به دست آمده است که علیرغم کیفیت فنی بالاتر نسبت به بازیکنان حرفه ای پس از خود، از کسب درآمد مکفی از راه فوتبال محروم بوده و بویژه پس از بازنشستگی از فوتبال برای گذراندن زندگی فعالیت دیگری را پیشه خود ساخته بودند.  این بازنشستگی که به دوری از توجه رسانه‌ها و علاقمندان به ورزش – و به مرور فراموشی توسط آنان – منجر می‌شود آنچنان سخت است که بسیاری از ورزشکاران خداحافظی از میادین ورزشی را مرگ اول خود می نامند! لذا این اتفاق سبب ورود تنی چند از پیشکسوتان معزز ملوان به حیطه های غیر تخصصی ( مانند نزدیک شدن به افراد سیاسی شهر ) شد. امری که پس از مدت کوتاهی موجب آسیب فراوان به اعتبار ورزشی این بزرگواران گردید.  از طرفی تزریق سرمایه بی حساب و کتاب به فوتبال به نام حرفه ای شدن نیز سبب شد تعداد دیگری از پیشکسوتان باشگاه برای گرفتن آنچه حق خود از فوتبال می نامیدند دوباره به سمت حضور در این ورزش متمایل شوند اما گذشت زمان نشان داد نه نزدیک شدن به سیاست و سیاسیون و نه اصرار بر حضور در فوتبال به هر قیمتی به صلاح این عزیزان نبوده است.

البته در این که بسیاری از تیمهای پر مدعای کنونی فوتبال کشور در حسرت داشتن تنها یک اسطوره در اندازه بزرگان پر افتخار باشگاه ملوان هستند؛ شکی نیست. ضمن اینکه تمامی پیشکسوتان گرانقدر باشگاه ملوان – از ابتدای تاسیس باشگاه تا همین سالهای اخیر – به سبب تلاش در جهت کسب افتخار برای نام بزرگ ملوان و شهر بندر انزلی شایسته احترام و تقدیر فراوان از جانب مردم و مسوولان شهر می باشند.  اما با توجه به محدودیت‌های باشگاه ملوان به عنوان گل سرسبد باشگاه های فوتبال انزلی در بکارگیری این عزیزان در مسؤولیت‌های فنی تیم‌های رده‌های سنی باشگاه – علیرغم دارا بودن بالاترین سطح مدرک مربیگری ایران و حتی آسیا  – و غیر قابل توجیه بودن استفاده از افراد غیر متخصص در چارت مدیریتی و اداری باشگاه که سالها به سبب نزدیک بودن به مراکز قدرت سیاسی در شهر مناصب مهم و کلیدی را اشغال کرده و اثرات ناخوشایندی نیز برجای گذاشته اند؛ به نظر می‌رسد کادر مدیریتی باشگاه باید ضمن تعریف صریح و بدون ابهام « پیشکسوت باشگاه ملوان » نسبت به ایجاد بانک اطلاعاتی از سوابق ورزشی و تخصص های مرتبط و غیرمرتبط این بزرگواران اقدام کرده تا ضمن آگاهی حداکثری از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های این افراد نسبت به برنامه‌ریزی برای حمایت های معنوی و مادی غیر مستقیم ( نظیر تشکل‌های صنفی و تعاونی‌ها، تخفیف ها و سوبسیدها و … ) اقدام به عمل آورد.

ناگفته پیداست پرواز دوباره قوهای سپید با تکیه بر پتانسیل ها و استعدادهای انسانی بومی ( از جمله پیشکسوتان ) تنها در سایه انسجام همه دوستداران ملوان امکان‌پذیر بوده و توجه به منافع زودگذر، دسته‌بندی‌های سیاسی و عقیدتی، اصرار بر تصدی برخی مناصب علیرغم دارا نبودن شایستگی کافی و … که سالهاست موجب کدورت و اختلاف در میان پیشکسوتان معزز باشگاه ملوان شده است نتیجه ای جز حضور افراد غیربومی – که نه پیوندی با گذشته ملوان دارند و نه علقه ای با هواداران این تیم – در باشگاه صاحب مکتب و اصیل ملوان نخواهد داشت.

رامبد رشیدی – انزلی کلاب

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

فرهاد مجیدی

۲۶ مهر ۱۳۹۶

سلام،،، مطلب پسندیده ای بود، البته تا رسیدن به نقطه مطلوب کیلومتر ها راه مونده. هر چند همیشه گامهای نخست هم راهگشا ست،هم چالش ها رو مشخص میکنه،استفاده از تجارب دوستان تا همین جا هم با این که اکثر اوقات رایگان بوده اما باز هم اثرگذار بوده.آکادمی ملوان با این حجم از نیروی انسانی آرزوی خیلی از تیم های کشوره،اما شاید این جا براحتی این سرمایه ها از چرخه خارج میشن.به امید روز های خوب، این شهر از همه نظر از فقر مدیریت صحیح رنج میبره،،،تشتت آرا به وفور دیده میشه،،، راستی امروز خسته بند باز هم از زمین انزلی بازدید کردند فکر کنم واسه سال آینده بشه ازش استفاده کرد. حرکت لاک پشتی اما وعده ها فراوون.

پاسخ