ملیجک ها هرگز نمیمیرند

  • 5 سال پیش
  • ۲ ديدگاه

در یکی از روزهای سرد زمستان ۱۳۱۹ شمسی در یکی از کوچه های فرعی خیابان « لختی » قدیم و سعدی امروز تهران ، پیر مردی عصا زنان راه خانه اش را در پیش می گیرد . آن شب وی متفکرانه در حالی که از بیماری رنج می برد ، گامهایش را بر روی زمین می کشید .

وی به قدری در افکار خویش غوطه ور بود که حتی تل انبار کاهگلی را که در وسط کوچه جمع بوده ، نمی بیند و با افتادن در تل کاهگل با این جهان وداع میکند. پس از جستجوی فراوان جنازه مردی بزرگ از دودمان قجری یافت میشود ( عزیزالسلطان ) همان ملیجک محبوب ناصر الدین شاه. پسرک سیه چرده ای که علاقه شاه به وی اسباب شیطنت ها و نمک ریختن های وی را فراهم ساخته بود. خداوند در گذر زمان شرایط مشابه ای را برای انسانها فراهم میسازد تنها شکل و شمایلی متفاوت به خود میگرند، گویی تاریخ همواره در حال تکرار است.

ملیجک زشت خوش ادای قصه هر چند در هاله ای از سوالات بی جواب و ابهام از این جهان همانند همه انسانها رخت بربست. اما سفیر وقت انگلستان از اولین کسانی بود که به خانواده ی ملیجک عزیز سلطان تسلیت گفت و برای استرداد نشان و حمایل عالیترین مدال امپراتوری بریتانیا که ملکه انگلستان در سفر سوم ناصرالدین شاه به او و ملیجک داده بود حضور یافت.

زمین و زمان همواره در گردشند و در این مسیر همه چیز دست خوش حوادثی از این دست است و همگان روزی از این جهان فانی رخت میبندند و تنها ممکن است از خود خاطرات و اثراتی به خوبی و خوشی و یا به نکبت و بدی بر جای گذارند. ملیجک صفتان در تاریخ کم نبوده اند و عزیز السلطان اولین و آخرین آنها نبوده و نیست.

چرا راه دور برویم، همین کنار گوشمان در شبکه وزین رشت همین شبکه باران خودشان، هستند افرادی پر استعداد که بعد از ارائه آلبوم اول خود و در میان خیل عظیم هواداران خود زنجیر از گردن باز میکنند فوکول ها را سر و سامانی میدهند یکشبه مجری تلویزیون میشوند. بعد از آنکه استعداد غیر قابل انکار خود را در بررسی و موشکافی مشکلات شهری به رخ همگان میکشند، یکشبه گزارشگر ورزشی میشوند، آنهم ورزش پر طرفدار فوتبال و گزارش بازیهای زنده، بعد از چند سال هم به صورت طبیعی برای خود کارشناسی شده اند  دیگر ( دری تخته ای چیزی را بکوبید چشم نخورد پدرسوخته) و برنامه های تفسیری ورزش هم میسازند.

این ملیجک ها با همه نمک سود بودنشان که دست ماهی دودی و سنگ پای قزوین را به خوبی از پشت بسته اند باز هم در لجنزار افکار مغز پوکشان قلت میزنند و به زندگانی شان ادامه میدهند، خدا را چه دیدید شاید از نگاه برخی مسئولین ورزش نیز روزی این ملیجک ها افرادی جوان، معقول و موجه پنداشته شوند اما آیا در وجدان همیشه بیدار آدمی، زمان آرمیدن شب، پشت افکار ملیجکانه احساس رضایتی در جریان است ؟

اما نصایح تاریخی را جدی بگیرید امثال این ملیجک صفتان را به حال خود رها کنید که روزی با سر در تلی از لجن به دست تاریخ مدفون خواهند شد و تمام افتخارات پوشالی شان پس از مرگ استرداد خواهد شد. حالا بگذارید در رویا خود را فردوسی پوری بداند که به علت نبود امکانات در رشت به دنیا آمده است و درخیال خامشان بر سکوهای پیشرفت و ترقی گام نهند …  بسی خیال باطل است باور کن …

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

۲ آبان ۱۳۹۱

این پوربخش از ملیجک ها هم پست تره…

پاسخ

مژگان

mojshekan

۲ آبان ۱۳۹۱

بله تاریخ همواره تکرار میشه، خدا میدونه این پوربخش با چه پارتی بازیهایی به اینجا رسیده،وگرنه نه کارشناسه نه مجریه درست حسابی نه گزارشگر نه …

پاسخ