سکان:ملوان در گرداب سیاست!

  • 1 ماه پیش
  • يك ديدگاه

 

فوتبال چیزی فراتر از محبوب ترین بازی جهان است. برای میلیونها نفر فوتبال حکم مرگ و زندگی را دارد و یک زبان بین المللی است. به تعبیر « پله » بازی زیبایی که جنگ ها را آغاز میکند و به پایان میرساند، جرقه انقلاب ها را زده و خیلی از دیکتاتور ها را هم در قدرت نگه داشته است. وقتی یک بازی برای میلیاردها نفر اهمیت پیدا می کند دیگر نباید فقط یک بازی تلقی شود. فوتبال هیچ وقت فوتبال نیست این ورزش جنگ به وجود می آورد انقلاب می کند و مورد توجه مافیا و دیکتاتور هاست. شاید فوتبال امروزه دیگر مثل گذشته قومیت ها را مقابل هم قرار ندهد اما ورزشگاههای فوتبال هنوز محل آشکار شدن این تنش و درگیری های نژادی ، مذهبی و منطقه ای هستند. درست همان طوری که تیم بارسلونا نماد ملی گرایی کاتالونیاست و از دربی میلان به تقابل مهاجران طبقه کارگر برابر محلی های طبقه متوسط نام برده می شود و یا رینوس میشل مربی هلندی که عبارت معروف « فوتبال جنگ است » منتسب به او است نیز پس از پیروزی بر آلمان گفته بود احساسی فراتر از رضایت و خوشحالی دارم اما نمیخواهم دلایل احساسات عجیبم را در این کنفرانس خبری بازگو کنم!
سایمون کوپر که در کتاب فوتبال علیه دشمن به اشتراک ترسناک بین فوتبال و سیاست پرداخت؛ می نویسد:
به هرجا که می رفتم به من می گفتند: ” سیاست! جای جالبی را برای تحقیق انتخاب کرده ای! ” سیاست کمک می کند ثروتمند و مشهور شوی و مردمی به حساب آیی. البته روش های مختلفی برای رسیدن به این امر وجود دارد اما مطمئن ترین مسیر از طریق ورزش است. به این دلیل که تلویزیون های سراسر جهان بیش از هر چیزی ورزش و به خصوص فوتبال پخش می کنند. با این وجود یک حساب سرانگشتی نشان می دهد هرچه آزادی در کشوری کمتر باشد فوتبال اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ همانطوری که در شمال آفریقا، خاورمیانه و خلیج فارس اهمیت بسیار زیادی دارد. یکی از دلایلی که فوتبال این همه در این قسمت از جهان اهمیت دارد کمبود سایر تفریحات است. برای یک مرد جوان در خاورمیانه که باید اوقات فراغت را با دیگر جوانان سپری کنند فوتبال تنها تفریح ممکن است. کوپر در این کتاب از خود پرسیده است چگونه فوتبال روی حیات کشوری تاثیر می گذارد و همچنین حیات یک کشور بر روی فوتبال آن موثر است؟

سیاست با آن رنگ خاکستری خود پیش از آنکه واژه ای مثبت به شمار رود امری است که همواره باید نسبت به آن تردید داشت چراکه به میزان قابل توجهی به برخی مصلحت اندیشی ها پیوند خورده از این رو ممکن است چیزی که امروز از نظر سیاسی درست نباشد، فردا امر درستی به شمار رود و تشخیص این درست از نادرست توانایی است که سیاستمداران بر مبنای تجربه، تحلیل، پیش بینی و همچنین شناخت کامل بافت قدرت در طول زمان کسب می کنند. بنابراین عجین شدن فوتبال و سیاست اگرچه ناخوشایند است اما در بسیاری مواقع اجتناب ناپذیر است. نکته دیگر آنکه فوتبال در مواردی گوی رقابت را از سیاست ربوده و ممکن است در مواردی مانند تیغ دو لبه علیه سیاست و حکومت به کار گرفته شود. این امر اذهان سیاستمداران را به اندیشه کنترل مردم از طریق فوتبال رهنمون کرده و لذا رشد و توسعه فوتبال را در برخی کشورها به ویژه ایران با مشکل مواجه کرده است.
بطور کلی می توان گفت فوتبال دارای کارکردهای سیاسی فراوانی در جامعه جهانی و البته امروز ایران است؛ به دور از نگاه ابزاری سیاست به ورزش – که نگاه ذاتی سیاست به تمامی امور محسوب می شود – این کارکردها همواره منفی نیستند و گاهی چنان آثار مثبتی در کوتاهترین زمان و با کمترین هزینه به بار می آورند که کمتر پدیده ای در جامعه از چنین قدرتی برخوردار است اما امروزه سیاستمداران با توجه به اهمیت و جایگاه فوتبال در کنترل جامعه و پیشبرد اهدافشان، به آن به مثابه یک امر سیاسی نگاه می کنند:
ورزشهایی مثل فوتبال در قالب نمایشی خود جنبه های بسیار دستکاری کننده و پوپولیستی دارند که می توان از آن به عنوان نوعی تخدیر نیز یاد کرد. در این مورد « بروم » با استفاده از اصطلاح معروف « مارکس » از ورزش با توصیف ورزش افیون ملت ها یاد می کند. این گونه است که گمان می شود یک پناهگاه غفلت یا مخدر پیدا شده است که می توان جوانان پرشور و پر هیجان را به آنجا حواله دارد و از توجهی که مردم به آن می کنند برای پنهان داشتن و پوشاندن بدی ها و نادرستی ها و همچنین ایجاد زمینه های فریب بهره برد؛ چنان که در حدود چهل سال پیش چندین زندانی را به عنوان اینکه قصد فرار داشتند به رگبار بسته بودند اما روزنامه ها با حروف بسیار درشت تیتر زدند رئیس باشگاه پرسپولیس سیلی محکمی به صورت صفر ایرانپاک زد. دو سه روز بعد با عذرخواهی و پرداخت مبلغی که در آن ایام کم نبود وضعیت به خوبی و خوشی پایان یافت و کشته شدن زندانیان در های و هوی این جنگ و آشتی به فراموشی سپرده می شود! ( دکتر رضا شجیع – جامعه شناسی فوتبال )

ملوان در گرداب سیاست!

با اندکی تفکر شباهت های فراوانی را میان آنچه در قسمت قبلی این مطلب ذکر شد با وضعیت شهر بندرانزلی، باشگاه ملوان و فوتبال ایران در می یابیم:
*بندرانزلی شهری که سالهاست فوتبال تنها تفریح و دلخوشی جوانان آن شده و با در جا زدن و حتی پسرفت در زمینه های اقتصادی، صنعتی، گردشگری، کشاورزی و… روز به روز بر تعداد بیکاران آن اضافه می شود. امری که علاوه بر افزایش فشار اقتصادی بر گرده مردم کوچه و بازار به مهاجرت روزافزون نسل جوان نیز منجر شده است.
*ملوان تیمی که همواره به عنوان سمبل شهر و منطقه، جانشین همه نداشته های مردم خود بوده و سالها کمبودها و ضعف های شدید ساختاری در این شهر زیر سایه حضور ملوان در بالاترین سطح فوتبال کشور به چشم نیامده است!
تیمی به اهمیت مرگ و زندگی برای بسیاری از هواداران خود که مدتها نماد اعتراض مردم مستعد و قهرمان انزلی به نگاه تبعیض آمیز و به دور از عدالت مسؤولین سیاسی و ورزشی تکیه زده بر مناصب قدرت در تهران و رشت بوده است و شاید به همین دلیل هنوز عده ای در این شهر فوتبال را به مثابه جنگی برای استیفای حقوق از دست رفته خود می بینند.
تیمی که سالهاست نردبان سیاسیون برای بالا رفتن از پله های قدرت بوده و حتی امروز – که تنها شبهی از نام بزرگ آن باقی مانده – محل منازعه و سهم خواهی آنهاست! سیاسیونی که با کمترین اثرگذاری مادی و معنوی تنها علاقمند به حضور در قاب تصویر رسانه ها برای بیشتر دیده شدن هستند.
*و در نهایت فوتبال ایران که به نظر می رسد در ساختار دولتی و شبه دولتی آن رهایی از فساد سازمان یافته حاکم، به این سادگی امکان پذیر نیست و در هیاهوی ساختگی قرمز و آبی میان عوام و خواص جایی برای تیمهای ریشه داری مانند ملوان که به واقع از دل یک شهر و یک منطقه بیرون می آمدند؛ نیست!

 

با توجه به آنچه ذکر شد می توان نتیجه گرفت بازگشت قوهای سپید انزلی به روزهای پرافتخار گذشته و استمرار آن بدون پیشرفت و رشد اقتصادی شهر بندرانزلی بسیار سخت و دور از ذهن به نظر می رسد. به عبارت دیگر پیش شرط داشتن یک تیم حرفه ای قدرتمند، یک شهر توسعه یافته و توانمند از نظر مالی می باشد. از طرفی با توجه به قدرت رسانه ای و اجتماعی فوتبال در انزلی و همچنین کوتاه بودن دیوار تخصص در فوتبال – که به اشتباه موجب اظهار نظر تخصصی افراد با هر سطح تخصص و دانش می شود – سیاسیون ( به معنای عام ) در شهر ما به جای حمایت و تقویت این سرمایه اجتماعی و مردمی، همواره در فکر بهره گیری از پتانسیل این باشگاه برای رسیدن به قدرت، باقی ماندن در قدرت و یا بازگشت به قدرت می باشند که در شرایط فعلی عجین شدن باشگاه ملوان با این افراد به دلیل تامین منابع مورد نیاز؛ متاسفانه اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. به امید روزی که ملوان به دور از فرو رفتن در گرداب سیاست با دستیابی و بهره گیری از منابع مالی پایدار و افراد متخصص در فوتبال، دوباره بال گشوده و همه دوستداران خود را شاد کند.

رامبد رشیدی – انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

سروش ملت پرست

۱۰ آبان ۱۳۹۶

صبح بخیر….مرسی رامبد عزیز برای این مقاله عمیق و بسیار معنادارت……به خصوص به زیرسوال بردن حقیرترین طبل توخالی دنیا یعنی -سیاست؛ این فاحشه جهانی———–

پاسخ