havadaran 9

دیدار رفت ملوان و داماش در رشت به پایان رسید. میدان کار و زاری که با سوء استفاده از رسانه های ابزاری و بسیج همه امکانات به کارناوال ناهنجاری ها و نمایش سطح  فقر فرهنگی موجود در استان گیلان بدل شد.

ابعاد این بی فرهنگی در سطحی گسترده بود که عابدینی با سابقه درخشان خود در حواشی فوتبال و سخنانی که از شکم بر زبان مبارک جاری میسازد نیز طی چند هفته سعی داشت دامان خود را از آن مبرا سازد. اتفاقی که در طول تاریخ رقابتهای مرسوم بین انزلی و رشت بی سابقه بود.

گویی عروسک های خیمه شب بازی و دست پرورده ها، دارای هوش مصنوعی شده اند و چنان پیشی گرفته اند که دست های آلوده پشت پرده را نیز به رعشه انداخته اند. بی شرمی و توهین به خون شهدای شهر انزلی به میزانی رسید که به صورت سازمان یافته پرچم کشور بیگانه به استادیوم آورده شد ( پرچمی که شباهت زیادی به رنگ پیراهن داماش دارد، همان پرچمی که طی سالیان دراز همواره بر سر در کونسولگری روسیه در شهر رشت در احتزاز است ).

آن دیدار هر چه که بود گذشت و جماعتی که حتی قادر به ۵ دقیقه تشویق یکپارچه تیم خود نبودند هر چه خواستند کردند و هر آنگونه که خواستند تاختند، اما همه تلاششان تنها یک نتیجه در بر داشت و آن هم چسبیدن لکه ننگین بی فرهنگی نه بر پیشانی  هواداران تیم تازه بنیان رشت بلکه لکه ننگی بر پیشانی همه مردم شهر رشت در حالی که این جماعت تنها گزیده ای از اهالی آن شهر بودند اما اوج فقر فرهنگی موجود در استان را نمایان ساختند.

این اتفاق حاصل یک برهه کوتاه یا یک کل کل و کری ساده سنتی بین دو شهر نیست. همگان به خوبی میدانند که با وجود همه تفاوت های موجود بین اهالی این دو شهر از لحاظ فرهنگی، وجه تشابه زیادی بین اهالی این دو شهر وجود دارد و حتی از نظر زبانی، گیلکی این دو شهر نسبت به سایر شهرهای استان به هم نزدیک تر است.

پرده داران این بازی کثیف نه یک شبه بلکه طی سالیان گذشته برنامه ریزی شده موجب گسسته تر شدن فاصله این دو شهر شده اند و از یک کل کل و کری ساده به دنبال رسیدن به یک جنگ تمام و عیار قومی قبیله ای هستند. جنگی مضحک که کسانی که از سواد کم تاریخی نیز برخوردار باشند به پوچ بودن و بی اساسی آن به سادگی پی میبرند.

شهرهای رشت و انزلی نه از نظر قدمت تاریخی بلکه از لحاظ شهرنشینی در ایران پیشتاز بوده اند. نه در تاریخ شگرف دیلم و کاس ها خبری از رشتی ها و انزلی چی ها بوده و نه در کادوس باستان. اینکه در کتاب حدودالعام به دشتی بزرگ اشاره شده باشد دلیل بر این همه تحریف تاریخی نمیتواند باشد وقتی که اولین سخنان مرتبط با رشت امروزی تنها به قرن هشتم هجری محدود میشود.

دوره پیشرفت این دو شهر به دوران صفویه محدود میشود که این قدرت در شهر رشت متمرکز و به واسطه صنعت ابریشم و گذرگاه حیاتی رشت و انزلی این دو شهر را به پیشتازان شهرنشینی در ایران بدل کرد و خنده دار تر اینجاست که در اکثر مصائب تاریخی این دو شهر با هم همدرد بوده اند.

بگذریم به هر حال هر چه که بود گذشت، دربی، الگیلانو یا هر چه که میخواهید بر روی این دیدار لقب بگذارید. اما ملوان و داماش هرگز تداعی کننده ملوان و سپید رود نیست. این دیدار یک نبرد فرهنگی است که کسانی که در پروژه هویت بخشی و هویت سازی برای رشت دست دارند پرده دارانش هستند.

همانها که ادعای عدالت دارند و دنبال حقوق من و شما میگردند و برای حاشیه سازی برای ملوان در هر شرایطی از طریق رسانه های خود دریغ نمیکنند همانگونه که در بازی رفت در مقابل همه بی فرهنگی ها سکوت کردند و دوربین هایشان را فقط روی سکوی میهمان گرفتند اینبار میهمان ما هستند و منتظرند که کردار زشتشان را با عملکرد متقابل هواداران ملوان مهر تعدیل بزنند.

همانی که به دروغ و تهمت و مظلوم نمایی در خبرگزاری ها اعلام کرد هواداران ملوان به من فحاشی کردند، با دار و دسته نا موجه اش آماده این دیدار شده است.

حال میتوانیم آب به آسیاب دشمنی بریزیم که به خوبی میداند هر چه این آب را گل آلود تر کند ماهی بیشتری نصیبش میشود و میتوانیم با تشویق یکپارچه تیم خودی کبریتی به فرهنگ پوشالی رقیب بیندازیم. در این صورت ما برنده ایم حتی فارغ از نتیجه، باز هم ما برنده ایم.

بله دوستان این دربی نیست، یک رقابت ورزشی نیست، یک نبرد تمام عیار فرهنگی است، برنده اش کسی نیست که بی فرهنگ تر باشد، برنده اش کسی نیست که در ورزشگاهی که وسط شهر است و در کوچه و خیابان فحش ناموس نقل و نباتش باشد، برنده اش کسی است که فرهنگ و تاریخش خود ساخته و دزدی نیست. برنده اش کسی است که به روح فوتبال و ورزش و منش پهلوانی بی احترامی نکند.

تو میتوانی برنده باشی، اگر جهنمی سپید به راه بیندازی که در آن فستیوال بد دهنی و بی احترامی به ناموس هم استانی ات نباشد. که در آن  فقط و فقط نام زیبای ملوان طنین انداز باشد. تو میتوانی برنده باشی وقتی فارغ از نتیجه، ۹۰ دقیقه تیم خود را تشویق کنی.

تو میتوانی کاری کنی که دشمنانت به هر سوراخی پناهنده شوند، نیازی به نمایش بی فرهنگی مثل شهر همسایه نداری که به ماشین های گذری که خانواده مردم در آن نشسته اند حمله ور شوی. تو میتوانی درسی از ادب به رقیبت بدهی که تا سالیان سال فراموش نکند.

میتوانی کاری کنی که برخی صحابی ناخلف رسانه ای نیز شرمزده بیش از پیش به سوراخ تنهاییشان بخزند. ریش قیچی دست توست، خواستی آیینه ای تمام نما باش از اوج بی فرهنگی در استان و خواستی درسی باش از فرهنگ.

این یک فوتبال نیست، این یک دربی نیست، حتی نتیجه اش پشیزی ارزش ندارد. ارزش این بازی روی سکوها عیار زده خواهد شد. نماینده ای شایسته باش برای شهری که تاریخش ناشی از توهم نیست، شهری که نامجوها، هادیان ها، بایندرها، وکیل منفردها به خود دیده.

طرفدار تیمی باش که فلاحتی ها تقدیم این آب و خاک کرده و نه تنها در ورزش بلکه در همه عرصه ها سرآمد است. محمود فلاحتی بازیکن جوانان ملوان و تیم ملی که به خاطر ناموس و مام وطن قید فوتبال را زده قهرمان ماست، نیازی به احترام نظامی به شخصیت های نامربوط به ورزش نداریم. پرچم کشور بیگانه نه توهین به تو بلکه زاییده فکری خام و همان پروژه ی هویت بخشی است.

پس من و تو در قبال شهرمان مسئولیم، ما نماینده مردم شهری هستیم که همواره و در همه زمینه ها از هیچ، همه چیز ساخته اند و پرچم کشورشان را به احتزاز درآورده اند. پس روز این “نبرد فرهنگی” چنان آوای ایرااااااااااااااااااان ملواااااااااااااااااان را طنین انداز کن که درس غیرت و مردانگی به رقیبت بدهی. حتی در پایان رقابت فارغ از هر نتیجه تیمت را چنان تشویق کن تا دشمنت را چنان زمین گیر کنی که هرگز نای بلند شدن نداشته باشد.

پس جهنمی سپید به راه بینداز تا همه سیاهی ها در آن گم شود … این یک نبرد فرهنگی است و هیچ امتیازی ندارد

بلند شو آبای، بلند شو ملوان خستگی ناپذیر دریاها، بلند شو و همنوای گیله وا در پرباران ترین شهر ایران ۹۰ دقیقه سرپا، سرود ملوان شهر باران سر کن که زمان نبرد است … یک نبرد تمام عیار فرهنگی که هیچ امتیازی ندارد…

ملوان شهر باران سروده حسن خوشدل در دهه ۵۰

از اینجا دانلود کنید

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

۹ بهمن ۱۳۹۱

بسیار زیبا بود. ممنون از نویسنده مطلب و مرسی انزلی کلاب

پاسخ

navid

۹ بهمن ۱۳۹۱

دستتون درد نکنه ، عالی بود ،

پاسخ

carisma

۹ بهمن ۱۳۹۱

سلام ، خیلی خوب نوشتین ، باید اجازه گرفتن داشته های فرهنگی خود را به هیچ کس ندهیم ، انزلی شهر باران

پاسخ

مژگان

mojshekan

۹ بهمن ۱۳۹۱

امیدوارم جوابشون رو فقط و فقط تو زمین مسابقه بدیم
و امیدوارم ملوان، ملوان واقعی باشه تا ایتطوری هوادار بتونه فارغ از هر نتیجه ای فقط ملوان رو تشویق کنه

پاسخ

۹ بهمن ۱۳۹۱

امیدوارم فحاشی نشه تا هم رشتی ها شرمنده شن هم تیم محروم نشه

پاسخ

۹ بهمن ۱۳۹۱

باید فرهنگ والای انزلیچی رو نشونشون بدیم

پاسخ

مهران

۹ بهمن ۱۳۹۱

عالی بود.فقط میتونم بگم که نوبت ماست تا جور دیگر به توهین های بازی رفت پاسخ دهیم.نه با فحش بلکه تنها با تشویق تیم خود. ایراااااااااان همیشه ملواااااااااان.

پاسخ

علی نوروزی

علی نوروزی

۹ بهمن ۱۳۹۱

بسیار عالی..
ما بهشون فرهنگ خوب شهرمون رو نشون میدیم..!

پاسخ

مهران

۹ بهمن ۱۳۹۱

عالی بود…
به امید خدا مثل همیشه تو زمین جوابشون رو میدیم…
ایران تا ابد ملوان

پاسخ

۹ بهمن ۱۳۹۱

تو میتوانی برنده باشی، اگر جهنمی سپید به راه بیندازی که در آن فستیوال بد دهنی و بی احترامی به ناموس هم استانی ات نباشد. که در آن فقط و فقط نام زیبای ملوان طنین انداز باشد. تو میتوانی برنده باشی وقتی فارغ از نتیجه، ۹۰ دقیقه تیم خود را تشویق کنی.

ریش و قیچی دست توست، خواستی آیینه ای تمام نما باش از اوج بی فرهنگی در استان و خواستی درسی باش از فرهنگ.

آفرین

مرحبا

دست مریزاد

پاسخ

۹ بهمن ۱۳۹۱

انشالا هم نتیجه هم اخلاق و با اختلاف وبه وضوح می بریم…

پاسخ

مرتضی

۹ بهمن ۱۳۹۱

آقای نویسنده با اینکه میدونم نظرمو چاپ نمیکنی ولی دیگه اسم انزلی رو شهرباران نزار…

============
نظر شما چاپ شد مختصر و مفید ولی برادر گرامی یک مدرک از دهه ۵۰ برای شما دوست گرامی از پرباران ترین شهر ایران ارائه شد. قدیمی ترین مدرک شما بیش از ۱۰ سال نمیتواند قدمت داشته باشد و با حمایت شورای شهر رشت به چاپ رسیده و سعی شده به آن سندیت داده شود. تابلوی شهر باران سالها پیش بر سر در ورودی شهر انزلی نصب بود که در ابتدا با عنوان بارانهای نقره ای و امروز به طور کامل از شهر انزلی ربوده شده است.

پاسخ

۹ بهمن ۱۳۹۱

سلام

با مطلب «فرصت یا تهدید» میزبان خوبان هستم. [گل]

تشریف بیاورید خوشحال می‌شوم

http://delneveshtehayemilad.blogfa.com

پاسخ