DSC_6618

به مناسبت ایام عید نوروز، سایت هواداری ملوان فنز گفتگویی عیدانه با پژمان نوری و مازیار زارع ۲ بازیکن اسطوره ای فوتبال شهرمان انزلی انجام داده اند که امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

آقای نوری، آقای زارع به شما عزیزان خوش آمد می گوییم که دعوت ما را پذیرا بودید

– فنز: معروف است که ورزشکاران و به خصوص فوتبالیست ها در ایام نوروز معمولا یا در اردو هستند یا در کوران مسابقات.شما در این سال ها که در فوتبال بودید چه خاطره ای در این زمینه دارید؟

پژمان : سوال شما بیشتر به فوتبالیست هایی که در سطح اول و رده ملی بازی می کنند مصداق دارد مثلا بازیکنان تیم ملی فوتبال همین امسال عید باید برای بر گزاری دو دیدار دوستانه به اردو بروند. اما در سطح باشگاهی بازیکنان فرصت بیشتری برای در کنار خانواده بودن دارند .انشاالله از سالهای بعد ملوان به جام باشگاه های آسیا صعود کنه و شرایطی باشه که بازیکنان در کنار خانواده نباشند ( با خنده ) . زمانی که فرزندم به دنیا اومد زمان آقای قطبی در تیم ملی فقط یک ساعت پیشش بودم و بلافاصله به اردو تیم ملی برگشتم .
مازیار : من هم زمانی که در تیم ملی بودم زمان مربی گری علی دایی برای مسابقات مقدماتی جام جهانی عید رو در اردوی کویت بودیم که سه نفر انزلی چی دیگه هم بودند.

– فنز: بهترین خاطره ورزشی سال ۹۳خود را بگویید؟
پژمان : برای من همین چهار هفته برد ملوان بهترین خاطره بود . اوایل سال برای من خوب نبود اما خدارو شکر اواخر با نتیجه گرفتن ملوان اوضاع بهتر شد .
مازیار : از لحاظ ورزشی که صد درصد همون پنالتی بود که بازی پرسپولیس گرفتم چون موقعی بود که وضعیت تیم خیلی ناجور بود و با تیم بالایی خیلی فاصله داشتیم .

– فنز: دوست دارید در سال ۹۴ بهترین اتفاق زندگیتان چه چیزی باشد ؟
پژمان: از نظر فوتبالی دوست دارم ملوان حفظ بشه توی لیگ، خیلی ها فکر میکنن کار تموم شده اما این طور نیست. توی این هفته ۲ تا رقیب ما نتایج خوبی گرفتتد انشاالله توی این ۳ تا بازی پیش رو بیشترین امتیاز هارو جمع کنیم اما از نظر غیر ورزشی همیشه وقتی با خدای خودم خلوت می کنم آرزو می کنم که خانوادم سالم باشند.
مازیار: همین که پژمان گفت (با خنده) آرزوم اینه که حداقل ۸ امتیاز از این ۸ بازی بگیریم تا خیالمون راحت بشه و بعدش سلامتی و آرامش برای همه انزلی چی ها.

– فنز: بهترین ملوان کدوم تیم بود؟
پژمان: به نظر من تیمی که زمان هدایتی داشتیم ترکیب خوبی داشت اگر هدایتی تا آخر فصل پشت ما بود مطمئنا می تونستیم سهمیه آسیا را کسب کنیم. البته تیمی هم که به فینال جام حذفی رسید تیم خوبی بود.
مازیار: منم با نظر پژمان موافقم البته تیم سال گذشته هم خیلی خوب بود.

– فنز: در سال ۹۳ چه خواسته ای داشتید که بهش نرسیدید؟
مازیار: همه چی خوب بود ولی به شخصه دوست داشتم دراگان بمونه ولی الانم خدارو شکر می کنم که با اومدن آقا فیروز همه چی برگشته به شرایط خوب فصل قبل.
پژمان: من دوست داشتم توی استقلال گل بزنم ولی نشد چون بیشتر بازی ها در دفاع چپ بودم.

– فنز: تیترهایی که روزنامه ها زدند کدام را بیشتر دوست دارید؟
مازیار: بعد از بازی پرسپولس بود که وقتی پنالتی رو گرفته بودم زده بودند: حماسه مازیار
پژمان: من وقتی از ملوان رفتم زیاد روزنامه نمی خوندم ولی اوایل حضورم در ملوان یک تیتر زده بودند که خیلی خوب بود : شاه ماهی شمال فوتبال ایران

– فنز: اگر رسانه ای از قول شما مطلب کذبی بنویسد چکار می کنید؟
مازیار: هیچی! توی انزلی زیاد پیش نمیاد ولی در پرسپولیس زیاد پیش میاد کاری هم نمی شد کرد.
پژمان: در تیم های بزرگ به بازیکن خبرنگار زنگ می زنه اگر جواب نداد از قول خودشون یه چیزی می نویسند وقتی رفتم استقلال از قول من یه مصاحبه زدند که من آرزو دارم شاگرد قلعه نوعی باشم و از استقلال به تیم ملی برسم در صورتیکه من وقتی از ملوان رفتم مصاحبه نکرده بودم.

– فنز: در دوران کودکی نوروز رو با چی می شناختید؟
پژمان: تعطیلات، همین که مدرسه تعطیل بود خوب بودیم (خنده)
مازیار: پول و عیدی ( خنده)

– فنز: از هفت سین سفره هفت سین کدام را بیشتر دوست دارید؟
مازیار: سیر خیلی سیر دوست دارم.
پژمان: منم سیر رو دوست دارم با نهار سیر زیاد می خورم

– فنز: در دوران کودکی اولین عیدی رو از کی می گرفتید؟
مازیار: از پدر و مادرم و مادر بزرگم
پژمان: پدر و مادر و داییم

– فنز: اولین نفری که عیدی می دید؟
پژمان: پسرم
مازیار: دخترم و خواهر زادم

– فنز: چه عاملی باعث میشه که انرژی بیشتری بگیرید و یا دوپینگ روحی کنید در زمین مسابقه ؟
مازیار: هواداران، وقتی توی استادیوم هوادار باشه آدم دلش قوی می شه ( حاشیه: الان دیگه نمی تونیم به هوادارا پیرهن بدیم ولی اگه ببریم شاید بتونیم)
پژمان: منم میگم هوادارا، واقعا در هفته ای که قراره ملوان نتیجه بگیره، از جو شهر مشخصه که همه آماده تشویق و حمایت هستن. بازی با سپاهان یکی از دلایل اصلی برد ما همین هواداران بودن .

ملوان فنز: زیباترین پیرهن ملوان؟
مازیار: پیرهن سه خط ملوان در دهه شصت. همینطور پیرهنی که در زمان هدایتی توی بازی با ذوب آهن توی اصفهان که رنگش فیروزه ای بود خوب بود و همین پیرهن بازی با سپاهانم خوب بود.
پژمان: منم همین نظرو دارم.

-فنز: شعارهایی که هواداران ملوان در زمان قدیم می دادند یادتونه؟
مازیار: من موج دریا رو خیلی دوست داشتم الان کمتر این شعارو میدن
پژمان: منم همین طور

– فنز: سیزده بدر کجا هستید؟
مازیار: توی اتوبوس به سمت کرج ( با خنده)
پژمان: منم به سمت کرج ( خنده)

ملوان فنز: از نسلی که شمارو به فوتبال ایران معرفی کرد دو یا سه نسل می گذره اما بازیکن معروفی معرفی نشده، دلیلش رو چی می دونید؟
پژمان: به نظر من جوان ها از فرصتی که بهشون داده می شه استفاده نمی کنند. الان جوان های خوبی داریم مثل صادق محرمی. زمانی که من اومدم توی ۲ ،۳ بازی فوق العاده بازی کرد اما الان یه خورده از تیم دور شده.
انگیزه جوانان نقش مهمی در پیشرفت اونا داره. من خودم دیدم چند تا بازیکن جوون وقتی بهشون میگی برای تیم امید بازی کنین نمیرن در صورتیکه وقتی ما در تیم یزرگسالان بودیم در تیم امید هم بازی می کردیم. همین چیز های کوچک باعث می شه که بازیکن با بازیکن فرق کنه و متفاوت باشه.
با این قانون جدید ۲۳ ساله ها که مصوب شده، بازیکن ها باید تا ۲۳ سالگی خودشون رونشون بدن و گرنه کنار میرن.

-فنز: دلیل این بی رغبتی چیه؟
پژمان: این چند سالی که ملوان بازی می کردم جو حرفه ای توی ملوان و حتی ایران ندیدم. باید از همون بچگی به همه آموزش داده بشه چطور حرفه ای باشن.
مثلا در مورد سعید عزت الهی همیشه میگم که حداقل چیزی که اونجا یاد میگیره حرفه ای گری هستش باید بدونه چه جوری تمرین کنه ، استراحت کنه و چی بخوره.
اینجا تا بازیکن به یه ماشین و خونه می رسه همون جا خلاصه می شه و به دور تر نگاه نمی کنه . حرفه ای گری که میگم یعنی این که استراحت بکنی و سر تمرین انرژی بزاری ولی الان اکثر بچه های جوانان جاهای دیگه خودشون رو خسته می کنند و سر تمرین انرژی لازم را ندارند.
مازیار : البته الان زندگی خانواده ها هم سخت شده در درجه اول همه دنبال کسب درآمد هستند. من خودم با تیم بزرگسالان تمرین می کردم و برای امید و جوانان بازی می کردم ولی الان اینطور نیست. همه یه جوری دنبال پارتی هستند تا پیراهن ملوان را بپوشن.

– فنز: بمب خنده رختکن ملوان کیه ؟
مازیار : معمولا الان بیشتر بزرگتر های تیم با هم خنده شوخی می کنیم ولی قبلا علی حسنی صفت بمب خنده بود الانم توی تیم بعضی وقت ها به عزیز معبودی میخندیم .(خنده)

– فنز: پژمان و مازیار تا حالا با هم کرکری داشتند ؟ خاطره ای دارید ؟
مازیار : آره با هم داریم اونم سر تیر دروازه ( با خنده )
پژمان : معمولا با کسی کری نمی خونم چون هر بار کری خوندم سر خودم اومده

– فنز: چند بار شما در ملوان و پرسپولیس در مقابل هم بازی کردید . خاطره ای دارید ؟
پژمان : آره این چند بار منو زده ( رو به مازیار )
مازیار : فینال جام حذفی بود . بابا من اصلا نخوردم بهش وسط زمین داد زد افتاد داورم خطا گرفت بعدش من نگاهش کردم دیدم داره میخنده .

– فنز: از مربیان ایران کسی هست که بخواهید باهاش کار کنید ؟
پژمان : فصل قبل که از ملوان می خواستم برم یه جلسه با اسکوچیچ داشتیم . اونجا رفتار و برخورد اسکوچیچ برام خیلی خوشایند بود . امیدوارم روزی فرصت کار با دراگان رو پیدا کنم .
مازیار : من با خیلی از مربیان کار کردم اما دوست داشتم با کرانچار هم کار کنم .

– فنز: از همبازیان قدیمی جای کدام در ملوان بیشتر خالی می بینید ؟
مازیار : خیلی ها هستند نمی تونم اسم یک یا دو نفر رو نام ببرم .
پزمان : من دوست داشتم سید جلال حسینی الان توی تیم باشه همین طور محسن مسلمان چون بازی کنارشو خیلی دوست دارم .

– فنز: یه زمان شایعه شده بود که به پژمان پیشنهاد شده بود مربی ملوان بشه آیا درسته ؟
مازیار : بزرگترین اشتباه زندگیشو می کرد اگه قبول می کرد به نظرم.
پژمان : زمان هدایتی و درودگر به من پیشنهاد دادند برای ۶ بازی آخر مربیگری رو قبول کنم که من قبول نکردم و گفتم تا جایی که میتونم فوتبال بازی می کنم اما بعد ها به احمد زاده جوردیگری منتقل کردند! اگر بخواهم روزی مربی بشم صبر می کنم مازیار کمک من بشه و بعد زیر آب منو بزنه خودش سر مربی بشه ( با خنده )

– فنز: در مورد سیروس قایقران خاطره ای دارید ؟
مازیار : چون با پدرم رفیق بود خاطره زیاد داشتیم . آخرین بار روزی بود که بالا تر از میدان جنب لوازم خانگی نعمتی جهان وایستاده بود .( الان از هر کسی بپرسی میگه روز آخر دیدمش ولی من واقعا دیدم (با خنده) ) روز فوتش با حسین ستوده رفتیم پیش عموم باقالی بخوریم که عمو گفت سیروس فوت کرده و باقالی نداریم ما هم رفتیم زیر پل گریه کردیم یک بار هم بوشهر بودیم با تیم کشاورز اومده بود و رفتم پیشش گفتم سلام عمو ، گفت سلام زغال خوبی سیاه چطوری ؟ بعد با پدرم رفتیم پیشش وقتی منو شناخت کلی تحویل گرفت .
پزمان : من با سیروس ارتباط نزدیک نداشتم روز جام حذفی با پرسپولیس که بازی ساعت ۵ بود از ۹ صبح ورزشگاه بودم….

– فنز: اولین چیزی که در مورد این کلمات یادتون میاد رو بگید؟
تیر دروازه؟
مازیار: خوراکمه، هر روز با پژمان تمرین می کنیم و همین دیروز بردمش
پژمان: مازیار راست میگه

کت و شلوار؟
مازیار: یک بار پوشیدم اونم روز عروسیم بود
پژمان: امروز کت و شلوار پوشیدم تیپ زدم خانومم گفت کجا میری گفتم مصاحبه ، الان این اکلیل یکم رو لباسم ریخته و حالا کی میخواد ثابت کنه رفته بودم مصاحبه!!! (خنده)

کباب؟
مازیار: حسین ستوده ( خنده)
پژمان: عالی

پاتوق؟
مازیار: تو انزلی پاتوق ندارم یا خونه هستم یا توی باغ خودم
پژمان: منم فقط تمرین و خونه، پاتوق ندارم چون صبح و عصر تمرینم

بازوبند؟
پژمان: وقتی از استقلال اومدم خود مازیار بزرگی کرد و بازوبندو به دستم بست.
مازیار: برای من فرقی نمی کرد فقط یکسری از مسئولیت هایی که داشتم دیگه نداشتم.

داوری؟
پژمان: امسال از سال های قبل خیلی بهتر شده
مازیار: آره خیلی بهتر شده

فیروز کریمی؟
پژمان: روانشناس بزرگیه و خیلی از مسائل رو با طنز و شوخی منتقل می کنه
مازیار: مدیر

والیبال؟
مازیار: هر کی می خواد تیم بیاره من و پژمان آماده ایم ببریمش ( خنده)
پژمان: از جاسم ویشگاهی بپرسید( با خنده) وقتی با جاسم میریم ساحل اول خوب به بدنش کرم میزنه وقتی اولین سرویس رو میزنه کمرشو می گیره میره بیرون که نبازه !!!

خواستگاری؟
پژمان: دقیقا روز تولدم بود که رفتم خواستگاری ۲۳ تیر ماه
مازیار: آقا کوتاه بیا ( باخنده) اونجا هم یاد حسین ستوده می افتادم.

بارسلونا؟
مازیار و پژمان: خدای تیم های دیگست بارسا

دروغ ۱۳؟
مازیار: بنویس پژمان و جاسم ویشگاهی من رو والیبال می برند!
پژمان: بنویس دروغ بلد نیستم!

– فنز: حرف آخر …
مازیار: امروز اینجا جای جلال خالی بود. واقعا امسال یکم سال خوبی براش نبود. وقتی رفتیم تیم ملی همه مدافعان تیم ملی از بازی جلوی جلال ترس داشتن، اینو فقط من نمی گم همه دفاع های ایران می گن. از همه کسانی که برای ملوان زحمت کشیدند تشکر می کنم و نباید فراموش کنیم کسایی که حتی از ملوان رفتند و جایی دیگه بازی می کنند مثل شاهین ثاقبی
پژمان: کلا دفاع ها توی ایران کند هستند و جلوی بازیکن سرعتی مثل سید جلال خیلی اذیت می شند باید جوی ایجاد بشه که جلال بتونه اعتماد بنفس خودشو بدست بیاره و تمام کارایی خودشو نشون بده. امیدوارم سال ۹۴ سال خوبی برای مردم انزلی و هوادارای خوب و پرشورش باشه.

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

ایمان

۲ فروردین ۱۳۹۴

پژمان و مازیار بزرگ های تیم هستند و وقتی هوادارا می بینند این دو نفر انقدر با هم صمیمی هستند احساس خوشحالی می کنند بخصوص سر ماجرای بازوبند که برخی از دوستان می خواستند شیطنت کنند تا اختلاف باشه ولی با درایت مازیار و پژمان تیرشون به سنگ خورد. با تشکر

پاسخ

majid

MAJID

۲ فروردین ۱۳۹۴

خیلی حس خوبی داشت خوندن مصاحبشون.ایشاله با برد سایپا تو کرج خیال همه راحت بشه
پژمان امپراطور
مازیار قایقران :heart:
حلال اقای گل :heart:

پاسخ

خجسته

۲ فروردین ۱۳۹۴

پژمان خان مازیار خان دوستون داریم

پاسخ