sadegh dorodgar

صادق درودگر زنگ زد به حمید عرب و گلایه کرد : « چه قدر علیه من می‌نویسید … انتقاد اشکالی ندارد اما بعضی وقت‌ها مواردی علیه من نوشته می‌شود که صحت ندارد ! » خلاصه حمید عرب گوشی را به سعید زاهدیان می‌دهد . بعد از یک گپ و گفت ابتدایی ، درودگر همان حرف‌های قبلی را تکرار می‌کند . او معتقد است که در ماجراهای اخیر ، یک طرفه به قاضی رفته‌ایم و بهتر بود حرف‌های او را هم می‌شنیدیم : « … چرا حرف‌های من را نمی‌شنوید … » همین جمله از درودگر کافی است تا او را به تحریریه ی ایران ورزشی دعوت کنیم . قرار ما شنبه ساعت ۱۴:۰۰ شد . به همین سادگی ما رو به روی مدیرعامل ملوان نشستیم . تعدادی از بچه‌های تحریریه هم آمدند و هر کسی سوالی داشت ، از درودگر پرسید . از فرشاد کاس‌نژاد دبیر تحریریه تا جعفر برزگر و حمید عرب که از سال‌ها قبل با درودگر آشنا بودند . در همان ابتدای گفت و گو ، قرار شد تا دوستانه و صادقانه حرف بزنیم . حرف‌های زیادی رد و بدل شد . مواردی هم پیشامد که از نوشتن آن معذوریم چون درودگر نمی‌خواست این حرف‌ها رسانه‌یی شود . خلاصه آن چه می‌خوانید ، نتیجه ی ۲ ساعت گپ دوستانه با مدیرعامل ملوان است تا هر دو طرف حرف‌های مان را بزنیم و جواب بگیریم . وقتی مصاحبه تمام شد ، هم درودگر راضی به نظر می‌رسید و هم ما به پاسخ بسیاری از سوالات خود رسیدیم . البته باز هم ابهاماتی وجود دارد اما قرار ما این شد که در موضوع ملوان و اتفاقاتی که آنجا می‌افتد ، نظر درودگر را هم بگیریم . متن مصاحبه ، گویای همه چیز است …

– بحث را از بودجه ی ملوان و چه گونگی تامین آن آغاز کنیم . برای تامین هزینه‌ها به نهاد ریاست جمهوری هم رفته‌اید . درست است این اخبار ؟ از رییس جمهور توقع چه کمکی داشتید ؟
رفتم و بارها هم به نهاد رفتم . زمانی که از رییس جمهور نامه گرفتم ، آقای بقایی مرا دواند . یک روز نبود و روز دیگر … به یکی از کارمندان ریاست جمهوری – که اسمش را نمی‌آورم – بیش از ۱۰۰ بار زنگ زدم . ایشان مرا فرستاد پیش معاونش ولی ایشان گفت ، آقای درودگر ! ما نمی‌توانیم پولی به شما بدهیم . چون در ردیف بودجه ی ما قرار نگرفته . دوباره رفتم دفتر رییس جمهور . هی نامه دادم و پیگیری کردم . وسط این بر و بیاها ، یک روز در نهاد فهمیدم که قرار است رییس جمهور ، فردا بیاید استان گیلان برای افتتاح طرح خزر . تمام مکاتبات را با خودم برداشتم و رفتم تا شاید راهی پیدا کنم برای حل مشکلات ملوان . خلاصه در این سفر رفتم پیش رییس جمهور ، او بود ، کنارش امام جمعه و کنار آن ها هم من . به رییس جمهور گفتم مشکل ملوان حل نشد ، ما باید چه کار کنیم ؟ گفت دوشنبه بیا نهاد که دوشنبه رفتم این کار را انجام دادم . دیدم ایشان دستور داده و نوشته که مشکل ملوان هر چه زودتر حل شود و نتیجه‌اش را هم به من گزارش کنید . مساله به دو کارشناس واگذار شده بود که در این خصوص گزارش بنویسند ، خدا خواست و از شانس من و ملوان ، دو نفری که باید گزارش را می‌نوشتند تا به دست رییس جمهور برسد ، از بچه محل‌های قدیم ما بودند . این دو یک گزارش مبسوط نوشتند و فرستادند دفتر آقای بقایی . خلاصه گفتند شما چهارشنبه بیایید تا نامه بگیرید و به منطقه ی آزاد ملحق شوید . دوشنبه و سه‌شنبه پیگیر کار شدم و قرار شد چهارشنبه به نتیجه برسیم اما از شانس ما ، هیات دولت چهارشنبه برای مراسم خداحافظی به مشهد رفت .
– یعنی تلاش شما در دولت قبلی بی‌نتیجه ماند ؟
داشت به نتیجه می‌رسید که دولت تغییر کرد . این بار نامه نوشتم برای آقایان نهاوندیان و ترکان چون معتقدم کسی جز رییس جمهور نمی‌تواند مشکل ملوان را حل کند . چرا ؟ چون هزینه تمام تیم‌های ما را دولت پرداخت می‌کند . حتی راه‌آهن سورینت که هزینه‌اش از نفت تامین می‌شود . خلاصه رفتم پیش آقای ترکان که معاون او گفت آقای ترکان نیست ولی ما پیگیری می‌کنیم ، فقط اجازه بده تا رییس جدید منطقه ی آزاد مشخص شود و بعد با او جلسه بگذاریم و در شورای هماهنگی مناطق آزاد به نتیجه برسیم . الان هم رییس جدید منطقه ی آزاد انزلی هنوز معرفی نشده . وقتی به شما می‌گویم این کار را انجام می‌دهم مطمئن باشید که انجامش می‌دهم .
– برای درآمدزایی فقط به ریاست جمهوری مراجعه کردید یا دنبال راهکارهای دیگر هم رفتید ؟
خیلی کارها انجام دادم که کسی نمی‌داند . برای تهیه بودجه چندین بار رفتم پیش آقای باران چشمه . گفتم تیم‌های نظامی ، هر کدام مقداری از شما کمک می‌گیرند . مثلاً نیروی زمینی کم کمک می‌گیرد ، فجر هم همین طور اما به تراکتورسازی خیلی کمک می‌کنید . پس ملوان چه ؟ چرا نیروی دریایی از شما کمکی نمی‌گیرد ؟ البته قبل از آن هم رفته بودم پیش دریادار سیاری . او گفت پول برای من مهم نیست که به تو بدهم اما قانوناً نمی‌توانم این کار را انجام بدهم . چون ردیف بودجه برای تیم ملوان نداریم . اتفاقاً اینجا پول زیاد است و اگر ممکن بود به شما می‌دادیم چون ملوان ، مال خانواده‌های نیروی دریایی است و یک تیم قدیمی و ریشه‌دار محسوب می‌شود . اگر می‌توانستم کمک کنم حتماً این کار را انجام می‌دادم .
– نتیجه صحبت با باران چشمه به کجا رسید ؟
صحبت‌هایم جواب داد . جلسه‌یی برگزار کردند . با حضور من ، زینی‌زاده (مدیرعامل تراکتورسازی) ، حسن‌پور (مدیرعامل نیروی زمینی) ، جعفری (مدیرعامل فجر) ، آقای اسحاقی ، آقای ابراهیمی و آقای باران چشمه از نیروهای مسلح و البته آذرگون از نیروی دریایی . در این جلسه مصوب کردیم که برای ملوان پول بگیریم . اتفاقی که تا به حال برای ملوان نیفتاده بود .
– تا به حال یعنی چه آقای درودگر ؟ ۳۰ ، ۴۰ سال که نیروی دریایی هزینه‌های ملوان را پرداخت می‌کرد …
۳۰ سال برای گذشته بوده اما این قانون لغو شده . نیروهای مسلح نامه داده که حق ندارند از بودجه ی دولتی ، تیم‌های نظامی را اداره کنند . در این ۶ ، ۷ ساله و بعد از واگذاری ملوان ، هیچ مدیری نرفته بود دنبال این ماجرا اما من رفتم و نامه را گرفتم . الان گردش کارش در حال انجام است تا بخشی از هزینه‌های تیم توسط نیروهای مسلح پرداخت شود . حتی طرحی نوشته‌ شد برای درآمدزایی ملوان . یک نسخه‌اش دست باران چشمه است ، یک نسخه دست منطقه ی آزاد و نسخه ی دیگر در اختیار یکی از مسوولان ورزش نیروهای مسلح .
– این کارها را انجام دادید ، درست اما پول هدایتی چه شد ؟ همان پولی که قرار بود به ملوان تزریق شود اما هنوز به طور کامل دست بازیکنان نرسیده ؟
رسیدیم به پول آقای هدایتی . رابطه ی من با هدایتی یک رابطه ی فوق‌العاده بود . من به او زنگ می‌زدم و می‌گفتم مثلاً بابک معصومی مشکل دارد . ۶ ، ۷ نفر به او کمک کرده‌اند اما باز هم کم داریم که او خیلی زود ۱۴ میلیون به معصومی پرداخت کرد . هدایتی از قبل به من خیلی اعتماد داشت . رفتم استیل آذین و تا ۲۵ اسفند آنجا بودم . بعد گفت بیا برو سمنان ، گفتم من صلاح نمی‌بینم . این شهر عقبه‌یی در فوتبال ندارد ، من معتقدم چشمه باید جوشان باشد . بعد از یک سال هدایتی گفت می‌خواهم داماش را بخرم ، برو مطالعه کن و بعد نظرت را به من بگو . رفتم تحقیق کردم . بعد از مدتی هدایتی مرا صدا زد تا به جلسه‌یی بروم . در جلسه دیدم حشمت مهاجرانی ، خروطی ، هدایتی ، عابدینی و یکی دو نفر دیگر هم حضور دارند . به هدایتی گفتم بهتر است ملوان را بخری !
– چرا ؟
۴ روز قبل از این جلسه ، یکی از انزلی به من زنگ زد و گفت چرا آقای هدایتی می‌خواهد داماش را بخرد ؟ می‌خواهند ملوان را بفروشند … هدایتی گفت تحقیق کن درباره ی ملوان . مطالعه کردم و جلسه‌یی با آذرگون از ملوان برگزار کردم . به او گفتم شما با چه شرایطی ملوان را می‌فروشید که او گفت ۸ میلیارد . دیدم ملوان دارایی ندارد ، فقط یک برگه است . قرارداد بازیکنانش هم تمام شده . فقط ۴ ، ۵ بازیکن قرارداد داشتند که آن ها هم ارزش واقعی نداشتند . گفتم آقای هدایتی ، ملوان به خاطر قدمتش ، مردمش و هوادارانی که دارد ارزش سرمایه‌گذاری دارد . اگر می‌خواهی خرج کنی جایی خرج کن که تماشاگر به ورزشگاه بیاید .
– پس انگار داماش خیلی خوش‌اقبال بود …
حالا … ! هدایتی گفت نه داماش را می‌خرم و نه ملوان را . خداحافظ و خداحافظ . پژمان نوری به من زنگ زد . گفت شما هدایتی را راضی کن که بیاید و ملوان را بخرد ، ما هم تلاش می‌کنیم هر کاری از دست مان بر بیاید برای موفقیت تیم انجام دهیم . گفتم تلاشم را کردم و جواب نداد . پژمان گفت خواهشی از شما دارم ؛ فقط یک جلسه ترتیب بده تا ما با هدایتی حرف بزنیم . گفتم چه زمانی ؟ گفت ما در اردوی تیم ملی هستیم و فقط بعد از بازی با قطر می‌توانیم از اردو بیرون بیاییم . اگر ساعت ۱۲ یا یک هم شد این جلسه را برگزار کنید . بازی با قطر که تمام شد ، تا این بازیکنان دوش بگیرند و صحبت‌های کی روش را گوش بدهند ، ساعت شد ۱۲ شب ما ساعت یک نیمه شب به خانه ی هدایتی رفتیم . مازیار زارع ، پژمان نوری ، من و میلاد کی مرام در این جلسه حاضر بودند . هدایتی گفت ملوان را نمی‌خرم اما بازیکنان خواهش کردند و گفتند اگر شما نیایید ملوان تعطیل می‌شود . گفتند ما هر کمکی از دست مان بربیاید ، انجام می‌دهیم تا تیم موفق شود و از این حرف‌ها . هدایتی هم احساسی است . به من گفت برو و این کار را انجام بده . رفتم انزلی و در نخستین اقدام ، ۵۰ پیشکسوت ملوان را جمع کردم و جلسه‌یی گذاشتم . به آن ها گفتم هر کس مخالف هدایتی است ، بگوید ولی همه از حضور او استقبال کردند . اتفاقاً فیلمش هم موجود است . گفتند ما همه آماده‌ایم تا حمایت کنیم . توافق کردیم هدایتی ۴۰ درصد از بدهی‌های قبلی را بدهد که دو میلیارد می‌شد و تیم را تحویل بگیرد . آمدیم و تیم را گرفتیم . قرارمان با هدایتی این بود که تیم را با ۸ میلیارد ببندیم . فقط می‌خواستیم به ۵ بازیکن اول تیم به نام‌های پژمان نوری ، جواد شیرزاد ، حسین بادامکی و مازیار زارع پول بیشتری بدهیم . به همین دلیل از هدایتی خواستم که در امضای قرارداد آن ها خودش هم حضور داشته باشد . گفت چرا ؟ گفتم به این دلیل که فکر نمی‌کنم این بازیکنان با پولی که ما می‌دهیم اینجا بمانند .
– هدایتی آمد ، برای امضای قرارداد خودش آمد ؟
آمد و رفتیم ویلایی در دهکده ساحلی . با پژمان می‌خواستیم ۶۰۰ میلیون ببندیم اما او گفت پرسپولیس به من بیشتر می‌دهد . ۱۵۰ میلیون هم خود هدایتی به او چک داد . من گفتم آقای هدایتی بودجه ی ما می‌شود ۶/۹ میلیارد و او گفت باید صرفه جویی کنیم . نهایتش ما ۷ میلیارد هزینه کردیم .
– سیاستگذاری هدایتی از خرید ملوان چه بود ؟ این بود که یک تیم در لیگ برتر داشته باشد ؟ فقط همین ؟
پافشاری من این بود که در زیر ساخت‌ها سرمایه‌گذاری کنیم . درست مثل کاری که با بهمن مداح در بهمن کرج انجام دادیم . رفتیم مرغوبکار را بخریم و به همین دلیل با خطیب (مدیرکل آن زمان تربیت بدنی تهران) جلسه گذاشتیم . او گفت قیمت مرغوبکار ۱۰۰ میلیون تومان . آن زمان ، ۱۰۰ میلیون پول کلانی بود . مداح چک کشید و نوشت ۱۰۰ میلیون اما یک دفعه خطیب کمی فکر کرد و گفت نه ، ۵۰۰ میلیون . مداح چک را نوشت ۵۰۰ میلیون اما خطیب پشیمان شد ، ترسید و گفت بیایید و مرغوبکار را اجاره کنید . ما برای ۲۵ سال مرغوبکار را اجاره کردیم به مبلغ ۲۰ میلیون تومان . تازه چمن هم نداشت . هر دو زمین را خودمان چمن کاشتیم . فیروز کریمی خودش کاشت ، با خدابیامرز حسین پرورش . خودش کاشت و آب داد . فیروز علاقه داشت . من زندگی فوتبالی او را دو بخش می‌کنم . یکی این ۱۰ ، ۱۲ سال اخیر و دیگری قبل از آن . فیروز یک پدیده بود در فوتبال ایران . دانشش بی‌نهایت است و از نظر فهم فوتبال حرف ندارد . خدا شاهد است ، فرغان بر می‌داشت کار می‌کرد و حتی به چمن آب می‌داد چون خیلی به زمین فوتبال علاقه داشت . ما زیرساخت‌ها را درست کردیم و سپس به مداح گفتم ، تماشاگر می‌خواهیم . گفت چه کار کنیم ؟ گفتم برویم و بازی‌های‌مان را در کرج برگزار کنیم . رفتیم و مداح ، ۴۰ میلیون از جیبش برای ورزشگاه شریعتی خرج کرد . با همین شرایط و همین ایده‌ها ، بهمن به یکی از تیم‌های موفق فوتبال ایران تبدیل شد . من با همین ایده پا به ملوان گذاشتم . به هدایتی گفتم این تیم زمین می‌خواهد . گفت برو و کارهایش را انجام بده .
– در انزلی دنبال زمین رفتید ؟
رفتم ۳۳ هکتار برای باشگاه ملوان بخرم . یک زمین ۲ هکتاری هم برای آکادمی در نظر گرفتم . بعداً تمام این ها برای ملوان ماندگار می‌شود . کسی نمی‌تواند که آکادمی را از انزلی بیرون ببرد . مگر ایران‌خودرو را از تهران بردند ؟ حتی قرار شد ورزشگاه تختی انزلی را هم بازسازی کنیم . هدایتی رفت و با مسوولان زیمنس حرف زد اما برای او مشکلاتی پیش آمد وگرنه قدم‌هایش را بزرگ‌تر برمی‌داشت .
– چه مشکلاتی داشت ؟
از نظر اقتصادی فشار رویش زیاد بود . برای خرید گهر هم روی او فشار آوردند و در نهایت کمی از فوتبال زده شد . ملوان هم نتیجه ی دلخواهش را نگرفت و پول‌ها هم تزریق نشد .
– نمی‌دانم چرا این ذهنیت در ما وجود دارد که هر وقت اسم هدایتی می‌آید تصور می‌کنیم کاسه‌یی زیر نیم کاسه است . چون هر جا می‌رود بدهی بالا می‌آورد ؛ استیل‌آذین رفت و آن اتفاقات افتاد ، ملوان و گهر هم همین طور . راحت بگوییم هر وقت نام او را می‌شنویم ، تصور می‌کنیم یک مدیر شهرت‌طلب است که از فضای فوتبال به نفع خودش خوب استفاده می‌کند .در واقع به فکر خودش است نه فوتبال .

من جوابی ندارم . این ها را از هدایتی بپرسید .

– شما از هدایتی مدام تعریف می‌کنید … وقتی می‌گویید می رود سراغ زیمنس تا ورزشگاه تختی انزلی را بسازد پس چرا چنین آدمی یک شبه از فوتبال‌ زده می‌شود ؟
سرمایه‌گذاری به این فوتبال نیامده که مشکل مالی نداشته باشد . ریخته‌گران فولاد ماهان کجاست ؟ شفیع‌زاده کجاست ؟ مسایلی وجود دارد … پشت پرده‌ها را نمی‌توانم بازگو کنم و توضیح بدهم .
– راستی گفتید پارسال با چه قدر ملوان را بستید ؟
پارسال ۳/۶ میلیارد پرداخت شد ، ۲۰ میلیارد هم که بدهی‌ها را دادیم .
– مگر ۶/۹ میلیارد ، پول خرید بازیکنان نشد ؟
خب کم کردیم دیگر .
– با جریمه کردن بازیکنان ؟
ما جریمه نکردیم . از بچه‌ها که بپرسید این را به شما می‌گویند .
– ولی نهایتاً به بازیکنان ۷۰ درصد پول‌های شان را پرداخت کردید . یعنی ۳۰ درصد جریمه .
جریمه نکردیم بلکه با آن ها جلسه گذاشتیم و گفتیم همه می‌توانید بروید و شکایت کنید . این اختیار را دارید که برای دریافت پول تان شکایت کنید . همه توافق کردند که ۷۰ درصد بگیرند .
در ایمیل من توافق همه ی بازیکنان وجود دارد . همه توافق کردند جز ۴ نفر . جواد شیرزاد توافق نکرد اما شکایت هم نکرد . حسین بادامکی شکایت کرد تا به پولش برسد . پژمان نوری شکایت نکرد اما چک هدایتی دستش است . نفر آخر هم مارتیک بود که با ما توافق نکرد اما شکایت کرد . طلب او هم ۱۰ ، ۱۲ میلیون است که پول زیادی نیست .
– فرهاد پورغلامی چه طور ؟
او زمان استعفا ۱۱۰ میلیون از قراردادش را بخشید و از پول باقیمانده نصفش را هم گفت که نمی‌خواهد .
– ولی باید ۱۰۰ درصد پول بازیکنان و کادر فنی را می‌دادید ؟
بایدی وجود ندارد … فرض کنید من الان به شما بدهکارم شما می‌گویی اگر داری ۶۰ درصد پولم را بده و بقیه را می‌بخشم . این اسمش جریمه است ؟
– ولی شما در مصاحبه با سایت‌ها گفته بودید که بازیکنان را جریمه کرده‌اید …
بله ، ۵ درصد … ولی بقیه را نه . البته ۱۰ درصد هم جریمه ی عدم نتیجه‌گیری تیم در نیم فصل دوم بود . بقیه موارد را توافق کردیم که بازیکنان ببخشند . شما یک بازیکن پیدا کنید که من جریمه را به او ابلاغ کرده باشم .
– ملوان در این یکی دو سال ، به همان شکلی اداره شد که در سال‌های قبل اداره می‌شد ؛ کج‌دار و مریز ، گرفتار و با مشکلات‌ فراوان …
نه این قدر و تا این حد که شما می‌گویید .
– اما در زمان منطقه ی آزاد ، ‌ملوان مشکلی از بابت مسایل مالی و بودجه نداشت . این را که قبول دارید ؟
قبول دارم . ای کاش من شرایطی داشتم که مثل منطقه ی آزاد پول می‌دادم . هدایتی که وسط می‌آید ، همه احساس می‌کنند ، می‌توانند به همه چیز برسند . مثلاً می‌آید در جلسه ی بازیکنان ، مشکلات آن ها را می‌پرسد ، بازیکنان که می‌گویند پول می‌خواهیم ، اعلام می‌کند تا چند روز دیگر پول تان را پرداخت می‌کنیم . بازیکن انتظار پول دارد اما وعده‌ها عملی نمی‌شود و این موضوع لطمه می‌زند به تیم . شما کاملاً درست می‌گویید ، اتفاق خاصی برای ملوان نیفتاده اما این را هم در نظر بگیریم که هیچ وقت برای ملوان اتفاق خاصی نیفتاده بود .
– اما با مدیریت شما ویژگی‌های ملوان از بین رفت …
به نظرم اصولی از بین رفت .
– سیستم را از بین بردید . دیگر از بازیکن‌سازی خبری نشد و الان می‌بینیم که ملوان مثل گذشته ، بازیکن بومی ندارد و کل تیم را غیربومی‌ها فرا گرفته‌اند .
حرف شما را قبول ندارم .
– چرا ؟
الان بحث می‌کنیم … شما کدام باشگاه کشور را سراغ دارید که ۷ تیم در لیگ‌های برتر فوتبال داشته باشد ؟
– سپاهان …
نه ، فقط دو تا دارد . امید و جوانان . ما تیم فوتبال ساحلی ، فوتبال بانوان ، نوجوانان ، جوانان ، امید ، بزرگسالان و تیم دوم داریم . ۳ تیم هم در لیگ استان داریم .
– اما ملوان همیشه این تیم‌ها را داشته و فقط به دوره ی شما مربوط نمی‌شود …
کی داشته ؟ امیدش که قبلاً پایین بوده و تیم دوم هم نداشته .
– خب امیدش دو سال پایین بوده اما ۱۰ سال هم بالا بوده …
تیم ساحلی داشته ؟ هیچ وقت نداشته . تیم دوم داشته ؟ هیچ وقت نداشته .
– اما زمان منطقه ی آزاد تیم دوم هم داشت به نام ملوان سپید که سرپرستش همین آقای ارسطو عزتیان بود …
مال ما نبود .
– مال منطقه ی آزاد بود …
مال منطقه ی آزاد نبود ، در جریان باشید که در انزلی ۳ تا ملوان داریم . ملوان نیروی دریایی ، ملوان منطقه ی آزاد داریم و باشگاه ملوان . ملوان منطقه ی آزاد که در آستانه ی انحلال است . ملوان نیروی دریایی در قایقرانی و بوکس فعال است . تیم دوم ملوان که شما می‌گویید ، قوی سپید نام داشت که متعلق به ملوان نیروی دریایی بود . الان ما تیم دوم داریم ، در تمام رده‌های سنی جز بزرگسالان دوم تا چهارم شدیم . یک سوال ؛ در مورد داماش هم شما مطلب می‌نویسید ؟
– بله ، نوجوانان شما ، داماش را ۴ – صفر برده . این را می‌خواهید بگویید ؟
بله ، نوجوانان ۴ – صفر برد و یک بار هم ۳ – صفر . به این ها کاری ندارم . امسال در ملوان تمام پیشکسوت‌ها را روی کار آوردیم . خیلی از آن ها را در تیم‌های پایه مشغول کردیم و چند نفر را هم نتوانستیم و بیرون ماندند . هیچ وقت در ملوان اتفاق نیفتاده که تمام پیشکسوتان سرکار باشند .
– معنی حرف‌های شما را نمی‌فهمیم …
نمی‌فهمید ؟
– خب همیشه ملوان این طور بوده که از پیشکسوت‌هایش در تیم‌های پایه استفاده می‌کرده .
همیشه این طور نبوده . برخی مواقع از استقلال رشت می‌آمدند یا مثلاً از سپیدرود . الان تیم‌های پایه فقط در اختیار بازیکنان سابق ملوان است . بروید اسامی را نگاه کنید .
– شما اگر خیلی به ملوانی یا غیرملوانی بودن مربیان اعتقاد دارید ، پس چرا در تیم بزرگسالان چنین رویه‌یی را دنبال نکردید . الان روی نیمکت شما چرا مربیان غیرملوانی دیده می‌شود ؟
کو ؟
– اسکوچیچ را می‌گوییم …
فقط اسکوچیچ را می‌گویید ؟
– بله .
پس نگویید مربیان . ما یک فصل اسکوچیچ را آوردیم .
اتفاقاً در این یک مورد خیلی هم تصمیم خوبی گرفتید …
جز اسکوچیچ ، بقیه ی مربیان ما همه ملوانی هستند . شما می‌دانید در ۲۰ سال ملوان فقط ۱۰ میلیون از شرکت زمزم درآمدزایی کرد ، هیچ می‌دانید پارسال به‌جز پول هدایتی ، ۸۵۰ میلیون از اسپانسر پول گرفتیم ؟ تازه هتل‌هایی که پشت پیراهن مان می‌زنیم و از ما پول نمی‌گیرند ، پولش می‌شود یک میلیارد . آیا در ملوان این کارها انجام می‌شد ؟
– خب تیم دولتی بود و نیروی دریایی هزینه‌اش را می‌پرداخت …
الان شما می‌توانید همین کارهای من را انجام بدهید ؟
نه ، کار ما روزنامه‌نگاری است و نه درآمدزایی و مدیریت یک تیم فوتبالی …
من که حرف می‌زنم ادعا دارم در این مورد . وقتی برای سمینار بازاریابی اسلوونی یک نفر از آسیا دعوت می‌کنند و آن درودگر است ، من ادعا دارم . ببینم بعد از من چه کسی می‌آید این کارها را انجام دهد . الان هدایتی که ۷۰۰ میلیون از آن یک میلیارد مابقی را نداده و ما روی این پول حساب کرده بودیم ، چه طور تیم بدهی ندارد و با مشکلات مالی رو به رو نیست . هفت تیم را اداره می‌کنیم ، پس پول را درمی‌آوریم . الان تا نیم‌فصل مشکلی نداریم برای پول بازیکنان و پرداخت هزینه‌ها .
– نشانه‌های ملوان را چه‌کار می‌کنید ، آن نشانه‌هایی که از بین رفته و الان نیست ؟
کدام نشانه‌ها را می‌گویید ؟ منظورتان اسکوچیچ است ؟
– اتفاقاً موافق اسکوچیچ هستیم اما منظورمان بازیکن بومی و بافت بومی تیم در تمام این سال‌ها بوده که از بین رفته .
چه زمانی بیشترین بومی‌گرایی در ملوان صورت گرفته ؟
– همیشه ی تاریخش … غیر از یکی دو سال اخیر !
همیشه بوده ؟ اگر نقض کنم دیدگاه شما را روی حرف من صحه می‌گذارید ؟ ( اینجا درودگر با یکی از دوستان انزلی‌چی خود تماس می‌گیرد و از او می‌پرسد ، ملوان در زمان صالح‌نیا چند بازیکن غیربومی داشته که او جوابش را می‌دهد ) ۱ – رمضان کاویانپور ، ۲ – محمد مشهدی ، ۳ – … این ها آمده‌اند در ملوان ساخته شده‌اند . حسین بادامکی یا فشنگچی که نبوده‌اند … اجازه بدهید . ( درودگر از دوستش می‌پرسد ) محمد مشهدی از مشهد آمده . سوم اکبر میثاقیان که از ابومسلم آمد . حسن دشتی از آبادان آمد و خیلی‌های دیگر .
– این ها را بلدیم .
این ها را بلدی ؟ کلاً ۱۴ ، ۱۵ نفر غیربومی بودند که در تیم صالح‌نیا بازی می‌کردند .
– ۱۴ ، ۱۵ نفر در ۲۰ سال دیگر ؟
نه ۲۰ سال . ۳ ، ۴ سال .
– خب ۳ ، ۴ سال . اصلاً یک سوال دیگر . در ترکیب اصلی ملوان امسال فقط ۳ بازیکن بومی بازی می‌کنند ، چرا ؟
تقصیر من چیست که بازیکنان در ملوان نماندند . پژمان نوری آمد و قرارداد بست ۷۰۰ میلیون تومان . رفت و گفت می‌خواهم ماشین بخرم ، شنیدم که او با استقلال قرارداد بسته . گفتم چرا ؟ چی شد که قرارداد بستی ؟ گفت حقیقت سن من به جایی رسیده که جام جهانی بعدی را نمی‌بینم و همین یک شانس را دارم که به برزیل بروم . می‌خواهم بروم جام جهانی . تازه استقلالی‌ها به من ۹۵۰ میلیون می‌دهند و ۲۵۰ میلیون را اولش . این از پژمان نوری . محمد حیدری ، علی حسنی صفت و محمد نزهتی همین طور . مبلغ قراردادشان را پایین آوردم اما نماندند . گفتم به مازیار زارع که پارسال ۷۵۰ میلیون گرفته بود ۵۰۰ میلیون داده‌ایم اما باز هم نماندند . دیگر چه کسی را از دست دادیم ؟
– هادی تامینی …
تامینی را احمدزاده آورد . اولین بازی پنالتی داد ، دومین بازی پاس گل داد . سومین بازی محروم شد و چهارمین بازی به مهاجم حریف پاس گل داد . پرونده ی او فوتبالی بسته شد و بعدها با احمدزاده هم به مشکل خورد .
– ملوان سال‌ها به همین شکل بازیکن از دست می‌داد اما باز هم یک تیم بومی می‌شده و بادامکی و فشنگچی نمی‌خرید …
خب خدمت‌تان عرض می‌کنم ، به نظر من فشنگچی بهترین چپ ایران است .
– اما سر نخواستنش دعوا بود …
به امام حسین (ع) بهترین بازیکن ما است .
– با اضافه وزن …
اصلاً اضافه وزن ندارد ( درودگر زنگ می‌زند به پزشک ملوان که او هم در نهایت می‌گوید ، فشنگچی حالا اضافه وزن ندارد اما ابتدای فصل دو کیلو داشته ) فشنگچی از بهترین بازیکنان این فصل ما است که اصلاً اشتباهی مرتکب نشده .
– بگذریم ، چرا از بازیکنان بومی خبری نیست ؟ شما پارسال شاهین ثاقبی‌فر را داشتید ؟ قبلش اولادی هم غیربومی بود ، دغاغله هم غیربومی بود اما آن ها سرباز بودند …
غیر سرباز هم داشتند . شاهین ثاقبی‌فر پارسال در این تیم بود اما بازی نمی‌کرد . روی چمن مصنوعی بازی داشتیم ، احمدزاده ۱۷ تا کفش آورد و گفت باید با این ها بازی کنید . بچه‌های تیم کفش ها را نپوشیدند و احمدزاده هم در شیراز ۷ تا از آن ها را بیرون گذاشت . احمدزاده آن جا بازی‌اش داد و الان هم ۸ بازی انجام داده . یعنی این کار انجام شد . نیما دلاوری پارسال یک ثانیه بازی نکرد اما امسال ۲ بازی انجام داده ، آرمان رمضانی پارسال ۲ بازی انجام داد اما امسال ۳ بازی انجام داده ، سعید عزت‌اللهی و محرمی را هم داشتیم ، علی دوستی‌مهر این ها را به ما نداد . به زور من پارسال ۲ بازی انجام دادند و بیشتر در خدمت تیم نوجوانان بودند .
– ولی عزت‌اللهی بیشتر از دو بازی انجام داد …
نه ، فقط استقلال و داماش بازی کرد .
– ولی این طور نیست …
این طور است . ما با بازیکنانی نظیر محمد پوررحمت ا… که ۱۷ سالش هست ، بازی می‌کنیم . با این بازیکنان رفتیم تبریز و از تراکتورسازی مساوی گرفتیم .
– یک سوال ، چرا اسکوچیچ را آوردید ؟
نظر من این بود که یا نصرت ایراندوست را سرمربی کنیم یا فرهاد پورغلامی . حتی از هر دوی آن ها پرسیدیم . می‌توانید با هم کار کنید . نصرت گفت اگر من سرمربی باشم ، کار می‌کنم . به پورغلامی گفتم ، که گفت من کار می‌کنم ولی باید با او صحبت کنم که من سرمربی باشم و او مثلاً مدیرفنی . آمدم که همین کار را انجام بدهم . با من جلساتی گذاشتند و خبر دادند که شهر ۴ دسته شده . گروهی طرفدار صالح‌نیا ، گروهی طرفدار ایراندوست ، گروهی طرفدار پورغلامی و گروهی دیگر هم هواخواه احمدزاده هستند .

– اما ملوان همیشه همین طور بوده و سال‌ها چند دستگی را تجربه کرده …

۴ دستگی را تجربه کرده اما ۵ دستگی را نه . گفتند اگر یکی از این ۴ مربی را انتخاب کنید کنترل استادیوم امکانپذیر نیست .
– ۴۰ سال امکانپذیر بود اما امسال نبود ؟
این را من نباید جوابش را بدهم .
– پس چه کسی باید جواب بدهد ؟
به من دستور دادند !
– چه کسی به شما دستور داد ؟
حالا دیگر . جلساتی گذاشتند و این را به من گفتند . مسوولان شهر بیشتر از من دلسوز بودند و بیشتر از من می‌فهمیدند . آن ها گفتند شرایط به‌گونه‌یی است که مردم آمادگی پذیرش مربی خارجی را دارند ؛ پس برو دنبالش . رفتم دنبال مربی سابق پگاه ، برند کراوس . نصرت ایراندوست کلاس مربی گری تهران بود . گفتم آمد دفتر من . برایش توضیح دادم که می‌خواهیم کراوس را بیاوریم و شما هم کنارش باشی . با هم اداره کنید و بعد شما تیم را بگیرید . ایراندوست گفت کراوس مربی کوچکی است . من با پگاه بودم و تیم را برد دسته دو . گفت من اطلاعات کامل ایشان را دارم و نمی‌تواند کمک کند . اگر می‌خواهید مربی خارجی بیاورید ، باید رزومه ی بهتری داشته باشد .
– پس کراوس این طور منتفی شد …
کراوس به من گفته بود ۵۰۰ هزار دلار ولی من رقم او را ۱۰۰ هزار دلار هم پایین آوردم اما در نهایت او را نیاوردیم . رفتیم سراغ یک مربی دیگر . یکی گفت مربی دیگری هست به نام دراگان اسکوچیچ که در ۹ سال اخیر ۷ قهرمانی داشته . ۶ قهرمانی و یکی تقریباً قهرمانی . ۲ بار در کرواسی ، ۲ بار در اسلوونی و یکی دو بار هم در جام خلیج . او حتی العربی را به جمع ۴ تیم برتر لیگ قهرمانان آسیا رسانده بود . با النصر استقلال را حذف کرده بود . دیدیم ، بهترین نفر است . اولین نفر گفت او ۳۸۰ هزار دلار می‌خواهد . مذاکره کردیم روی ۱۸۰ هزار دلار ، آوردیم ۱۷۰ و در نهایت ۱۲۰ هزار دلار . آوردن یک مربی با چنین رزومه‌یی ، آن هم با این پول واقعاً کار بزرگی بود . البته دراگان یک مردانگی هم کرد . در انزلی که بود پیشنهادی از کویت دستش رسید به ارزش ۳۰۰ هزار دلار . گفت من یک آدمی هستم ، پلیپ معده‌ام را برداشته‌ام و از سرطان فرار کرده‌ام . من در کویت و عربستان بودم ، هتل ۵ ستاره زندگی می‌کردم . تو من را آوردی یک‌جا که سیستم گرمایش و سرمایش آن هم ایراد دارد . گفت من آمدم این جا کار کنم و برای فوتبال این شهر کار کنم . اگر بگویید برو می‌روم چون شما به من می‌گویید اما اگر دست خودم باشد هیچ‌وقت نمی‌روم . گفتم ما تو را آوردیم ، استفاده کنیم . ایستاد و کار کرد . ایشان آمد کار کند . گفتیم بازیکنان آمدند تست ، ۶۰ نفر آمدند ، ۲۴ نفر را بردیم اردوی سرعین . یوسف‌زاده ، زارع ، رافخایی و سالارزاده اردو نیامدند . اردو را گذاشتیم ، تمام که شد این بازیکنان به ما اضافه شدند . هر چه از لیگ گذشت ، بهتر شدیم . دقیقاً همان قولی که اسکوچیچ داده بود ، ضمن این که کدام تیم را پیدا می‌کنید که ۶ بازی ، داوری به ضررش سوت بزند ؟ در همین بازی با فولاد ، پنالتی مسلم ما را نگرفتند . گل آفساید زدند به ما . تراکتورسازی هم همین طور . بازی با سایپا که قهرمانی شاهکار کرد . راحت داشتیم بازی را می‌بردیم و مردم هم تیم را تشویق می‌کردند . روی هر دو گلی که خوردیم داور مقصر بود . قهرمانی قشنگ ما را عامدانه بازاند . به ناظر فدراسیون گفتیم بازی را برای فولاد درآورد . خب کدام تیم برایش این اتفاق افتاده ؟ تیم ما از نظر روان بازی کردن فوق‌العاده است .
– اگر این طور است ، چرا می‌خواستید مربی را اخراج کنید ؟
یک فشارهایی روی تیم آوردند که باید مربی عوض شود . مردم و رسانه‌های انزلی خیلی دوست داشتند که اسکوچیچ اخراج شود . من اما گفتم این موضوع باید در هیات مدیره مطرح شود و اگر هیات‌مدیره نظرش مثبت بود ، تنها کسی که می‌تواند در ملوان کار کند ، فرهاد پورغلامی است . از کسانی بودم که از اسکوچیچ دفاع کردم حتی در جلسه ی هیات‌مدیره .
– این آدم‌های هیات‌مدیره شما چه کسانی هستند ؟
آقای داودی (فرماندار) ، بدیعی‌فر ، حکیمی و آذرگون . این ها هر کدام ۶ ، ۷ کارشناس و مشاور ورزشی را کنار خود دارند . گفتم اگر قرار شد اسکوچیچ را عوض کنید ، بهترین گزینه فرهاد پورغلامی است .
– که البته حضورش غیرممکن بود ، آن هم به دلیل قرارداد با تراکتورسازی …
غیرممکن ؟ من مثل آب خوردن پورغلامی را می‌آوردم . البته اگر هیات‌مدیره روی اخراج اسکوچیچ اصرار می‌کرد .
البته که می‌دانستید هیات‌مدیره روی اخراج اسکوچیچ اصرار نمی‌کند و به همین خاطر بحث پورغلامی را راه انداختید …
از کجا می‌دانستم ؟ آمدیم بحث کردیم و گفتیم ۴ بازی به دراگان زمان بدهیم . از نظر من اسکوچیچ می‌تواند برای تیم ملی ایران هم کار کند . من در کارگران مربی بودم که استانکو آمد . او را دیده بودم ، برانکو را دیده بودم ، منزس را دیده بودم . ایویچ را دیده بودم . بلاژ را دیده بودم و خیلی‌های دیگر . همه ی این ها را دیده بودم . به نظر من اسکوچیچ فقط با ایویچ و برانکو قابل مقایسه است . آدم خیلی بزرگی است . نگاه نکنید ما با ۱۲۰ هزار دلار آوردیمش انزلی . من خیلی قبولش دارم و پایش می‌ایستم . برخی اوقات برای موفقیت یک کشور باید فرماندهان آن کشته شوند . به عنوان مثال اگر بگویند ملوان بدون درودگر موفق می‌شود ، من بلافاصله خداحافظی می‌کنم و می‌روم ! باور کنید .
– کجا می‌روید ؟
فکر می‌کنید پیشنهاد ندارم . همین الان که این جا نشسته‌ام دو تیم مطرح تهرانی مرا می‌خواهند . چه قدر به تاج نزدیک هستید ؟ از او بپرسید چندتا مدیرعامل دنبال من هستند ؟ به عنوان قایم مقام در تیم‌های بزرگ . بپرسید از او . من هم دوست دارم انسان‌های بدون مشکل بیایند و ملوان را در اختیار بگیرند تا بروم دنبال زندگی‌ام ، آن‌وقت شما می‌گویید که من دنبال سهام ملوان هستم ؟
– ما می‌گوییم ملوان سکوی پرتاب شما است . از ملوان می‌خواهید برسید به مدارج بالاتر . می‌خواهید برای خودتان تبلیغ کنید . این طور نیست ؟
من نایب رییس فوتسال آسیا بودم . از ملوان به کجا برسم ؟
– مگر ملوان بد تبلیغی است برای شما ؟
چه تبلیغی است ؟ من ۵ سال مدیر هیچ باشگاهی نبودم اما برنامه ی نود بیشترین مصاحبه را با من داشته .
– گفتید مصاحبه. قبول دارید رکورددار مصاحبه در تاریخ ملوان هستید ؟
خب باشم .
– باشید ؟
بله .
– ما فتح‌ا…زاده را می‌گوییم که مدام مصاحبه می‌کند اما شما رکوردش را شکسته‌اید . مگر یک مدیرعامل هم این قدر مصاحبه می‌کند ؟ کجای دنیا چنین چیزی را دیده‌اید ؟ شما که دم از بازاریابی و حرفه‌یی بودن می‌زنید ، آیا مثلا راسل در بارسلونا این همه مصاحبه می‌کند ؟
من دنبال مشکلات باشگاه هستم . کسانی بودند که حرف نمی‌زدند . این خوب بوده ؟ ۵ درصد پول به تیم داده بودند اما اعتراض نمی‌کردند .
– این ۵ درصدی که شما می‌گویید ، چه زمانی بوده ؟ یک بار اتفاق افتاده …
شما می‌دانید که ما الان بدهی نداریم به بازیکنان ؟ چه قدر ذهن تان منفی است ؟ فقط مازیار زارع و رافخایی ۱۶ ، ۱۷ درصد گرفته‌اند ، بقیه همه ی بالای ۲۰ درصد گرفته‌اند و مربی هم ۳۰ درصد .
– خب کم گرفته …
قانونش این است .
– باید ۴۰ درصد به او بدهید ….
چرا ؟ با من قرارداد دارد . حتی یک ریال هم کم تر نگرفته .
– ولی بروید محاسبه کنید که تا ۵ ماه دیگر شما باید ۷۰ درصد به مربی پول بدهید …
مگر قرار نیست من پول بیاورم ؟ مگر نگفتم از نیروهای مسلح پول می‌گیرم ؟
– پس خصوصی‌سازی چه شد ؟ شما که برای خصوصی‌سازی پا به انزلی و ملوان گذاشته بودید …
چه کسی می‌تواند در این فوتبال خصوصی‌سازی کند ؟ یک نمونه بگویید …
– اما از شما که در سمینارهای بزرگ شرکت می‌کنید ، انتظار داریم که در این کار موفق شوید …
من که معجزه‌گر نیستم . در طول ۲۰ سال یک میلیون و در یک سال دو میلیارد . می‌شود ۱۰۰ برابر در طول یک سال و ۲ هزار برابر در ۲۰ سال . این طور باید نقد کنید .
– درست است که شما در طول بازی‌های ملوان مدام با مترجم اسکوچیچ در حال صحبت هستید و به او تلفن می‌زنید ؟
خیلی چیزها می‌گویند ، خدا شاهد است که من این کار را نکرده‌ام .
– خب شما کلاس مربی گری رفته‌یی و مدرک هم داری . چرا مثل عابدینی تایید نمی‌کنی که دخالت هم می‌کنی ؟
من اندازه ی خودم را می‌شناسم . اجازه نمی‌دهم کسی وارد حریمم شود و این اجازه را به خودم هم نمی‌دهم وارد حریم دیگری شوم .
– شما در زمین دانشکده ی علوم پزشکی تهران ، پس از اتمام تمرین ، ۱۵۰ هزار تومان نداشتید که پول زمین بدهید …
نداشتیم ؟ ( اینجا عابربانک‌هایش را از جیب درمی‌آورد ) این عابربانک‌ها را ببرید و ببینید چقدر پول دارند ؟ اگر زیر یک میلیارد در هر کدام شان بود مال شما . ما می‌خواستیم پول را بدهیم اما چون آن روز ، مدیریت زمین فاکتور نداشت ، از او شماره کارت گرفتیم و بعداً پول را به حسابش واریز کردیم .
– یعنی سرپرست شما تنخواه نداشت که ۱۵۰ ، ۲۰۰ هزار تومان پول زمین را بدهد ؟
این هم سوال قشنگی است . من تنخواه می‌دهم اما برای چیزی که فاکتور بگیرند . برای بازی‌های داخل خانه ۲ میلیون و خارج از خانه ۸ میلیون .
– برسیم به بحث‌های تبانی . آیا به شما تا به حال پیشنهاد تبانی داده‌اند ؟
یک بار ، آن هم در استیل‌آذین که به همه گفتم .
– چه طور می‌شود که به یک مدیرعامل فقط یک بار پیشنهاد داده باشند . مگر امکان دارد ؟
به قرآن یک بار به من گفته‌اند .
– می‌توانیم قانع نشویم ؟
می‌توانید اما باور کنید .
– ولی هنوز مانده‌ایم که چه کسانی در انزلی به شما فشار آوردند که مربی خارجی بیاورید …
دلیلی ندارد که به شما بگویم .
– چیز عجیبی است خب …
نفرات غمخوار و محترم شهر بودند .
– در برگه ی هزینه‌های ملوان نوشته بودید ، ۱۴۴ میلیون بابت حقوق ۹ ماه مدیرعامل .
۹ ماه نه یک سال .
– خب یک سال ولی بهمن صالح‌نیا برای یک سال ۵۰ میلیون حقوق می‌گرفت …
۵۰ میلیون نه ، ۶۰ میلیون ، تازه دلار ۱۰۰۰ هزار تومان بوده و زمان من ۳ هزار تومان . ضمن این که من اصلاً از ملوان حقوق نمی‌گیرم . من با شرکت استیل‌آذین ایرانیان قرارداد داشتم و ۲۰ تا کار دیگر برای شان انجام می‌دادم .
– اما ۲۰ تا کار دیگر را که برای ملوان انجام نمی‌دادید …
من هم می‌توانستم مثل خیلی از مدیران ننویسم ، آیا کسی می‌فهمید ؟ تازه من این پول را از ملوان نگرفتم ، جزو پول‌هایی بود که هدایتی پرداخت کرده بود . من نمی‌توانستم قرارداد کارمندان را بزنم و مال خودم را نزنم ؟ در فوتبال ما راست گفتن جرم است . من تنها مدیری هستم که دستمزدم را رسانه‌یی کردم . می‌دانید مدیرعامل داماش چقدر می‌گیرد ؟

– ۷۰۰ میلیون برای یک سال …
اگر می‌دانید چرا ناراحت نمی‌شوید ؟
– ناراحت می‌شویم …

من از شرکت استیل‌آذین ایرانیان حقوق گرفته‌ام . چرا این قدر مرا می‌کوبید اما مدیران دیگر را نه . چرا ؟ اولاً حقوق دریافتی من هم به کسی ربطی ندارد . بخش خصوصی دوست دارد به من بگوید ۱۰ میلیارد . مگر مشکلی دارد ؟ دوماً شما یک مدیر پیدا کنید که دستمزدش را در سایت منتشر کرده باشد . عابدینی ۷۰۰ میلیون را از کجا می‌گیرد ؟
– در داماش …
چه زمانی ؟
– همین فصل گذشته …
پس به نسبت داماش و ملوان که نزدیک هم هستند من یک پنجم عابدینی حقوق گرفته‌ام .
– و صالح‌نیا هم نصف شما …
صالح‌نیا زمانی که دلار ، هزار تومان بود ۶۰ میلیون گرفته . ضمن این که در طول سالی که مدیریت کرد ، یک قران هم درآمدزایی نکرده . من در طول یک سال یک میلیارد اسپانسر آوردم . باز هم می‌گویم من با استیل‌آذین قرارداد داشتم و نه ملوان . اگر قراردادی از من با ملوان پیدا کردید ، برای همیشه از ورزش می‌روم .
– بدون قرارداد چه طور مدیر ملوان هستید ؟
هیات مدیره تصویب کرده که من مدیرعامل باشم . تا این لحظه من قرارداد نبسته‌ام اما می‌دانید کی قرارداد می‌بندم ؟
– کی ؟
وقتی که پول بگیرم . می‌دانی چرا ؟ برای این که کسی نگوید صادق درودگر مفتی است .

روزنامه ی ایران ورزشی  ۹۲٫۰۷٫۲۲ 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

mahdi m

۲۳ مهر ۱۳۹۲

آقای درودگر مارو چی فرض کردین؟

پاسخ

ملوان ملوان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۰:

اگه سکته کنه بیفته راحت میشین؟ من تو حرفاهایایشون دروغی نمیبینم. اینقدر زود قضاوت نکنید. شاید داره دروغ میکه. نمیدونم
خودم خیلی وقتها تحت تهمت بودم و اینقدر گریه کردم به جای اینکه توضیح بدم فقط گفتم خدایا خودت بهشون نشون بده که من اونی نیستم که میگن. بهخاطر همین خیلی ناراحت میشم به یه نفر تهمتی زده بشه. اما اگر داره دروغ میگه وای به حالش. خدا ناظر کارهای ماست.باید توبه کنه تا خدا ببخشتش. مسئله اینه که من احتمال میدم داره راست میگه

3eyedAli

3eyed Ali

۲۳ مهر ۱۳۹۲

پر از دروغ و تناقض

جلوی چهارتا تهرانی نشسته برای خودش بافته

پاسخ

abai

۲۳ مهر ۱۳۹۲

سلام آبایان
جالب بود

پاسخ

Anzali Free Zone

۲۳ مهر ۱۳۹۲

یه نقد برای آقای درودگر نوشتیم که متاسفانه اینقدر این فرد و دور و اطرافیانش حاشیه دارن و بی تجربه عمل میکنن و برای باشگاه حاشیه میسازن که جایی برای نقد ما برای اصلاح امور باقی نمیذارن. ما حتی خبری رو مربوط به بداخلاقی بازیکن ملوان بود رو پوشش ندادیم، خبری که آبرو و حیثیت شهر انزلی رو برد به این دلیل که ملوان مسابقه در پیش داره، سکوت اختیار کردیم. اما یکی باید این افراد رو از برق بکشه انگار اتصالی کردن و نمیتونن حرف دهنشون رو مزه مزه کنن. آقای درودگر گویی فکر میکنه با دسته کر و کورها طرفه که همچین اراجیفی رو به هم میبافه …

پاسخ

sarl

۲۳ مهر ۱۳۹۲

ای کاش همه ما به یک لحظه جدای از این دنیا فکر کنیم. ..یعنی به لحظه مرگ. آن وقت هم از تهمت زدن به همدیگر وهم از دروغگوئی و هم از ریاست طلبی . وحشت داشته .و.زبان را همیشه می گشودیم……..

پاسخ