فاصله به کمرنگ شدن خاطره ها کمک می کند و گذشت زمان فراموشی می آورد.
اما نه فاصله شهر زیبای ما از مرکز استان آنچنان زیاد است و نه آنقدر زمان سپری شده که از خاطر ببریم همین چند سال پیش، مدیری نامدار با رزومه درخشان فوتبالی ( ریاست فدراسیون فوتبال کشور و مدیرعاملی سرخهای پایتخت ) و با سابقه استانداری و آشنایی با لایه های قدرت سیاسی در کشور به استان ما قدم گذاشت. کسی که موهایش در این فوتبال سفید شده و هنوز هم پس از سالها از ارکان اجرایی و تصمیم گیری های کلان فوتبال ایران به شمار می رود.

آن مرد آمد! آن مرد زیر باران آمد!
هلهله و شادی جوانان عمدتاً کم سن و سال رشتی را فراموش نکرده ایم. آن زمانی که همه یک استان در تأمین هزینه های جاه طلبی – و بعدها تنها اداره – تیم مرکز استان درمانده بودند؛ از تعبیر رویای چندین و چند ساله جوانان شهر سخن گفت و خیلی زود از جانب رسانه های کم تجربه و ذوق زده رشت بر تخت امارت نشست.
کوتاه زمانی بعد « امیر » که به تنهایی هزینه های باشگاه را از طریق ارتباطات شخصی خود تأمین می کرد؛ با پشتوانه « پُر شور » های داماشی اختیار باشگاه را در دست گرفت و تا جایی پیش رفت که ابایی از بیان دخالت های پیدا و پنهان خود در جزء جزء امور باشگاه ( و حتی امور فنی تیم ) نداشت.
اما کاخ آرزوهای هواداران داماش خیلی زود فرو ریخت. سقوط به ناکجاآباد فوتبال ایران سرنوشت تلخ تیمی بود که همه مقدرات خود را به « یک فرد » سپرده و بود و نبودش را به بود و نبود وی گره زده بود!

عدم همراهی مسؤولان سیاسی و ورزشی استان، مشکلات خانوادگی، خستگی، بی انگیزگی، ناسپاسی و … دلیل هرچه که بود مهندس امیر عابدینی این گرگ باران دیده فوتبال ایران که روزی در میان هلهله و شادی قدم به رشت گذاشته بود؛ با فریادهای لعن و نفرین جوانان خشمگین رشتی، رشت و داماش – که بارها آنرا فرزند خود خوانده بود – را رها کرد و به جایی بازگشت که از آنجا آمده بود!
با رفتن « امیر » داماش به ناگاه خود را یتیم دید و چه بسا با ظهور دوباره سپیدرود؛ داماش در تاریکخانه ذهن مردم رشت برای همیشه به فراموشی سپرده شود.

میراث عابدینی برای فوتبال رشت جز تلخکامی و خاطرات ناخوشایند نیست و همان ها که روزی در وصف امیر شهر قصیده ها سروده بودند، امروز در نفرین به وی گوی سبقت را از دیگران می ربایند.

می گویند تاریخ همیشه دوبار تکرار می شود: بار اول به شکل کمدی و بار دیگر به صورت تراژدی. تا دیر نشده از تاریخ درس بگیریم. مرگ همیشه برای همسایه نیست!

 

رامبد رشیدی  –  دبیر بخش ورزشی انزلی کلاب

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *