ورزش آماتور در ذات خود با مفاهیمی چون تندرستی، نشاط، هیجان، لذت از رقابت، جوانمردی و … گره خورده است. اما با شروع عصر ورزش حرفه ای و پررنگ شدن مباحث تجاری و مدیریتی شاهد تغییر نگرش های اساسی به ورزش می باشیم. فوتبال نیز به عنوان یک ورزش بین المللی نه تنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه امروزه به عنوان جذاب ترین و پربیننده ترین ورزش در سطح جهان بیش از پیش مورد توجه اهالی سیاست و اقتصاد قرار دارد.

این ورزش بنا بر ماهیت تیمی خود از همان ابتدا به صورت مسابقاتی میان تیم باشگاه های محلی، منطقه ای و ملی برگزار می شد و هزینه های خرید تجهیزات تمرین و مسابقات، سفر، اقامت، تغذیه… در ابتدا توسط خود بازیکنان و افراد مرتبط با آنان تامین می گردید. اما با غالب شدن بعد رقابتی این ورزش بر بعد سرگرمی و تفریحی آن  و به خدمت گرفتن بازیکنان با کیفیت تر و افزایش دستمزدهای آنان؛ نیاز به مالک یا حامی مالی بیش از پیش آشکار گردید.

در ایران نیز با شروع مسابقات میان باشگاه ها و هزینه های نسبتاً زیادی که یک تیم باید برای حضور در یک دوره مسابقات متقبل می‌شد سبب گردید از همان ابتدا اکثریت تیم های فوتبال در ایران تحت حمایت مجموعه های دولتی، نظامی و  خصوصی تشکیل شده و تا زمان تمایل آن مجموعه ها به حضور در ورزش ( به ویژه فوتبال ) به حیات خود ادامه دهند. امری که تاکنون نیز ادامه داشته و تیم های حاضر در فوتبال کشور را می‌توان به تیمهای مستقیماً وابسته به دولت ( استقلال و پرسپولیس ) تیم‌های وابسته به صنایع دولتی ( سپاهان، ذوب آهن، فولاد، صنعت نفت  آبادان- تهران- مسجد سلیمان، صنعت مس کرمان- سرچشمه- رفسنجان، گل گهر، سایپا، پیکان، نساجی، پگاه و … )  تیم‌های وابسته به نیروهای نظامی و انتظامی ( ملوان، پاس، فجر یا مقاومت سپاسی، نیروی زمینی، هما، عقاب، هما و این اواخر تراکتورسازی که با لطایف الحیل در زمره تیم های نظامی قرار گرفت ) و تیم های بخش خصوصی ( شموشک، کشاورز، بهمن، استیل‌آذین، بادران و … ) دسته بندی کرد.

برگزاری بالاترین سطح لیگ فوتبال در ایران با عنوان لیگ حرفه ای در فصل ۸۱۸۰ در فدراسیون صفایی‌فراهانی هرچند با هدف گام نهادن در مسیر توسعه و پیشرفته فوتبال و با الگوبرداری از فوتبال ترکیه آغاز شد اما به دلیل عدم وجود زیرساخت‌های لازم فیزیکی، مالی، مدیریتی و قانونی؛ برگزاری این مسابقات را به تقابل میان تیم‌های « دارا » و « ندار » تبدیل کرد که در نهایت منجر به دوری تیم‌های ریشه‌دار اما کم بضاعتی چون برق شیراز، استقلال اهواز، نساجی مازندران، ابومسلم مشهد، شاهین بوشهر و این اواخر ملوان بندر انزلی از سطح اول فوتبال کشور گردید.

ممنوعیت هزینه کردن صنایع و نهادهای دولتی در ورزش حرفه ای نیز قانونی بود که به مانند بسیاری از قوانین دیگر تنها گردن ضعفا را می فشرد و تیم های متمول فوتبال ایران که اغلب از بودجه دولتی ارتزاق می‌کنند  خیلی زود راهی برای دور زدن این قانون یافته و بدین ترتیب شکاف میان این تیم‌ها با سایر رقبا روز به روز بیشتر شد.  از طرفی فساد سازمان یافته در بدنه فوتبال ایران و عدم رعایت قواعد رقابت منصفانه برای همه تیم‌ها سبب می شود بسیاری از تیمها پس از فاصله گرفتن از سطح اول فوتبال کشور راهی برای حضور مجدد در این سطح از بازیها نداشته باشند.

 

هواداران فوتبال و توقعات آنها

فوتبال چه در دوران آماتور چه در دوران حرفه ای ارتباط تنگاتنگی با هواداران و به ویژه حضور تماشاگران در استادیوم های ورزشی به منظور حمایت از تیم محبوب خود داشته و دارد؛ به همین دلیل در مجامع علمی و رسانه ای بارها نفس حضور تیم‌های بی تماشاگر یا کم تماشاگر در فوتبال ایران به چالش کشیده شده است. تیم هایی همانند سایپا، پیکان، نفت  یا در سالهای دورتر پاس، کشاورز، بهمن و … که هیچگاه موفق به جذب هوادار به معنای واقعی کلمه نشدند برای توجیه حضور خود در رقابت‌های لیگ فوتبال ایران  اغلب از توجیهاتی همانند کمک به هنجارسازی های اجتماعی و پر کردن مناسب اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بهره می‌برند. ( هرچند که سالهاست بعد فرهنگی ورزش در باشگاه های فوتبال ما به فراموشی سپرده شده و وضعیت اخلاقی استادیوم های فوتبال به حال خود رها شده است. ) با همه این تفاسیر و با وجود رفتارهای خارج از عرف و قانونی که بعضاً از هواداران فوتبال در سرتاسر دنیا سر می زند باید اذعان کرد که فوتبال بدون تماشاگر و هوادار فاقد روح و جذابیت لازم برای بقاست.

از طرف دیگر عشق و علاقه شدید و تعصب به تیمهای فوتبال در بسیاری از موارد سبب فاصله گرفتن تعدادی از هواداران از منطق حاکم بر این ورزش می شود. به همین دلیل همواره مدیریت بر باشگاه های صاحب هوادار و برآوردن توقعات این قشر ناهمگون  و تعامل مناسب با آنان کاری دشوار به نظر می آید:

در زمینه تیمهای صاحب هوادار اختصاصی در ایران، فارغ از این مبحث مهم که نورچشمی های پایتخت ابتدا با کسب موفقیت های ورزشی به محبوبیت در میان هواداران فوتبال در ایران دست پیدا کردند یا به دلیل تعداد هوادار به سمت موفقیت سوق داده شده و می شوند؛  باید پذیرفت استقلال و پرسپولیس در حال حاضر دو برند ملی در سطح باشگاهی فوتبال ایران هستند که به علت تعدد هواداران و نگرانی از پیامدهای  اجتماعی و امنیتی ناشی از نارضایتی و سرخوردگی آنان همواره مورد حمایت های مادی غیرمادی و قانونی  فراقانونی مسؤولان قرار داشته و دارند و این امر هواداران این تیم ها را همواره در موضع طلبکارانه از مدیران باشگاه و در واقع دولت و سازمان تربیت بدنی برای کسب جام و موفقیت‌های ورزشی قرار داده است. لذا میان توقعات هواداران و اهداف مدیران این دو تیم هم سویی قابل ملاحظه ای به چشم می خورد.

تیم تراکتورسازی تبریز ( که سالهاست تراکتوری نمی سازد! ) نیز به عنوان یک تیم منطقه ای به دلیل مسائل قومی مورد حمایت هموطنان آذری زبان در چندین استان قرار دارد و پس از بازگشت به سطح اول فوتبال کشور و مطالبات بعضاً غیر فوتبالی هواداران این تیم که با ورود به یکی از نهادهای قدرتمند نظامی کشور به اداره تشکیلات این باشگاه بود  با صرف هزینه های کلان و حمایت های پیدا و پنهان مسؤولان مدتهاست به یکی از تیم‌های مدعی لیگ برتر فوتبال ایران تبدیل شده است. لذا میان خواسته های فوتبالی هواداران این تیم و مدیران این باشگاه نیز هم سویی زیادی برای کسب مقام و موفقیت وجود دارد.

سایر تیم هایی که دارای هوادار اختصاصی هستند ( مانند صنعت نفت آبادان، ملوان، نساجی، سپاهان، فولاد، سپیدرود و … ) در خوشبینانه‌ترین حالت تنها در استان خود مورد حمایت مردم و مسئولان محلی قرار دارند لذا با نگاهی واقع‌بینانه فلسفه حضور این تیمها در مسابقات باشگاهی ایران از دید مدیران و تصمیم گیران آنها را می توان به یکی از این موارد تقسیم کرد:
۱- کسب عنوان قهرمانی و حضور در بین سه تیم اول لیگ برتر برای شرکت در مسابقات آسیایی

۲- کسب یا حفظ اعتبار از حضور در لیگ فوتبال کشور

۳- کشف و پرورش استعدادهای بومی و منطقه ای،  فروش یا ترانسفر بازیکنان

در این میان تیم‌هایی مانند سپاهان اصفهان و فولاد خوزستان به دلیل برخورداری از پشتوانه مناسب مالی کارخانه‌های خود و پشت گرمی از حمایت همه جانبه مسئولان سیاسی و اقتصادی و ورزشی استان و نفوذی که در تصمیم گیری های کلان ورزش و فدراسیون فوتبال دارند و با استفاده از مدیران توانمند آشنا به ورزش توانستند خود را به قطب عنوان فوتبال کشور در دو دهه اخیر معرفی کرده و با  سابقه قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی حضور در رقابت های معتبر آسیایی را نیز تجربه کنند. در اینگونه تیمها مدیران از سوی هواداران برای جذب منابع مالی بیشتر و عملکرد هرچه بهتر تحت فشارند.

اما اختلاف نظر عمیق میان هواداران و مدیران باشگاه ها را عمدتاً در تیم‌های مانند ملوان، نساجی، استقلال اهواز صنعت نفت آبادان و …  به ویژه در زمانی که هواداران سطح مسابقات یا رتبه تیم مورد علاقه شان در جدول را متناسب با شأن و سابقه تیم محبوب شان نمی بینند مشاهده می کنیم که در ادامه اشاره ای کوتاه به شکاف میان توقعات هواداران ملوان با توانایی های مدیران این باشگاه خواهیم پرداخت:

 

ملوان؛ از توقعات تا واقعیات

متاسفانه ورزش ما و به خصوص فوتبال سالهاست از فقدان یک برنامه مدون و منسجم « آمایش سرزمینی در حیطه ورزش » رنج می برد:  همانطور که مازندران و خراسان از دیرباز به عنوان قطب کشتی کشور شناخته شده اند؛ استان گیلان و بخصوص فوتبالشهر بندرانزلی نیز سالیان متمادی سرشار از استعدادهای ناب فوتبالی بوده و بازیکنان نامدار فراوانی را در رده‌های مختلف سنی به تیمهای ملی معرفی کرده و می کند؛ بنابراین توقع سرمایه گذاری در فوتبال این شهر کاملا منطقی و حتی اقتصادی است  اما ملوان  تیمی که سالها به عنوان تنها پرچمدار فوتبال شمال کشور با دست خالی و با تکیه بر توانایی نیروهای بومی خود به مصاف قرمز و آبی، سپاهان و ذوب آهن، تراکتور و فولاد و … رفت به مانند شهر خود انزلی در همه این سالها حتی درون استان خود نیز غریب بوده است.  برای درک عظمت کار سترگ ملوان در این نبرد نابرابر  فقط کافی است وسعت و امکانات بندرانزلی را با تهران و اصفهان و تبریز و اهواز و … و برش مسؤولان این شهرها را درسطح کلان با هم مقایسه کنید!

با این حال با نگاهی به واقعیت موجود باشگاه ملوان در می یابیم فقدان ساختارهای فیزیکی حداقلی برای یک باشگاه فوتبال، عدم استفاده از مدیریت آینده نگر، متخصص و توانمند، خروجی غیر قابل توجه رده های پایه  در سالهای اخیر   جز یکی دو استثنا سبب شده است قوی سپید فوتبال ایران به مرور در حال احتضار قرار بگیرد. تأمین تمامی هزینه های این باشگاه از جانب احمد دنیامالی در دو سه فصل اخیر علیرغم کارنامه سرشار از اشتباهات مدیریتی وی  نیز در حکم دستگاه تنفس مصنوعی است که سبب زنده نگه داشته شدن این پیکر کم رمق گردیده و با کناره گیری وی در هر زمانی و به هر دلیلی ممکن است منجر به اتفاقات ناخوشایندی شود.

اما در سمت مقابل، هیچ چیز جز صعود و حضور مجدد در لیگ برتر، هوادار عاشق و متعصب ملوان را که زیر برف و باران برای نماد شهرش از جان مایه گذاشته و به دنبال پیروزی در هر میدان مسابقه و ساییدن سر بر سقف آسمان است و با هر شکست ضجه می زند؛ راضی نمی کند. آنها خواهان بازگشت به جایی هستند که به آن تعلق دارند.

هرچند توقعات به حق این هواداران عاشق قابل لمس و قابل درک است اما به خاطر بیاوریم که امیر قلعه نوعی با کمتر از یک ماه حضور در انزلی، حضور ملوان در سطح اول فوتبال کشور  در این سالها با این شرایط ساختاری چیزی شبیه معجزه  نامیده بود! بنابراین چشم بستن بر واقعیات فوتبال انزلی گره ای از مشکلات فرو بسته ما نخواهد گشود و شکاف میان توقعات هواداران ملوان به دلیل سوابق و افتخارات متعدد این تیم در دورانی عرق به  پیراهن باشگاه   و توانایی های مسؤولان و مدیران دو دهه اخیر باشگاه که سال به سال در حال عمیق تر شدن است ممکن است به زودی منجر به بروز اتفاقات ناخوشایندی در این تیم دوست داشتنی شود.
از دید صاحب این قلم فارغ از توفیق یا عدم توفیق ملوان در صعود مجدد به لیگ برتر در فصل جاری؛ این باشگاه  برای باقی ماندن در عرصه فوتبال کشور نیازمند یک ریکاوری و بازگشت به خویشتن با تعیین چشم اندازی واقع بینانه و متناسب با توانایی ها و پتانسیل های شهر انزلی و با بکارگیری افراد متخصص و کارآمد است تا بتواند همچون سالهای نه چندان دور با کشف و پرورش استعدادهای بومی؛ با نیم نگاهی به جام حذفی، حضوری مداوم و آبرومندانه در سطح اول فوتبال کشور داشته باشد.

رامبد رشیدی – انزلی کلاب

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *