شاید روزهای طلایی این شهر را همگان فراموش کرده باشند ,شاید قدیمی تر ها بهتر بازگوی شکوه و جلال این باریکه تالاب و دریا باشند.
شاید دیگر برای اهل بندر، منظر شهری و خیابان ها و کوچه و… ترکیبی تکراری باشد اما حتما برای مسافرین و دوستداران انزلی و شاید خرده مسافران از فرنگ آمده چهره انزلی خسته ,کثیف و کهنه بنماید
بهتر است از جاده رشت به سمت انزلی شروع کنیم :
تا همین چند سال پیش که هنوز جاده رشت به انزلی بیشتر شبیه کوچه های ۱۲ متری بود، نه نور درستی داشت و نه آسفالت (بهتر است در مورد جدول و پل عابر پیاده و چراغ های هشدار دهنده و تابلوهای خطر و هشدار دهنده صحبت نکنیم) آمار بالای تصادفات در این جاده و مرگ و میر ناشی از استاندارد نبودن این جاده در دهه های قبل تایید بر گفته های بنده می باشد.
در سال های قبل به لطف و همت عزیزان زحمتکش وزرات راه و شهرسازی (اگر تا پایان این نوشته نامش چیز دیگری نشده باشد) جاده دو بانده با رفوژ و نور و کلیه ضوابط راه سازی البته از نوع ایرانی به بهره برداری رسید. کیفیت پایین آسفالت، شیب نامناسب، نور بسیار کم روشنایی جاده ( برای روشنایی جاده از محاسبات خاص که از تخصص و حوصله خارج است,استفاده میشود. در پایان، مراحل محاسبه را در قالب فایلی PDF در اختیارتان میگذارم، انواع و اقسام پیچ و پل میدان که بیشتر من را به یاد مسیر مسابقات فرمول یک می اندازد تا جاده مابین ۲ شهر اصلی استان که یکی مرکز سیاسیست و یکی مرکز اقتصادی و تبادلات خارجی.
برای بنده بسیار جای سوال است که چگونه رجال مملکتی که برای برپایی همایش و میزگرد و… سری به استان ما میزنند و به سمت زیبا کنار انزلی می آیند, از خودشان نمی پرسند که فکری به حال این خیابان به ظاهر اتوبان بکنیم یا نه…
چند صباحی میشود که منطقه آزاد انزلی با کشکمکش ها و سنگ اندازی های شهر های همسایه (البته نه مردم شهر بلکه رسانه ها و… ) شروع به کار کرده است ولی فعلا که ما چیزی جز ماشین های وارداتی آن هم با رنگ و لعابی چشم نواز ندیدیم.
ورودی منطقه آزاد خود داستانیست در حد و اندازه شاهنامه. شاید رؤسای عزیز منطقه آزاد اول باید فکری به حال ورودی و خروجی این نقطه و همچنین پاکسازی و بهسازی آن بکنند که بیشتر شبیه بازار دست فروشان است تا ورودی قطب اقتصادی استان.
حال به شهر میرسیم،  اولین چیزی که چشم هر بیننده غیر بومی و مسافر را خیره میکند پایانه کامیون و تریلی های بندر انزلی است. اگر به حافظه خودتان ( آنهایی که حداقل ۳۰ سالی سن دارند) وارد انزلی شدید و از پل طالب آباد (با ان انحراف خطرناک جاده از راست به چپش که جان خیلی هارا گرفته و فقط با جا گذاری یک تابلوی خطر سقوط که آن هم حتی شب رنگ نیست) دریا را به راحتی میدیدیم اما این روزها جز روغن و دود و لاستیک کهنه چیز دیگری نمایان نیست.

عکس: پیمان دوستی

انزلی به دلیل قرار گرفتن میان دریای کاسپین و تالاب بین المللی انزلی عرض کمی دارد و نیاز به مهندسی شهر سازی ویژه ,که البته رعایت نشده است.
سال های دور انزلی را اگر به خاطر داشته باشید و یا اگر با رجوع به کتاب های استاد عزیز طویلی در ذهنتان بسازید بیانگر این واقعیت میباشد که خیابان ها (همان انگشت شمار خیابان ها) درست ساخته شده بودند.
این روزهای انزلی حال خوشی ندارد,ساخت و ساز های نادرست چهره ای از شهر ساخته که شبیه هر چیزی است غیر از شهر.یکی کوتاه یکی بلند یکی عقب ساز و یکی جلو ساز.
قسمت غازیان انزلی با بهسازی و اجرای فاز های عملیاتی که قرار بود سالها پیش در دهه هفتاد خورشیدی (که بنده دبستانی بودم) به پایان برسد و همچنان ادامه دارد اوضاعی به مراتب بهتری را در آینده برایش میشود تصور کرد.
خیابان های عریض تر عقب نشینی های درست , نصب چراغ های مناسب(البته هنوز روشنایی آن را در قسمت هایی بنده ندیده ام), وصل فاضلاب بعد از ۳۰سال به شبکه فاضلاب شهری ( بندر انزلی غریب به ۵دهه فاضلاب شهری دارد) و جدول گذاری حاصل تلاش های شبانه روزی قسمت عمرانی شهر است که جای دارد از دوستان تشکر و قدردانی شود
متاسفانه وقتی به چهره شهر نگاه میکنید مخصوصا در قسمتی های قدیمی تر,فقط حلبی های زنگ زده ,خانه ای نیمه خراب شده و یا مخروبه هایی که روزی خانه بودند در معابر اصلی انزلی و غازیان میبینید.

نمیدانم شما هم جزء آن دسته افرادی هستید که وقتی از پل قدیم غازیان رد میشوید یا لحظه ای به منظره ی بی نظیر روبه رویتان خیره میشیود افسوس میخورید یا نه؟
شاید بلا استفاده ماندن این پل و سیر فرسایشی که طبیعت بر هر چیز بلا استفاده میگیرد این سوال را برای ذهن هر بیننده ای ایجاد میکند که چرا این مکان که از وجب به وجب آن می شود بهره برداری اقتصادی کرد اینگونه تنها مانده.
شاید یکی از خیابان های خوب انزلی همین حد فاصل پل جدید غازیان تا سه راه کوی واحدی است، نهال هایی که سال ها قبل در روزهای شکوفایی انزلی کاشته شد و هم اکنون چون ستون هایی بر دو سوی خیابان استوارند چهره ای به خیابان میدهد که چشم هر بیننده ای را نوازش میدهد. چاشنی این خیابان سیاه جامگان ارتش ایران است که در این روزهای طلایی پاییز هزار رنگ چون عقابان رژه کنان از کنارتان میگذرند.
نمیدانم جدول زمان بندی کارگاهی انزلی را چه شخصی و در چه پارامترهایی بر حسب چه دستگاه اندازه گیری , محاسبه و اجرایی میکند؟!!
پل انزلی که قرار بود عید نوروز سال گذشته قدم زنان از رویش عبور کنیم هنوز بعد از تخریب نیمه کاره بانک و پیاده رو و حتی قسمتی از پله های پل قدیمی که نشان از درایت و هنر نگه داری از میراث این شهر توسط دستگاه های دولتی است همچنان بدون جاده در دو سرش باقی مانده و عجب از وعده های سر کاری که دوستان به ذهن این مردم فرو میکنند و همه سر خوش از عملی شدن آنها مدتی سر کار میروند.

برای اینکه زیبایی میدان را در سال های پیش با هم اکنون مقایسه کنیم شرحی از آن در سال ۳۰ خورشیدی برایتان میدهم :
دهه ۳۰خورشیدی است میدان انزلی را در آن سال در ذهنتان بسازید.از روی انزلی که رد میشوید, مناره را بسان برجی به عظمت آسمان میبیند .چاپخانه اقبال در یک سمت هتل طهران کمی آنسوتر. کمی هم آنطرف تر ساختمان داوود زاده که هم اکنون به هتل گل سنگ معروف است، عطر شیرینی تازه پخته شده قدرت ,شما را گیج خود میکند. کمی آنسوتر سینما مولنروژ را میببید( تا قبل آتش سوزی یکی از زیباترین سینماهای ایران بود).اتوبوس های گیلان تور منتظر سوار کردن مسافران طهرانشان هستند، کافه مادام در زیر ساختمان قندچیان نمایان است زنان و مردان لبخند به لب در حال صحبت با هم هستند. بهترین لیمونادی را که تصور میکنید را میتوانید در کافه مادام بیابید، قهوه های مادام مثال زدنیست ,عطرش را میشود به راحتی از دور حس کرد.

پسر کوچکی را میبینم که در حال فروش بلیط بخت آزمایی و فروش روزنامه و مجله سیاه و سپید در جلوی درب کافه مادام است ,قدم زنان که به سمت باغ گلستان (همان بلوار زیبای انزلی) درگذرید از کتاب فروشی آقای باقری رد میشود, پاسبان های ساختمان دادگستری به احترامتان خبردار ایستاده اند.آن سوی خیابان کلیسای ارامنه را میبینید.بوی نان های نانوایی اقای اِستِپان به مشام میرسد, کمی جلوتر عمارت سینما تئاتر شهرداری غلغله ای برپاست, برای ورود به سینما . هتل و سینما ایران زیر آسمان آبی به چشم می آیند.بوی اقاقیا ادمی را مست میکند.
زمان را به حال بازگردانیم ,چهره خسته این روزهای میدان شهر که جز کهنگی چیزی در خود ندارد هر کسی را در غم خود فرو میبرد.
بهتر است از مناره سخنی نگویم که چوآبنتات قیچی ,شبها رنگ و وارنگ میشود…
ساختمان قندچیان که سال هاست درش قفل است(نمیدانم کسی آن را خریده یا مصادره شده) هم اکنون در سایه تابلو های تبلیغاتی دور تا دور میدان غرق در روزهای خوشش به خواب اَبدی فرو رفته.
بهتر است سراغی از چاپ خانه اقبال و مغازه های اطرافش نگیریم چون یا تخریب شده اند یا در واماندگی بین تخریب و ماندن به خرابه تبدیل شده اند.
شاید یکی از شیرین ترین لحظات زندگیم ورود و ثبت تصاویری از داخل ساختمان دادگستری قبل از شروع عملیات بازسازییش و رسیدن دوباره به زیبایی سال های دورش بود
هم اکنون یکی از نگین های انگشتر بندر مه آلود همین ساختمان دادگستری است ,که همین جا از تمام کسانی که در بازسازی و دوباره زنده کردنش تلاش کردند,تشکر میکنم
شاید تنها پارک به سبک فرنگ را بتوان در انزلی دید,باغ گلستان یا همان بلوار (ترجمه از فرانسه به فارسی همان تفرجگاه است) که ان هم حال و روز خوشی ندارد.
از بین بردن نرده های خاطره انگیز و اضافه نمودن پیاده رو شاید در شب ها نمایی زیبایی به بلوار داده باشد اما شاید نوستالژی چهره بلوار برای بسیاری, کنار نرده ها ایستادن و از غروب لذت بردن باشد تا روی صندلی های فلزی که تا چند وقت دیگر جز براده آهن زنگ زده چیزی ازش باقی نمی ماند.
با افزایش حجم تبادلات از سمت شمال ایران و تنها راه مطمئن که همان دریای کاسپین باشد و همچنین تحریم های کمر شکن و رو به ورشکستگی بنادر جنوبی ایران همچون بندر عباس ,احتیاج به بندری بزرگ تر در شمال را محسوس تر میکرد، یکی از برتری های لنگر گاه و بندر ,در انزلی شکل نعل اسبی بودن آن است که ورود کشتی و تخلیه و بارگیری و ورود و خروج از بندر به واسطه راه های دسترسی از دو سمت شهر را آسان میکند.
بنا به دلایل بسیار و همچنین دلایل ذکرشده در بالا, شروع ساخت ۲موج شکن جدید به طول ۱۰۰۰متر در غرب و ۱۴۰۰متر در شرق در سال ۱۳۸۷ آغاز شد، از بین رفتن قسمتی هایی از موج شکن در غازیان و تغییر شکل در قسمت های موج شکن انزلی گلایه بسیاری از شهروندان این شهر است.

هنوز بعد از چندین دهه خیابان پاسداران نه نور کافی دارد و نه اسفالت مناسب (یک سمتش را که اسفالت کردن در روزهای بارانی کم از قبل ندارد)و شهرک صادقیه ,پشت بازار کاسپین,نیمه شعبان همه و همه دارای مشکلاتی چون فاضلاب سطحی(به دلیل نداشتن کانال فاضلاب قسمتی از فاضلاب خانگی به کوچه ها منتقل میشود)است که نیاز به درایت شهرداری دارد.
بلا استفاده ماندن تصفیه فاضلاب انزلی همچنان جای شبهات بسیاری دارد که صرف هزینه های بسیار و بدون بهره برداری چه سودی برای مردم خواهد داشت.
نادیده گرفتن حجم بالای ورود فاضلاب به تالاب انزلی و ایجاد خسارت های جبران نشدنی حاصل بی کفایتی همه ارگان های ذیربط تالاب را به ورطه نابودی برده است
شاید اگر تالاب انزلی را اینگونه به حالش رها کنیم دیگر به جز چند تصویر و فیلم چیزی برای فرزندان این کشور برای نشان دادن باقی نماند.
مشکلات این شهر فراتر از این چند پاراگراف است شاید وقت آن رسیده مسئولین جز نامه و کاغذ بازی کاری عملی انجام بدهند.

مهندس مانی گلنازی

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

Anzali Free Zone

Shahin

۲۱ آذر ۱۳۹۱

دست شما درد نکنه آقای گلنازی متن خوب و بجایی بود. عکسها هم بی نظیر بود.

پاسخ

ندا

۲۱ آذر ۱۳۹۱

واقعا سرو ته انزلی رو هم چند کیلو متره.. اگه انزلی دست هر کشور دیگه ای بود میتونست یکی از زیباترین شهرای دنیا باشه . واسه همه کسایی که اینقد جو پشت میز نشینی گرفتتشونو کاملا بی خیالی طی می کنن متاسفم…

پاسخ

۲۱ آذر ۱۳۹۱

آقای گلنازی عالی بود.
واقعا متاسف شدیم از حال و روز این شهر.

پاسخ

۲۱ آذر ۱۳۹۱

سلام
ممنون که از عکس بنده با ذکر نام استفاده کردید.
امانتداری شما ستودنی است.

پاسخ

۲۱ آذر ۱۳۹۱

ممنون از توجه دوستان و ممنون از سایت خوب انزلی کلاب
ممنون از اینکه توجه میکنین
سعی میکنم به صورت منطقه ای انزلی رو در قالب چند تا مقاله مشکلات رو بررسی کنم
امیدوارم بتونم توجه مسئولین رو جلب کنم
با ارزوی موفقیت برای همتون

پاسخ

۲۱ آذر ۱۳۹۱

امان از مدیران ناکارآمد و نالایق .
یادمه چند سال پیش شهردار استانبول اومده بود انزلی ، با دیدن زیبائیها و جاذبه های این شهر ما ت و مبهوت شده بود و افسوس می خورد
البته اشکال به خود ما هم وارده ، اگه هی چپ و راست به مسئولین گیر بدیم و پیگیر طرحها و عمران شهری باشیم ، آقایون یخورده حواسشون رو بیشتر جمع می کنن .
آقا این مجسمه میدان مادر آماده نشده ؟؟!!

پاسخ

Shahin

Shahin پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۴۸:

مطمئنا مردم نقش تاثیر گذاری در توسعه یک شهر خواهند داشت و این مشارکت و فعالیت بیشتر مردم یک منطقه است که موجب پیشرفتش میشه. پس به نظر من خود مردم انزلی بی تاثیر نیستند.باید عینک بدبینی رو از چشممون برداریم، اگه همونقدر که به ملوان اهمیت میدیم به شهرمون اهمیت بدیم مطمئن باشید میشه آینده رو ساخت . راستی همه عکسها عالی بود آقا پیمان و آقای گلنازی دست شما درد نکنه.

سُهیلا صفوی زاده پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۰۶:

خیلی ممنون از نظراته شما انزلیچیهای عزیز .من ۲۷ ساله که در سوئد زندگی میکنم و به تازگی این صفحه را پیدا کردم.فقط میخام بگم که نظرات و فکرهای شما برای خدمات به شهر زیبای توریستیمون بی نظیره.همواره موفق و پیروز باشد.

۲۱ آذر ۱۳۹۱

سلام بر اهالی انزلی کلاب
از آقای گلنازی بابت این مقاله سپاسگزارم. به خصوص آن بخش فضاسازی دهه ۳۰ بسیار عالی و در عین حال حسرت برانگیز بود. عکس ها هم که زیبایی خاص خود را دارند.

خوشحالم که بعد از مدت ها جمع جوانی در این دیار در تکاپو هستند تا طرحی نو دراندازند.
باور کنیم که انزلی در کنار ورزش و … استعداد فرهنگی هم کم ندارد.
در راه بازیابی اعتلای این دیار خسته اما سربلند مانا باشید و ماندگار

پاسخ

۲۱ آذر ۱۳۹۱

راستی یادم رفت
حسین جان در کنار مجسمه میدان مادر از نماد میدان امام هادی (ع) هم که قرار بوده تعویض شود ، یادی کنیم جای دوری نمی رود.

پاسخ

Anzali Free Zone

Shahin

۲۱ آذر ۱۳۹۱

در ارتباط با پل قدیم غازیان واقعا به نکته خوبی اشاره کردید، راه اندازی یک بازارچه و واگذاری به خانواده های کم بضاعت شهر یا دانشجویان هنرمندان شهر و هزار جور طرح دیگه میشه برای زنده نگه داشتن این پل تاریخی انجام داد. وجب به وجب خاک انزلی گوهری گرانبهاست، توجه مسئولین شورای شهر و برنامه ریزی و تعریف سند چشم انداز میتونه شهر انزلی رو به توسعه پایدار برسونه.

پاسخ

لينا

۲۱ آذر ۱۳۹۱

خیلی ممنون به خاطر دلسوزیهاتون.شما حرف دل من و خانوادم رو زدید .من pedar bozorgam أهل انزلی بوده و از تمام أون روزهای خوب (١٣٣٠) برامون تعریف میکرد، و یا حتی مادر bozorgam به دلیل اینکه زمانی پدرش شهردار انزلی بوده و برای جشن هایی خاصى که در بلوار برای شنیدن موزیک زنده (در جایگاهه مخصوص موزیک أجرا میشده ) ،دعوت میشده ، تعریف میکرد. کاش میشد شکوه اون دوران انزلی رو دید . الان که فقط باید به حالش گریست .

پاسخ

فهیمه رستمی

۲۱ آذر ۱۳۹۱

با عرض سلام و خسته نباشید.
در صورت امکان مختصات دقیق جغرافیایی پل غازیان را قرار دهید. ممنون

پاسخ