شاعران گیلان در ضیافت شعر و شعور

  • 3 سال پیش
  • بدون ديدگاه

81499464-6263046

جمعی از شاعران گیلان در ضیافت شعر و موسیقی ‘ خورشید در خانه’ در انزلی گردهم آمدند تا از شعر بگویند و شعور جاری در آن ، و یادی کنند از مشفق کاشانی غزلسرای به حق پیوسته و گرامی بدارند حضور بهمن صالحی شاعر به نام گیلان زمین را .

 

محمد سلمانی ، اکبر اکسیر ، بهمن صالحی ، افشین علاء ، سید امیر فخر موسوی ، علی پور حسن ، قاسم پهلوان ، محمد بندری و اقدامی از جمله شاعرانی بودند که در این جمع فرهنگی حاضران را با شعرهای زیبای خود تحت تاثیر قرار دادند.

 

مطلع برنامه غزل زیبایی بود از محمد سلمانی که در تلاش است تا با شعرهایش رسم عاشقی را بین مردم جا بیندازد.

 

( ‘من از اقلیم بالایم’ مرا در خاطرت بسپار / تو را باید به یاد شعر مولانا بیندازم/ بیابان بود و ما بودیم و مقصد منزل لیلی / نیفتادم ز پا تا عقل را از پا بیندازم!/ تو ترکم کردی ومن همچنان در شهر خواهم ماند/

 

که رسم عاشقی را بین مردم جا بیندازم / تو را هرگز نخواهم یافت! اما باز ناچارم / که تور پاره را بر آبی دریا بیندازم).

 

پس از او اکبر اکسیر ، اکسیر شعر گیلان زمین با لهجه زیبای آذری، زبان طنز گشود و از زنبورهای عسلی خواند که دیابت گرفته اند ، از نوه های امروزی که به تب ‘ تبلت ‘ مبتلا گشته اند و طنزی در باب سیاست و سیاست بازان خواند با عنوان کارواش .

 

( امیر کبیر را اول شستند، بعد کشتند / ناصرالدین شاه را اوّل کشتند ، بعد شستند/حسنک را هم آویختند تا خشک شود/ پدرم خدابیامرز می گفت /سیاست مثل خاکبازی کودکان / هنر ظریف کثیف شدن و کثیف کردن است)

 

او در کنار شعرخوانی در سخنانی خطاب به جمع گفت : ما به دادخواهی رنج ماهی گیران ، تالاب و محیط زیستی که دارد نیست می شود در کنار دریای خزر به پابوس شعر و کلمه و کلام آمده ایم .

 

اما حسن ختام شعرخوانی اش شعر زیبایی برای جانبازان بود که اشک به چشم آنها که دلی حساس در سینه دارند نشاند .

 

( پدر همه را به یک چشم می دید /پا توی یک کفش می کرد و عوض خُر خُر ، خِس خِس می کرد ! / جنگ که تمام شد از پدر چیزی حدود هفتاد درصد باقی مانده بود / حالا که دیپلم گرفته ام می فهمم / ما صد در صد به پدر مدیونیم ، نه سی درصد !!)

 

اکسیر ، همچنین محمد کوچکپور عکاس خوب گیلانی حاضر در جمع را افتخار گیلان و انزلی خواند .

 

استاد بهمن صالحی غزلسرای مشهور گیلانی از باره رهوار شعرهایش گفت : ( با کهن شولای خود ، کز آن بی دردان مباد! / یک زمستان کرده ام طی زیر این رگبارها/ چون عقابم سفره از خورشید گستردند و بس/ بال ام از پیکان زهر آلوده دارد عارها/ ریشه در اعماق باغ خویش دارم، قرن هاست/ ورنه با من داشت برق نو بهاران کارها)

 

پس از آن افشین علاء برخاست و با یاداوری سیمین بهبهانی بانوی شعر ایران زمین و قیصر امین پور شاعر دردها تاکید کرد که باید بزرگواری را از نسل این شاعران آموخت.

 

علاء در ادامه از مشفق کاشانی گفت و در وصف او از شعر صائب مدد جست که چون سایهٴ مرغان جهان درسفرخاک آزار بـه مـوری نرساندیم و گذشتیم

 

/گرقسمت ما باده و گرخون جگر بود ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم).

 

وی با بیان خاطره درگذشت این شاعر خوب معاصر افزود : وداع او با جهان خاکی، مانند عروج یکی از اولیاء خداوند انگار یک فصل از تذکره الاولیاء بود .

 

علاء ،از مشفق کاشانی به عنوان یک شاعر متعهد انقلابی یاد و خاطرنشان کرد : شاعر انقلاب باید زبان به تحسین زیبایی های انقلاب و نکوهش کاستی ها بگشاید.

 

وی در ادامه شعری برای مشفق خواند و در غزلی خطاب به امام راحل سرود : ( از شکر و از شکایت ما بی خبرمباش / بسیار دلشکسته و بسیار دلخوشیم) .

 

علی پورحسن برنامه را با شعری آیینی خاتمه داد ( در آسمان چشم تو پرواز خوب است / گفتی رقیه جان بپر الله اکبر).

 

عصر شعر و موسیقی «خورشید در خانه» با اجرای گوشنواز موسیقی همراه بود.

 

این مراسم با حضور مدیرعامل سازمان منطقه آزاد انزلی ، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان و مدیرکل امور اجتماعی استانداری گیلان و جمع دیگری از فرهیختگان و فرهنگ دوستان این دیار همراه بود.

 

و شعر ،آرمان شهر شاعران و آغازی برای راههای نرفته است.
منبع: انزلی- ایرنا

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *