20140903_114043

بندرانزلی از قدیم هنرمندان بسیاری را در زمینه های مختلف داشته است که نام آنها همواره در سطح برتر کشور می درخشد و توانسته اند جایگاه مناسبی در هنر داشته باشند.

در نظر داریم از این پس در انزلی کلاب با انتشار مقاله های تخصصی که توسط هنرمندان مجرب و هنرمندان تحصیلکرده شهرمان تهیه می شود به ترویج هنرهایی بپردازیم که در حال فراموش شدن و یا انحراف مسیر هستند.

در اولین مقاله از آقای کامران گیلان نژاد که متخصص در زمینه تئاتر، با سابقه کار در رادیو و تلوزیون هستند درخواست کردیم  مقاله ای را برای علاقمندان تهیه کنند که در ادامه آن را مطالعه خواهید نمود.

رئالیسم جادویی

رئالیسم جادویی که معادل انگلیسی آن Majic realism می‌باشد، مکتبی ادبی است که در قرن اخیر مورد توجه گروهی از نویسندگان واقع شده است. برای درک بهتر این اصطلاح بهتر آن است که نخست توضیح مختصری درباره مکتب رئالیسم داده شود. رئالیسم مکتبی است که در آن آثار هنری بر مبنای واقعیت‌های اجتماعی آفریده می‌شوند و هنرمند بدون دخالت سلیقه و قضاوت‌های شخصی، به عنوان یک راوی آینه‌ای از اجتماع خود را در قالب داستان در برابر دید مخاطب قرار می‌دهد. در این مکتب، تخیّل جایی ندارد و تمام سعی نویسنده بر آن است که اثری کاملاً واقعی ارائه نماید.

اما، نوع دیگری از رئالیسم وجود دارد که بیشتر در کشورهای جهان سوم رایج است و اصولاً به نام کشورهای آمریکای لاتین شناخته می‌شود، که «رئالیسم‌جادویی» نام دارد؛ که از یک سو با بیان حقایق و واقعیت‌های جامعه با مکتب رئالیسم پیوند دارد و از سوی دیگر با به‌ کارگیری برخی از عناصر، به قصه‌ها و داستان‌های عامیانه و اسطوره‌ای نزدیک می‌شود.

«رئالیسم جادویی در قصه بدین معناست که همه عناصر داستان طبیعی است و تنها یک عنصر جادویی و غیر طبیعی در بافت قصه وجود دارد. »http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn1″>[1]

می‌توان گفت که رئالیسم جادویی محصول رویارویی تمدن غرب و سنت‌های کشورهای جهان سوم است. پیش از آنکه اروپاییان، کشورهای امریکای لاتین را مستعمره خود کنند. مردم این مناطق که فاصله زیادی با تمدن و فرهنگ غرب داشتند، در سایه عادات، افکار و عقاید خود روزگار می‌گذراندند. آنچه که از نظر انسان متمدن امروز، خرافات به نظر می‌رسد، بخش عمده‌ای از زندگی مردم این مناطق را تشکیل می‌داد. آنها به شدت به اجرای مناسک مذهبی و آداب و رسوم خود پای‌بند بودند و اسطوره‌ها را بسیار بهتر از مردم سرزمین‌های مترقی درک می‌کردند. با حضور اروپاییان در این کشورها و ورود صنعت و فرهنگ غرب به آنجا مردم این کشورها در تضاد بین سنت و تجدد گرفتار آمدند. این تضاد در آثار هنری به ویژه ادبیات نیز تاثیرگذار بود.

در این بین، نویسندگانی ظهور کردند که با نوشتن رمان‌های واقع‌گرا سعی در نشان دادن مشکلات اجتماعی در فرهنگ زمان خود داشتند. آنها که متوجه سیطره فرهنگ غرب و از خودبیگانگی هم وطنان خود شده بودند، می‌کوشیدند به نوعی آنها را متوجه خطای خود نمایند. از این رو، با به کارگیری فرهنگ غنی و سرشار از رمز و راز کشورشان، نوعی بازگشت به خود را در میان مردم ترویج نمودند. http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn2″>[2]

بر همین اساس، رمان‌های این نویسندگان در عین واقع‌گرایی و واقع‌نمایی دارای عناصری شگفت انگیز است که ریشه در اسطوره‌ها و عقاید خاص مردم دارد. این عناصر شگفت‌انگیز این گونه رمان‌ها را از رمان‌های رئالیستی جدا می‌کند. نویسنده رمان رئالیسم جادویی عنصر شگفت‌آور را آنقدر طبیعی و عادی در اثر خود جای می‌دهد که نیازی به شرح و تفسیر آن نمی‌بیند. از نظر او باید مخاطب این عناصر غیر واقعی را مثل سایر عناصر داستان درک کند و مشکلی در فهم آن نداشته باشد.

تکیه اصلی رئالیسم جادویی بر تخیّل است، اسطوره‌ها، رمز و رازها و خرافات مردم بومی قلمرو مناسبی برای فعالیت تخیل است و از آنجا که کشورهای امریکایی لاتین هنوز ارتباط تنگاتنگی با عوامل ذکر شده‌اند، از این رو نویسندگان این کشورها مواد اولیه مناسبی برای خلق چنین آثاری در دست دارند.

همان گونه که گفته شد، نویسندگان رئالیسم جادویی بر عامل شگفتی تأکید بسیاری دارند و می‌کوشند تا مخاطب خود را هر چه بیشتر شگفت‌زده نمایند. آنها برای رسیدن به این منظور از تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند. یکی از این روش‌ها استفاده از عنصر غلو و مبالغه است که البته نوشتن مطلب غلو‌آمیزی که در عین حال قابل باور هم باشد به مهارت زیادی نیاز دارد. روش دیگر آن است که نویسنده یک رویداد یا عوامل غیرواقعی را با استفاده از شیوه‌های علمی به شکل دقیق و جزئی توضیح می‌دهد، به گونه‌ای که گاهی مخاطب فراموش می‌کند که این رویداد غیرواقعی است.

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn3″>[3]

نخستین کسی که اصطلاح رئالیسم جادویی را به کار برد، آنحو کارپن‌تی‌یر، نویسنده کوبایی بود که آن را در مقدمه کتاب خود، «حکومت این جهان» (۱۹۴۹م.) به کار برد.

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn4″>[4]

از دیگر نویسندگانی که از کشورهای آمریکایی لاتین سر برآوردند و رئالیسم جادویی را توسعه دادند به این افراد می‌توان اشاره کرد: میکل آنخل آستوریاس (migvel angel astvrias) از گواتمالا؛ کارلوس فوئنتس (carlos fuentes) از مکزیک؛ خورخه ماریا آرگوئه‌داس از پرو و مشهورتر از همه گابریل گارسیامارکز (Gabriel Garcia marqves) از کلمبیا که رمان «صد سال تنهایی» او بهترین معرف این گونه آثار است. او با بهره‌گیری از آثار نویسندگان پیش از خود، اثری آفرید که تا به امروز فصل ختام آثار رئالیسم جادویی بوده است.

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn5″>[5]

درونمایه اصلی آثار رئالیسم‌ جادویی بیشتر خشونت‌های سیاسی، فقر، ظلم و دیکتاتوری، تبعیض نژادی و جست‌وجوی هویت ملی است.

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn6″>[6]

از نمونه‌های فارسی رمان‌های رئالیسم جادویی می‌توان به «عزاداران بیل» نوشته غلامحسین ساعدی؛ «روزگار دوزخی «آقای ایاز»، «آواز کشتگان» و «رازهای سرزمین من» آثار رضا براهنی؛ «اهل غرق» نوشته منیرو روانی‌پور؛ و «روزگار سپری شد، مردم سالخورده» نوشته محمود دولت آبادی اشاره کرد.

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftn7″>[7]

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref1″>[1] . فرزاد، عبدالحسین؛ درباره نقد ادبی، تهران، قطره، ۱۳۸۱، چاپ چهارم، ص ۲۴۰٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref2″>[2] .نک: سید حسینی، رضا؛ مکتب‌های ادبی، تهران، نگاه، ۱۳۸۴، چاپ سیزدهم، جلد اول،‌ص ۳۱۸٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref3″>[3] . نک: پژمان، عباس؛ مقاله «بحثی پیرامون رئالیسم جادویی» روزنامه اعتماد، ۲۱/۳/۸۵ ، ص ۵٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref4″>[4] .نک: انوشه، حسن (به سرپرستی)؛‌ فرهنگنامه ادبی فارسی (دانشنامه ادب فارسی۲)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۶، چاپ اول، ص ۶۱۶٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref5″>[5] . نک: مکتب‌های ادبی، پیشین، ص ۳۱۸٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref6″>[6] .نک: کوفون، کلود؛ از فراسوی آینه‌ها، ترجمه پرندوش توسلی، تهران، آبی، ۱۳۸۱، ص ۱۰٫

http://web.archive.org/web/20110706104135/http:/enlil.blogfa.com/post-305.aspx#_ftnref7″>[7] . نک: دانشنامه ادب فارسی۲، پیشین، ص ۶۱۶

 

” رئالیسم جادویی” سبکی پیچیده است که با وهم و جادو سرو کار دارد . وهم و جادو آن گونه که گاهی در آن حتی ته رنگی از اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم نیز دیده می شود . نمونه این ویژگی را می توان در آثار نویسنده ای چون نغمه ثمینی و به خصوص درنمایش ” خواب در فنجان خالی ” وی یافت . در آن جا پیرزنی ، با گذشت ایام ، رو به جوان شدن می گذاشت.

در پی اظهار نظر مسعود طیبی کارگردان نمایش “کاکتوس” درباره نقد این نمایش که توسط صبا رادمان منتقد سایت نوشته شد، صبا رادمان توضیحی بر این اظهار نظر نوشته است که می‌خوانید:

به نظر می رسد نگارش نقد نمایش ” کاکتوس” با نام ” رئالیسمی نه چندان جادویی” که درپایگاه اطلاع رسانی تخصصی “ایران تئاتر” منتشر شده ، با واکنش تدافعی کارگردان جوان آن نمایش جناب آقای ” مسعود طیبی ” روبرو شده است تا آن جا که با ارسال نامه ای به آن پایگاه اطلاع رسانی ، مدعی شده که نمایش های اکبر رادی ، نمایش نامه نویس نامدار فقید کشورمان به شیوه رئالیسم جادویی نوشته شده است.
به همین سبب از آ ن جا که متن توضیح آن کارگردان با تعاریف بین المللی سبک ها و مکتب های هنری مغایر است و احتمال سردرگمی و اشتباه را در مخاطب دانش پژوه این سایت تخصصی به وجود می آورد؛ بر خود لازم می دانم تا به ارائه تعریف صحیح این سبک هنری بپردازم:
مدخل رئالیسم جادویی (magical realism) در دایره المعارف بریتانیکا که یکی از معتبرترین منابع دانشنامه ای جهان به شمار می رود در شرح این اصطلاح آورده است :
یک پدیده ادبی آمریکای لاتینی که در حقیقت با پیوند بین نشانه های خیالی (fantastic) یا افسانه ای (mythical) با قصه رئالیستی شناخته می شود .
این اصطلاح نخستین بار در ادبیات در دهه ۱۹۴۰ توسط رمان نویس کوبایی “الجو کارپنتر” (Alejo Carpentier) به کار رفته است که به عنوان استعدادی در زمینه داستانگویی معاصر سرزمینش به خوبی یک رمان نویس معاصر به توضیح جهان خاکی با معانی افسانه ای شناخته می شود .
نویسندگان برجسته این شیوه شامل گابریل گارسیا مارکز ، جورج آماندو ، خورخه لوئیس بورخس ، میگوئل انجل آستوریاس ، جولیو کورتازار و ایزابل آلنده هستند.
این اصطلاح در مورد توصیف ادبیات و هنر خارج از آمریکای لاتین نیز به همان خوبی به کار می رود .
هم چنین در کتاب Glossary of Literary Terms A نوشته Abrams, M.H. در صفحات ۱۹۵ تا ۲۶۱ درباره رئالیسم جادویی شرح کاملی ارائه شده است .
استفاده از این منبع می آموزد که :
نویسندگان رئالیسم جادویی شیوه های گوناگون یا جلوه های ویژه ای برای ایجاد فضای ویژه آثارشان و ایجاد وحدت و باور پذیری آن به کار می برند.
اگرچه بسیاری از این تمهیدات در آثار نویسندگانی با سابقه های متفاوت به شکلی یکسان جلوه می کند ، این ممکن است که آنها را به عنوان شرایطی که یک اثر را به رئالیسم جادویی مرتبط می کند ، باز شناخت . هرچند که ممکن است برخی از این تمهیدات در آثار نویسندگانی که ربطی به رئالیسم جادویی ندارند نیز به کار رفته و مولفان جوان و کم تجربه را به اشتباه بیندازد.
۱-در رئالیسم جادویی ، کاربرد افسانه ها ، اسطوره ها ، داستان های سحر آمیز ، رسم های فولکلوریک ، جادو ، ایهام ، طالع بینی و اساطیر به شدت دیده می شود .
۲- نشانه های تجربه های انسانی در این شیوه به شکل معمول بیانگر رویا ، تصور ، ادراک
، احساسات ، ناخود آگاه و غیر مادیات است .
۳-نشانه های خیالی ( fantastic ) که ممکن است ، به طور حسی “منطقی ” شمرده شوند اما به ندرت توضیحی می توان برایشان یافت همانند پرواز ملحفه ها از رختشویخانه در رمان معروف صدسال تنهایی .
۴-شخصیت ها به جای منطق و یا نشانه های منطقی ، کاملا پذیرای عنصر جادویی هستند.
۵-معکوس کردن و جابجا کردن دال و مدلول و درهم ریختگی زمان، آن چنان که یک شخصیت ممکن است پیش از وقوع تراژدی رنج بکشد.
۶-پیوند زدن با افسانه یا فولکلور
۷-ارایه رخدادهایی از چشم اندازهای متعدد ، همچون باورها و ناباوری ها به شکل همزمان
۸-ایجاد تردید در مخاطب که نمی داند باید شرح جادویی یا واقعی ، داستان را بپذیرد.
۹-و در پایان شاید اصلی ترین ویژگی این سبک ، یعنی در هم تنیده شدن عناصر غیر قابل تصور و تخیلی در بافتی رئالیستی و معقول است به طوری که ظاهر امر واقعی و ممکن جلوه کند. نوعی واقعیت ملموس و منطقی و عینی در واقعیت جادویی ، واقعیتی مبتنی بررویا و وهم.

براساس این تعاریف بین المللی ” رئالیسم جادویی” سبکی پیچیده است که با وهم و جادو سرو کار دارد . وهم و جادو آن گونه که گاهی در آن حتی ته رنگی از اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم نیز دیده می شود . نمونه این ویژگی را می توان در آثار نویسنده ای چون نغمه ثمینی و به خصوص درنمایش ” خواب در فنجان خالی ” وی یافت . در آن جا پیرزنی ، با گذشت ایام ، رو به جوان شدن می گذاشت. زمان او به گذشته باز می گشت اما زمان مابقی اهالی خانه به جلو می رفت ( یعنی همان عنصر در هم ریختگی زمان و جادو). در آن نمایش ، شخصیت‌ها ، جملگی ، خویش را از یاد برده‌ بودند گویی همچون آئین بودایی، این روح گذشتگان بود که در غالب‌های جدید، پا بر عرصه زمین گذاشته‌ بود ( یعنی عنصر رویا و غیر مادیات ) و سوم جابه جایی شخصیت ها به گونه ای که مهتاب به جای ماهرخ ، فرامرز به جای فرامرز خان و فرناز به جای ماه لیلی قرار می گرفتند و این یعنی همان معکوس کردن و جابجا کردن دال و مدلول و درهم ریختگی زمان، آن چنان که یک شخصیت ممکن است پیش از وقوع تراژدی رنج بکشد . چنان که می دیدیم آغا عمه یا همان لیلی در ابتدای داستان در حال زجر کشیدن بود حال آن که هنوز اتفاق برایش نیفتاده بود و این ها گزیده ای از نشانه های رئالیسم جادویی ای بود که در ساختار پیچیده نمایش ” خواب در فنجان خالی ” به کارگردانی ” کیومرث مرادی ” اتفاق می افتاد . حال آن که شواهد و نشانه های نمایش ” کاکتوس” اثر استاد اکبر رادی به کارگردانی ” مسعود طیبی ” نه تنها هیچ یک از این نشانه ها را با خود همراه ندارد بلکه ویژگی های مشخص وبرجسته ای دارد که اثر را به سوی” رئالیسم” و نه “رئالیسم جادویی ” هدایت می کند .
در کتاب ” دائره المعارف هنر” نوشته ” روئین پاکباز” صفحه ۲۷۷ درباره ویژگی رئالیسم نوشته است :
رئالیسم را در آثاری می توان بازشناخت که هنرمند از سطح ظواهر عینی فراتر رفته ، حقایقی را از روابط گوناگون و پویای انسان ها با یکدیگر و محیطشان را بیان می کند ؛ و به طور کلی با مسئله ” انسان چیست و چه می تواند بشود ” درگیر می شود . واقع گرایی یا همان رئالیسم بر تفسیر همه جانبه زندگی اجتماعی و تجسم دقیق سیمای زمانه تاکید می کند.
و این همان ویژگی هایی است که در نمایش ” کاکتوس ” رخ داده است . به این معنی که در این نمایش ، ما شاهد مشکلات و معضلات یک زندگی خانوادگی هستیم که به دلیل همان تجسم دقیق سیمای زمانه بدون ارایه فضای فانتزی و خیالی در ساختار اثر نمایشی، از درون پاشیده است . زن و شوهری که با هم سازش ندارند و مردی که از ولخرجی های بیش از اندازه و کج خلقی های همسرش به ستوه آمده و به دفتر دوست نویسنده اش رفته و مشکلات زندگیش را برای او تعریف می کند و ما در حین تعریف ، آمد و شدهای تصویری از اتفاقات بیان شده را می بینیم که یکی از تدبیرهای بسیار ساده است برای فرار از یکنواخت شدن و حرف زدن های تمام نشدنی دو شخصیت نمایش که ارتباطی با رئالیسم جادویی ندارد. در این جا تاکید نویسنده برهمان مسئله ” انسان چیست و چه می تواند بشود ” است ؟ سوالی که در تمام طول نمایش با آ ن مواجهیم . ازدوست نویسنده گرفته که تنها زندگی را درون سطرهای اثرش می شناسد و مباحثه وحتی شعارهای اجتماعی را مختص دانشجویان بی تجربه و جوانان خامی می داند که مانند او در شهرت و پول غرق نشده و دلشان برای مردم و کشور و آزادی و …می تپد تا جراحی که یکنواختی زندگی او را به ستوه و دلش برای جامعه و شعارهای گذشته اش تنگ شده و یا زنی که تمامی وجوه انسانی خود را از یاد برده و هم چون یک عروسک ، زندگی را تنها در آرایشگاه و مزون و … می بیند. مرحوم “رادی” در این جا این سوال را با صدای بلند ، مشخص و مستقیم فریاد می زند تا همه بفهمند که ” انسان چیست و چه می تواند بشود “؟
و حال در چنین شرایطی چگونه می توان فکر کرد که نمایش کاکتوس یک نمایش رویایی و فانتزی است و استفاده از نور آبی و نوشیدن نوشابه و زنگ تلفن و … نمادهای عینی است از یک دنیای جادویی و افسانه ای ؟ !
دنیایی که در آن، هیچ چیزش واقعیت ندارد و همه چیز تنها یک خیال است ؟ دنیایی که در آن شخصیت ها به جای منطق و یا نشانه های منطقی ، به تمامی پذیرای عنصر جادو هستند و نگاه عمیق اجتماعی و حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسان ها با یکدیگر و محیطشان ، تنها در فضایی خیالی و جادویی روایت می شود ؟ دنیایی که هنرمند در آن از سطح ظواهر عینی فراتر نرفته و به جای جراحی غده های چرکی جامعه ( همان گونه که خود مرحوم رادی می گفت) به دنیایی سراسر خیالی و سحرآمیز ومبتنی بر وهم و رویا پرداخته است ؟

گردآوری :کامران گیلان نژاد

www.teatreman.blogfa.com

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

صادق صیاد

امیر

۱۴ فروردین ۱۳۹۴

ممنون از کامران گیلانژاد مرد هنرمند انزلیچی

پاسخ

majid

MajiD

۱۴ فروردین ۱۳۹۴

:heart:

پاسخ

مرتضى از کيش

۱۴ فروردین ۱۳۹۴

با تشکر از کامران گیلان نژاد بابت این متن زیبا و مفید, خواهشمندم اگر مطلبى از معرفیه نویسندگان خارجى مثل بکت هم دارن بزارن, ممنون.

پاسخ