DSC_0068

صبح یک روز پاییزی در دهکده ساحلی بندرانزلی به دیدارش رفتیم، بعد از ورود به منزلش هیچ چیز بیشتر از عکسها و مجلات قدیمی توجهم را به خود جلب نکرد، گویی وارد موزه ی تاریخ ورزش بندرانزلی شده باشی. مثل همیشه لبخند بر لب داشت و خاطرات شیرین گذشته را بازگو می کرد، آلبوم قدیمی خود را آورد و گفت تا نگاهی به آلبوم بیاندازید من یک چای دبش بیاورم.

در میان عکسها چهره ی یک نوجوان چغر توجه ام را جلب کرد، خودش بود، سهراب وکیل منفرد اسطوره بوکس بندرانزلی، وقتی در مورد عکس از او پرسیدیم گفت: یادش بخیر، اینجا چهارده و نیم سال داشتم و یک اتفاق جالب برایم افتاد که هر گز آن را فراموش نمی کنم و همین شد سرآغاز روایتی خواندنی از اولین مدال آور جهانی تاریخ بوکس ایران که در دوران مربیگری اش در آلمان نیز این داستان مورد توجه رسانه های آلمانی نیز واقع گردیده بود.

داستانی که بیشتر شبیه آن را در فیلمها دیده بودم، داستانی جالب و شنیدنی از ماجرای اوعجوبه نوجوان بوکس انزلی که با گریه توانست تهران را فتح کند.

سهراب وکیل منفرد: از کودکی با برادر بزرگم نصرت و مرحوم حسین اقماض بوکس تمرین می کردیم و این دو نفر بوکس را به من آموزش می دادند، چهارده سالم بود که در مسابقات باشگاهی حضور یافتم و در مسابقات رسمی شرکت نکرده بودم، یک روز اداره تربیت بدنی یک لیست از اسامی کسانی که می توانستند در مسابقات انتخابی تیم ملی شرکت کنند به انزلی فرستاد و نام من هم در این لیست بود، خیلی خوشحال شده بودم، انگار دنیا را به من داده بودند، اما برادر بزرگم (خسرو) گفت تو فقط چهارده و نیم سال سن داری و اگر به این مسابقات بروی بوکسرها شوخی ندارند و احتمال دارد تو را بکشند.

بعد از مخالفت برادرم شروع کردم به گریه کردن، آن زمان اجازه نداشتیم روی حرف بزرگترمان حرف بزنیم و چاره ای جز گریه کردن نداشتم، نفرات منتخب انزلی راهی تهران شدند و مرا نبردند، فردای آن روز وقتی از خواب بیدار شدم باز هم شروع به گریه کردم و پدرم (عزیز وکیل منفرد) صدایم را شنید و گفت چه شده؟ گفتم می خواهم به مسابقات بوکس بزرگسالان بروم اما داداش خسرو اجازه نمی دهد، پدرم خسرو را صدا کرد و گفت چرا نمی گذاری برود؟ او به بوکس علاقه دارد پس بگذار برود مسابقه دهد، برادرم گفت پس به شرطی می گذارم مسابقه بدهی که کنار رینگ بمانم و اگر احساس خطر کردم تو را از رینگ خارج کنم.

خودش مرا به تهران برد و برای وزن کشی به سالن بوکس رفتم، اما آنها شناسنامه مرا دیدند و گفتند تو زیر پانزده سال هستی و اجازه نداری در مسابقات بزرگسالان شرکت کنی، من در گوشه ای از سالن نشستم و باز هم شروع به گریه کردم، ورزشکاران و مردمی که آنجا بودند دور من جمع شدند، در همین زمان آقای پطروس نظربیگیان و آقای امیر علایی که نائب رییس و رییس بوکس ایران بودند شلوغی را دیدند و آمدند بالای سر من و وقتی ماجرا را فهمیدند آقای نظربیگیان گفت به مسئولیت من اجازه دهید در مسابقات شرکت کند.

شب اول مسابقات برای انزلیچی ها بد بود و همه باختند و حذف شدند اما من حریفم را شکست دادم و باید شب بعد هم مسابقه می دادم، اما تیم انزلی باید برمیگشت و برادرم گفت تو نمی توانی به تنهایی اینجا بمانی و باید با تیم برگردی، اینجا بود که باز هم گریه های من شروع شد و برادرم دلش برای من سوخت و به برادرم نصرت و اغماض و بربری نفری بیست ریال پول داد که کنار من بمانند تا شب بعد که باختم مرا همراه خودشان به انزلی ببرند.

شب دوم هم حریف خود را بردم تا خرج برادرم زیاد شود و مجبور شد به هر کدام دو تومان دیگر هم بدهد و این داستان چهار شب ادامه پیدا کرد تا به فینال رسیدم، تهرانی ها طرفدار من شده بودند و مرا تشویق می کردند و برایشان جالب بود که یک بچه همه قهرمانان بوکس را شکست می دهد.

در فینال باید مقابل حسین برقشی قهرمان چندین ساله بوکس تیم ملی و دارنده مدال برنز آسیا قرار می گرفتم که ۱۲ سال از من بزرگتر بود، آن زمان بوکسرها از برقشی خیلی می ترسیدند و واقعا کارش عالی بود، برادرم خسرو نیز که از این موضوع نگران بود، گفت برقشی به تو رحم نمی کند و خطر مرگ تو را تهدید می کند و نباید به رینگ بروی، من باز هم شروع به گریه کردم و واقعا ناراحت بودم، وقتی داشتم گریه می کردم ناگهان پطروس نظربیگیان مرا دید و گفت دیگر چرا گریه می کنی؟ تو که فینالیست شدی، گفتم برادرم اجازه نمی دهد مسابقه دهم، او از برادرم خواست اجازه بدهد در فینال حضور یابم و برادرم گفت تنها به شرطی اجازه می دهم که کنار رینگ بمانم و اگر احساس خطر کردم حوله ای را به رینگ بیاندازم و مسابقه تمام شود.

مسابقه فینال شروع شد و تمام توجه من به حوله سفید رنگی که در دست برادرم بود معطوف بود، ترس آنکه خسرو حوله را به درون رینگ بیاندازد باعث شد من قبل از اعلام داور به برقشی حمله کنم، که داور مرا متوقف کرد و گفت چه خبرت است من هنوز آغاز رقابت را اعلام نکرده ام، راستش می ترسیدم مشتهای اول را بخورم و برادرم حوله را پرت کند به همین دلیل به برقشی امان ندادم و  ترس انداختن حوله به درون رینگ باعث شد تا در سه راند متوالی او را شکست دهم تا فردای آن روز روزنامه ها از شگفتی در مسابقات بنویسند و به من لقب ستاره مسابقات را دادند و برای اولین بار یک بوکسر زیر ۱۵ سال به عضویت تیم ملی بزرگسالان در آمد که تا به امروز نیز رکورد جوانترین عضو تیم ملی بوکس متعلق به من است.

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

علیرضا اسدی

۴ آذر ۱۳۹۳

باید از تجارب پیشکسوتان عزیز در پیشبرد مسائل کلان ورزشی سود جست

پاسخ

لیلا

۴ آذر ۱۳۹۳

باتشکر از انزلی کلاب عزیز بابت تهیه این خاطره بسیار زیبا و پرافتخار شهر عزیزمان.
سهراب خان بزرگی شما پیوسته در خاطره شهرمان ماندگار است . :rose:

پاسخ

آبای بندر

۴ آذر ۱۳۹۳

:yes: :yes: :yes:

پاسخ

mehrbanoo

۴ آذر ۱۳۹۳

تاریخ زیبای انزلی را با دلاور مردیهایتان مزین تر نمودید.پایدارباشید پهلوان :yes:

پاسخ

Shahin

۴ آذر ۱۳۹۳

به خدا تیم بوکس انزلی رو بسپرن به چندتا از این پیشکسوتها و ازشون حمایت کنن بوکس انزلی دوباره قطب ایران میشه.

پاسخ

مهربانو پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۱۰:

:yes: :yes: :yes:

هاشم خان

۴ آذر ۱۳۹۳

درود برا نزلی جی ها یبا غیرت که بی اداعا یند خدا رحمت کند بانی باشگاه گیو مرحوم غزیز وکیل منفرد و پیشکسوتان بوکس شهر مان ایرج سلامی کهن – فریدون فرزین (پیرریش سفید ) – حسین اغماض وووو

پاسخ

majid

majid

۴ آذر ۱۳۹۳

روح مرحوم عزیز وکیل منفرد شاد که همه بچه های محله چاپی کوچه رو به ورزش سوق میداد.سعید سالار زاده تو فوتبال و کلی بوکسر و کشتی گیر دیگه که از چاپی کوچه و محله باشگاه گیو ملی وجهانی شدن نتیجه تاثیر فرهنگی باشگاه گیو و خونواده ورزشی وکیل منفرده.روح مرحوم حسین اغماض،مظفرمسافری و کیومرث وکیل منفرد هم شاد باشه.
بوکس انزلی پتانسیل جهانی شدن رو داره.ولی تبلیغات و انگیزه های جذب جوونا به بوکس نسبت به دوران طلایی بوکس انزلی خیلی کم شده.

پاسخ

گیلک پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰:

:yes: :yes: :yes:

كوروش وكيل منفرد

۴ آذر ۱۳۹۳

با تشکر از همه زحمتکشان سایت انزلی کلاب بابت تهیه گزارش وآشنا نمودن جوانان خوب شهرمان با مدال آوران قدیمی بوکس انزلی

پاسخ

sinaclub

sinaclub

۴ آذر ۱۳۹۳

باید از این اسطوره ها استفاده کرد تا دوباره شاهد اسطوره باشیم،ولى انزلى همه چیزش تغییر کرده،انزلى تو اون زمانهایى که هیچ جا آباد نبود پل متحرک داشت ، موزیک جیکا داشت ، روزنامه داشت، باشگاه ورزشى داشت،فرودگاه داشت،دریاى سالم داشت، تالاب زیبا و تمیز داشت،قطار داشت،انزلى پر از اسطوره هاى ورزشى و علمى و هنرى و فرهنگى بود اما الان انزلى پر از مسئوله مسئول بى لیاقت مسئول بى سواد مسئول بى درایت ،مسئولى که هیچ چیز به این شهر اضافه نکرده بلکه خون این شهر رو مکیده و شهر رو دارند نابود می کنند،
کاش در دوران قدیم زندگى میکردیم

پاسخ

مهربانو پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۰:

سیناجان دردوران قدیم که نمیتونیم زندگی کنیم ولی اگه اراده کنیم شر مسئولان بد وبه خودشون برمیگردونیم مگه مسئولان کی هستند یک عده مردم که از دل همین مردم عادی اومدن بیرون از کره دیگر که عزیمت نکرده اند مسئول بد بره مسئولیت خونه خودشو به عهده بگیره ما باید با کمک هم شهرمون واز این بحران نجات بدیم البته به قول شاهین عزیز مسئله ملوان الان بحرانی ترین مسئله است که همه باید عزممان را جزم کنیم.

majid پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۱:

:yes: :yes:

sinaclub

sinaclub پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۱۳:

بله ما میتونیم .البته قبلاً هم گفتم که ما مردم ضعیفیم که اینها شدن مسئول ما

sari

۴ آذر ۱۳۹۳

آفرین به چنین خانواده ها.
ای کاش پهلوانان و (بزرگان وپیشکسوتهای با تعصب و پاک و سالم شهر ما .انزلی را هم همانند میدان و گود قهرمانی بدانند .زیرا اگر اینچنین عمل نمائیم همه مشکل انزلی به صفر خواهد رسید و پای خائنین را از گود پهلوان قطع خواهیم کرد. غریب

پاسخ

جوانان متحد انزلی چی

انزلی شهر آدمهای با غیرت
خدا را شکر میکنم که مرا انزلی چی آفرید :rose:

پاسخ

sari

۴ آذر ۱۳۹۳

ببخشید گاهگاهی در نوشتن زیاده روی می نمایم .به بزرگی تان وبخاطز عشق به شهر واستان ما راببخشید…..
رمز نا موفقیت ما انزلی چی ها وهمچنین نرسیدن به احداف های بزرگ ومفید وموثر انسانهای پاک وسالم شیر پاک خورده شهر ما انزلی . تابه حدی به این چند مورد بستگی دارد .
۱-نداشتن اتحاد ۲-محفوظ به حیا بودن ۳- درک وشعور وعلم بالا ۴-نداشتن جسارت وشهامت ودر نظر گرفتن وتوجه نمودن به همه جوانب خوب وبد .
مثال …
یک انسان نادرست وبد وبا نیت های بد.درصدریسک اش آنقدر بالاست که به هیچ چیزی فکر نمی کند جزبه خویش وهمچنین ورسیدن به احدافهای شوم اش.زیرا هیچ احساسی ندارد تا برای دیگران دل بسوزانند .ولی انسانهای پاک به همه جوانب می اندیشند.
مثال دیگر
همه ما بارها افراد واشخاصی را مشاهده کرده ایم که دست به ریسک بالایی دارند وبه هیچ چیزی فکر نمی کنند جز با انجام کار وحدفی که در سر دارند ویا به مسمم شدن به انجام کاری..که با آن مواجه هستند. مثال افرادی که گواهی نامه ندارند ورانندگی هم واردنیستند و لی بدون در نظر گرفتن همه جوانب وبدن ترس .با شهامت وبا جسارت سوار ماشین می شوند ویا عده تعمیر ات وارد نیستند دست به ریسک ودست به عمل می شوند ویا تبابت بلد نیستند دست به ریسک می گردنندوووو
پس بهتر است برای پیشرفت وموفقیت جامعه وحتی خودما .اول انسانیت ودوم ریسک را دستور کار خود قرار دهیم. ……….قربانتان غریب

پاسخ

majid پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۲:

:yes:

كوروش وكيل منفرد

۴ آذر ۱۳۹۳

سینا جان پدر برزگم عزیز وکیل منفرد به عنوان پدر ورزش گیلان و بندر انزلی بود. خدمات ارزنده وی به ورزش ایران باعث شده تا از وی بعنوان پدر ورزش ایران نیز نام برده شودو یکی از ده چهره برتر تاریخ ورزش ایران محسوب شود، عزیز وکیل منفرد تمام پاداش خود از قهرمانی اش در سال ۱۳۱۹ دو ماراتن ایران را صرف خرید زمینی چند هزار متری کرد تا باشگاه ورزشی گیو بندر انزلی را تاسیس کند تا جوانان گیلان و بندر انزلی بدون پرداخت ریالی حق عضویت بتوانند از آن استفاده کنند
او موسس اولین باشگاه ورزشی در گیلان و سومین باشگاه ورزشی در ایران است . اولین دونده ماراتن ایران و دارنده مدال قهرمانی کشور در یکهزار و پانصد متر ، سه هزار متر و ده هزار متر بوداو قهرمان اولین مسابقه دو مارتن در سال ۱۳۱۹ می‌باشد. این مسابقه در مسیر جاده مخصوص کرج تا سر چهار راه ولیعصر تهران برگزار گردید. نکته جالب اینجاست که در آن زمان کسی اطلاعات دقیقی از مسافت دقیق دو ماراتن نداشت به همین دلیل دوندگان به جای ۴۲ کیلومتر ۵۶ کیلومتر دویدند . وی رکورددار دوی ماراتن کشور و صاحب عناوین متعدد آسیایی و جهانی بود، رکورد پنج هزار متر را با زمان ۴۷/۱۶ دقیقه سال‌ها پا برجا بود وی بنیانگذار باشگاه گیو بندر انزلی نیز می‌باشد، که در رشته‌هایی نظیر فوتبال فعالیت داشت وی قهرمانان فراوانی از زادگاهش به ایران و حتی آسیا شناسانده، همچنین در برپایی تیم فوتبال ملوان چهره ماندگاری از خود به جای گذاشته است
برخی از عناوین قهرمانی پدربزگم
• قهرمان اولین دوره مسابقات دو مارتن در ایران در سال ۱۳۱۹
• قهرمانی کشور در دو یکهزار و پانصد متر
• قهرمانی کشور در دو سه هزار متر
• قهرمانی کشور در دو ده هزار متر
• تاسیس باشگاه گیو بندر انزلی
• تاسیس اولین نشریه ورزشی ایران
ولی مسئولین این شهر حتی یک خیابان ویا یک میدان رو به اسم پدربزرگم ثبت نکردند !!!

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸:

کوروش عزیز خدا پدربزرگتون رو رحمت کنه، پهلوان وکیل منفرد نقش بسزایی در جایگاه امروز انزلی در ورزش کشور داشتن. روحشون شاد.

گیلک پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸:

نام مرحوم عزیز وکیل منفرد با نام ورزش انزلی عجین است.مردم ورزشدوست و قدرشناس انزلی همواره از ایشان با احترام و محبت یاد میکنند.چه بهتر از این که کسی در قلب مردم باشد و صمیمانه دوستش داشته باشند و از او به نیکی یاد کنند.کورش عزیز نگران چیزهای ظاهری نباشید.

sinaclub

sinaclub پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۰:

روح پدربزرگتون شاد کوروش عزیز،ما به داشتن چنین اسطوره هایى میبالیم،اگر مسئولین کارى نکردند اما بدانید هر کدام از این اسطوره ها در قلب همه ما انزلیچى ها هستند.

آبای بندر پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۴۵:

خیلی متأثر شدم

ليلا

۴ آذر ۱۳۹۳

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
کوروش جان مرحوم وکیل منفرد جسمشان دربین مانیست ولی یادشان برای همیشه درقلب مردم انزلی میماند.روحشان شاد

پاسخ

کوروش پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۱:

خیلی ممنون از نظر لطفتون

انزلیچی

انزلیچی

۴ آذر ۱۳۹۳

:yes: :yes: :yes:

پاسخ