یکی از رویکردهای درآمدزایی و توسعه پایدار اقتصادی باشگاههای فوتبال در کشورهای صاحب نام، ثبت این باشگاهها به عنوان بنگاههای تجاری مانند شرکتها و مؤوسسات تجاری دیگر است. تجاری سازی در برگیرنده آرایه های مختلفی از فرایندهای مهم فنی، تجاری و مالی است که باعث تبدیل تکنولوژی جدید به محصولات یا خدمات مفید می شود. (ریمر۲۰۰۳) بنگاههای تجاری ثبت شده از یک سو به صورت مجموعه های مستقل از اقتصاد دولتی دارای آزادی عمل خواهند بود و از سویی دیگر صاحب شخصیت حقوقی می شوند. سازمانها و باشگاههای ورزشی تا هنگامی که در عرصه عمل استقلال نیابند و عواید آنها نصیب جوامع نشود نمی توانند منشأ توسعه مالی برای خود و ثروت برای همگان و بدنه ورزش باشند و حتی باعث هدر رفتن منابع مختلف خواهند شد. بنابراین سازمانها و باشگاههای فوتبال امروزی می توانند ازطریق تجاری سازی، هزینه های توسعه و پیشرفت خود را جبران و امکان سرمایه گذاری بهتر و پیشرفته تر را برای خود به وجود آورند.

در سالهای اخیر در کشور ما بخش زیادی از سرمایه گذاریهای دولت به ورزش اختصاص یافته است اما علیرغم این امر، نرخ تجاری سازی کمتر از حد انتظار است. به منظور جلوگیری از چنین اتلاف هزینه ای، می توان اطلاعات بازخورد ارزشیابی پروژه های تجاری سازی در دیگر حوزه ها را در طرحهای ورزشی مانند باشگاههای فوتبال به کار گرفت.

تجاری سازی باشگاههای فوتبال شامل مجموعه ای از فعالیتهای اقتصادی و مالی است که در پرتو ثبت تجاری باشگاهها به مثابه یک بنگاه تجاری، جنبه حقوقی پیدا می کند و از قوانین تجارت پیروی می کند. همچنین این فرآیند، محصول اصلی فوتبال (بازی) را راحت تر در دسترس مصرف کننده نهایی خدمات قرار می دهد. منظور از فعالیتهای اقتصادی و مالی، فروش حق پخش تلویزیونی، فروش کالاهای تجاری، حامیان مالی و حق تبلیغات، حق پخش اینترنتی، حق پخش کیترینگ، حق امتیاز استفاده از امکانات ورزشی، جاذبه های ویژه روز مسابقات، بلیت فروشی و… است. هرچند تجاری کردن و ثبت باشگاههای فوتبال به عنوان بنگاه تجاری به خودی خود باعث توسعه پایدار باشگاه ها نخواهد شد و برای این کار بایستی منابع مالی و منابع درآمدی آنها را به صورت بنیادی گسترش داد و حمایت کرد.

مروری بر پیشینه پژوهش هایی با محوریت تجاری سازی در داخل و خارج کشور، از فقدان انجام پژوهشی جامع با موضوع تجاری سازی ورزشی حکایت دارد. الهی (۱۳۸۶) موانع محیطی و ساختار مدیریت باشگاههای فوتبال را مهمترین موانع توسعه درآمدزایی دانست. قره خانی (۱۳۸۹) عدم تجاری سازی باشگاههای فوتبال را مهمترین مانع ساختاری در خصوصی سازی باشگاههای فوتبال عنوان کرد. امیرتاش و همکاران (۱۳۹۱) بیان کردند که حمایت مالی در صنعت فوتبال ایران مهمترین بعد تجاری کردن باشگاههای فوتبال است. ظهرابی و همکاران (۱۳۹۲) نیز بر نقش رسانه تصویری در جذب سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی در فوتبال ایران تأکید کردند.
با این حال مدتهاست این پرسش مطرح است چگونه فوتبال حرفه ای دنیا در کشورهای اروپایی و حتی آسیایی سالانه مبالغ کلانی را از محل حق پخش تلویزیونی، تبلیغات، حامیان مالی، بلیت فروشی و دیگر منابع نصیب خود می سازند ولی فوتبال ایران از کسب درآمد این منابع محروم است؟ موانع و مشکلات موجود پیشروی درآمدزایی صنعت فوتبال کشور کدام است؟

نتایج تحقیق رضایی و همکاران (۱۳۹۴) نشان می دهد فرآیند پیشرفت صنعت فوتبال ایران با دیگر فرآیندهای رشد و توسعه در جهان متفاوت است. به طور خلاصه این چرخه در ایران دچار بی نظمی و پیچیدگی خاصی است، که قسمتی از آن به دلایل فرهنگی و مابقی ناشی از ضعف مدیریت کلان ورزش و فوتبال، فقدان برنامه استراتژیک، مدیریت سیاسی غالب، باشگاه داری دولتی، اقتصاد درونگرا و… می باشد.

معمولاً در کشورهای صاحب فوتبال حرفه ای کردن باشگاه ها به منزله اولین گام در این چرخه که در ایران از سال ۱۳۸۱ آغاز  شده است در همان شروع کار انجام شده و از مقتضیات تأسیس یک باشگاه است. مراحل تجاری سازی، تبدیل باشگاه به بنگاه اقتصادی و خصوصی سازی نیز از همان ابتدای چرخه عمر باشگاه و به موازات حرفه ای کردن محقق می شود و صرفاً مالکان و مدیران باشگاهها بایستی مقدمات جذب تقاضا و بین المللی شدن خود را فراهم آورند. اما شواهد موجود در صنعت فوتبال ما حکایت از آن دارد که ما هنوز در اولین گام مسیر پیشرفت باشگاه داری حرفه ای هستیم. نتایج پژوهش یاد شده نشان می دهد که تجاری سازی باشگاههای فوتبال به منزله دومین مرحله در مسیر پیشرفت باشگاههای فوتبال، بایستی به موازات مراحل سوم و چهارم این فرآیند باشد؛ هرچند ممکن است ابتدا، انتها و طول مسیر خطوط این سه مرحله همزمان نباشند. بنابراین لازم است پس از ثبت تجاری باشگاهها و مبدل کردن آنها به بنگاه اقتصادی، برای به بازاریابی و بالفعل کردن تقاضاهای پنهان مانند دیگر شرکتهای تجاری برای تأمین منابع مالی اقدام کرد. آنچه مسلم است، حق پخش تلویزیونی، حمایت مالی، بلیت فروشی، فروش اقلام تجاری به هواداران و حق کپی رایت مهمترین مؤلفه های درآمدزایی در صنعت فوتبال هستند که جایگاه و روابط بین آنها در صنعت باشگاهداری ایران هنوز به روشنی معلوم نشده است.

در حالیکه امروزه بین ۳۰ تا ۶۰ درصد درآمدهای یک باشگاه فوتبال را حق پخش تلویزیونی تشکیل می دهد، متاسفانه در ایران اساساً رابطه بین باشگاهها و سازمان لیگ با صدا و سیما وجود خارجی ندارد و  باشگاههای فوتبال ایران و سازمان لیگ از ابتدایی ترین حق خود  بی بهره هستند. ( ریشه اصلی این معضل به دولتی بودن باشگاهها و صداو سیما بر می گردد) معضل دوم در فوتبال ما رابطه بین باشگاهها با هواداران و مبحث کپی رایت است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که این رابطه نیز مانند مورد قبل وجود ندارد یا استفاده از منبع عظیم تماشاگران و مردم طرفدار فوتبال در کمترین میزان ممکن است. ضمن اینکه به نظر می رسد موضوع کپی رایت در کشور ما فقط مختص فوتبال نیست و به بازنویسی قوانین در سطح کلان و ملی نیاز دارد. مشکل سوم رابطه بین باشگاهها و سازمان متولی فروش بلیت است. این رابطه نیز با آنچه در بیشتر کشورها اتفاق می افتد در تناقض است. در ایران بلیت فروشی به دست سازمان لیگ انجام می شود و عملاً باشگاههای عرضه کننده بازی در آن نقشی ندارند. ( وجود بازار سیاه در فروش بلیت نیز در بیشتر مواقع بر روابط هواداران و باشگاهها تأثیر منفی می گذارد. ) نتایج این تحقیق بر واگذاری فروش بلیت به باشگاهها تأکید و پیشنهاد می کند جهت توسعه بهتر این مؤلفه تجاری سازی، بلیت فروشی به صورت اینترنتی و فروش فصلی با تخفیف ویژه از طریق باشگاهها جهت کمک به هواداران صورت پذیرد. مشکل آخر رابطه بین دولت با باشگاهها، لیگها، صداوسیما و حامیان مالی است. نتایج و شواهد نشان می دهد که نقش این رابطه در اوضاع کنونی پر رنگتر از دیگر روابط موجود است و همه مؤلفه های تجاری سازی صنعت فوتبال کشور تحت سیطره این رابطه است.

به عبارت دیگر از سوی کارشناسان مهم ترین دلایل رکود و توسعه نیافتگی مالی باشگاههای فوتبال در ایران، فوتبال و اقتصاد دولتی، مدیریت  سیاسی و غیرتخصصی و…  عنوان شده است. بنابراین قبل از پرداختن به وضعیت مطلوب و مؤلفه های توسعه مالی و تجاری سازی، باید به بررسی چگونگی نقش دولت در فوتبال پرداخت. در باب رابطه دولت و باشگاه مباحث زیادی مطرح است. ارتباط باشگاههای ورزشی با مراجع دولتی موضوعی است که هنوز در ایران به صورت روشن تعریف نشده است.

اکثر باشگاههای حرفه ای فوتبال ایران را می توان در سه گروه وابسته به صنایع دولتی، وابسته به نیروهای نظامی و انتظامی و وابسته به وزارت ورزش و جوانان تقسیم کرد. بنابراین در کشور ما اکثر باشگاههای فوتبال از مالکیت عمومی یا دولتی برخوردارند. این در حالی است که امروزه مقوله مالکیت دولتی باشگاههای حرفه ای فوتبال شدیداً غیرمعقول و در بسیاری از موارد، ازجمله در اروپا کاملاً غیرقانونی است (خبیری۱۳۸۳) حتی اگر دولت به منزله یک شرکت هم در نظر گرفته شود، مالکیت همزمان دولتی چند باشگاه با بخشنامه فیفا مغایر است. و از آنجایی که تصدی گری دولت در باشگاه داری حرفه ای، موجبات تأخیر در توسعه مالی و ناکارآمدی اقتصادی باشگاهها را فراهم می آورد، باید با توجه به شکل جدید باشگاههای حرفه ای که مشمول قوانین تجارت هستند و ملزم شده اند مانند شرکتهای تجاری، شماره ثبت فعالیت داشته باشند و به دولت مالیات پرداخت کنند؛ نقش و رابطه دولت با باشگاههای فوتبال تحت بحث و بررسی دقیق و مجدد قرار گیرد.

آنچه مسلم است، خصوصی سازی می تواند راه حلی برای خروج از این مشکلات باشد. بنابراین افزایش کارآیی، کاهش دخالت دولت در  تصمیم گیریهای مدیریتی و اجرایی و در عوض تمرکز دولت بر مسائل و سیاستهایی که برای توسعه پایدار این صنعت ضروری اند، از مزیتهای مهم خصوصی سازی باشگاههای فوتبال است. ازسویی دیگر، دولت می تواند با خصوصی سازی باشگاههای فوتبال، درآمدهای نقدی خود همچون درآمدهای جدید مالیاتی را افزایش و هزینه های باشگاهداری را کاهش دهد. اما سؤال دیگری که مطرح می شود این است که آیا باشگاههای فوتبال ما در وضع موجود امکان واگذاری به بخش خصوصی را دارند؟ جواب کاملاً روشن است. بررسی وضعیت موجود در باشگاههای فوتبال ما نشان می دهد که هیچکدام از باشگاههای ما شروط واگذاری به بخش خصوصی را ندارند و در صورت واگذاری با این اوضاع و احوال، شکست آنها قابل پیش بینی است؛ چراکه همه باشگاههای ایران زیانده هستند و مهمتر اینکه، صاحب منابع درآمدزا و مؤلفه ها تجاری سازی لازم هم نیستند. بنابراین با توجه به مدل مسیر پیشرفت فوتبال ایران که با فرآیندهای مشابه در کشورهای جهان در تناقض است، بایستی قبل از واگذاری باشگاهها اقداماتی همچون تعریف، تعیین و فراهم آوردن مؤلفه های درآمدزا، برقراری ارتباطهای ورزشی و اقتصادی فراهم کردن فضای قانونی، سیاسی، و فرهنگی و برداشتن موانع قانونی و اجرائی، توافق عمومی بر سر توسعه باشگاهها، مهیا کردن حداقل معیارهای باشگاه حرفه ای همانند زمین اختصاصی، بازسازی امور مالی، اداری و حقوقی باشگاهها و در نهایت انتخاب مؤثرترین روش خصوصی سازی را به نحو مقتضی انجام داد. در صورت انجام چنین اقداماتی زمینه بین المللی شدن فوتبال باشگاهی و ملی نیز به عنوان آخرین گام مدل مسیر پیشرفت فوتبال باشگاهی در ایران فراهم می شود.

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *