باز دارد می رود
طوفان و بوران زمستان
گامهای شک و تردید
رهروان خسته از پای خزان
نیم نگاه بی رمق
سرد و دمق
آفتاب بی سخاوت
عاری از جود و کرم
دستها در جیب نهان
چشمها در انتظار
وه !چه زیبا می رسد بانگ قناری
باز دارد می رود
کینه ها با باد و طوفان
شکوه ها با اشک باران
بغض با لبخند یاران
کاروان خسته از جور زمان
می رود اخم زمستان لنگ لنگان
وه!چه نیکو
می رسد پیک بهاری
باز کن پنجره را
نوروز به راه افتاده است
از شهر شقایق ها
با عطر خوش نرگس و سوسن
ما را بهم آمیخته
همهمه این پیک بهاری
دلجویی مشتاقان
شوقی دگر دارد
چشم و دل ما روشن
نوروز مبارک باد…

 

زنده یاد استاد عبدالله ملت پرست

 

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *