ای قوی سپید آواز کن

  • 5 سال پیش
  • ۳ ديدگاه

گر منزل ما به انزلی خواهد شد

رب انزلنی، ورد جلی خواهد شد

این نعمت اگر زحق مرا گشت نصیب

از یاری شیر حق، علی خواهد شد

با این رباعی از ” فرهاد میرزا ” که در سفرنامه خود در راه لنکران به بندر انزلی سروده، چند جمله ای را در این مجال مجازی، کیبردی ( شما بخوانید قلمی ) خواهیم کرد باشد که به گوش جان خریداری یافت شود.

از آبی بیکران دریای کاسپی تا نگین آبی تالاب انزلی در دیارسرسبز دیلمیان و کاس ها، از نوای گنگ آبادی گم شده چراغ پشتان به دست های پینه بسته صیادان غیور بندر نشین، از نفس های دم به دم گیله وا به امواج آرام گرفته در آغوش موج شکن، از قصه های تلخ و شیرین برج ساعت تا آواز قوهای سپید، از کوچه پس کوچه های خاکی شهر و توپهای پلاستیکی تا گام های استوار کاپیتان سیروس، از دلتنگی های بایندر و نامجو تا زخم های پهلوان وکیل منفرد به نام و کنام وطن، از چشمهای همیشه خیس و زلال بندر، تا مردمان خونگرم و دریادلش. آری با تو هستم شهر من ادامه مطلب …

من صدایت را میشنوم که مادرانه دلتنگ فرزندانت هستی، به آنانی که رفته اند و از تو دور هستند، دلتنگ جوانانی هستی که هنوز هم در ورزش و علم سرآمدند اما به راستی که رسیده ها چه غریب و نچیده قسمت هرزه علفهای کال پرستان میشوند ، من نیز دلتنگم، دلتنگ از غصه هایت.

آیا میراثی که با جانفشانی ها و تلاش مردان مرد، در این شهر به دست ما رسیده به خوبی به دست آیندگان و فرزندان ما خواهد رسید؟  شهر من صدای درد و دل هایت را به خوبی میشنوم که دلتنگ فرزندانت هستی، دلتنگ کسانی که حتی اگر از تو دور شوند اما گویی در رگهایشان و در بند بند وجودشان به دنبال گمشده شان میگردند. با تو هستم ای شهر من، ای قوی سپید آواز سر کن، اینبار بلند تر از همیشه …

انزلی کلاب، کلاب عشاق انزلیست در سراسر گیتی، ما گرد هم آمده ایم تا فضایی فراهم سازیم که همه انزلی چی ها در سراسر جهان را گرد هم آوریم و اندیشه ای جز تو در سر نداریم. شهر من از تو به یک ندا ما صد لبیک  خواهیم شد …

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

مژگان

Mojshekan

۱۳ مرداد ۱۳۹۱

سخنی کز دل بر آید،لاجرم بر دل نشیند…

پاسخ

تالاب انزلی

۱۳ مرداد ۱۳۹۱

آقای شاهین واقعا عالی بود.

پاسخ

Shahin

شاهین پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۱۷:

نظر لطف شماست… سپاسگذارم