gilan

استان گیلان، جایی است که وجب به وجب خاکش حکم طلا را دارد، از ساحل و مرداب و جنگل و شالیزار و به خاطر موقعیت استراتژیک جغرافیایی نیز توانایی تبدیل شدن به قطب اقتصادی ایران را نیز داراست.

اما در این استان چه میگذرد؟ چرا هر کس سنگ خود را به سینه میزند؟ چرا نزد مسئولان استان کلمه وفاق ملی و همدلی مترادفی ندارد ؟ وقتی در سطح کلان چنین میگذرد باید هم در سطح خرد شاهد اوج فقر فرهنگی موجود در کشور در استانمان باشیم، از فضاهای ناپاک ورزشی و باشگاههایی که تنها پیشوند فرهنگی یدک میکشند تا کتک زدن داور و هزار و هزار اتفاق نا خوشایند دیگر که آخرین آن در بدعتی جدید توهین به بازیکنان رده امید ملوان در مرکز استان بود، به جوانانی که امید آینده فرهنگی ورزش استان هستند که تاسفش اینجاست که شهر رشت باید به واسطه تمرکز فعالیتهای فرهنگی استان الگویی برای سایر شهرها و شهرستانهای این دیار باشد!

از رسانه ای ملی ( شبکه باران) که از پول بیت المال دائما در حال دودوزه بازی، تحریف تاریخ، دامن زدن به اختلافات قومی قبیله ای است و حتی جدیدا علنا اقدام به توهین میکند و گویی کسی نیست تا به آن نظارتی داشته باشد، تا روزنامه هایی که بدون هیچ گونه نظارت رسما و بدون هیچ مانعی به تاریخ و هویت یک شهر توهین میکنند.

از شهری که شهرستان شدنش به یک دهه نمیرسد و ادعای مالکیت بیشتر تالاب انزلی را دارد، تا بنادر تازه تاسیسی که با هزینه های هنگفت در حال ساخت است به امید راه آهنی که سالهاست منتظریم سوت آغازش را بشنویم.

از نقشه هایی که برای تفکیک قسمت هایی از استان گیلان در سایت های مختلف سر در می آورد و گاها تا درگیری بین نمایندگان استان پیش میرود تا دست بردن و تلاش برای تغییر تقسیمات کشوری غیر معقول در سطح استان و گویی تنها در مواردی از این دست  تنها کلام نماینده مقام معظم رهبری آیت ا… قربانی را میشنویم و پس از آن باز به مسیر جهل و نفاق باز میگردیم.

جناب آقای استاندار، بعنوان یکی از فعالین رسانه ای در سطح اول کشور که بدور از دیار خود مشغول خدمت به وطن هستم و از دور به سیاست کلان استان نظاره گرم خدمت شما عارضم که ذره ای صمیمت و همدلی حتی نزد مسئولین استان نمیبینم که امیدی به آینده ای داشته باشم که نه در حرف بلکه در عمل فرهنگ گیلانی موجب افتخار و مباهاتمان شود.

مگر غیر از آن است که اتمام راه آهن قزوین_رشت _ انزلی_ آستارا حلقه گمشده توسعه اقتصادی گیلان و ایران است، پس چرا قاشق را دور سرمان میگردانیم، که کسی که ذره ای از صنعت حمل و نقل آگاهی داشته باشد میداند ضرورت نخست اتمام خط آهن است و در عمل بندر انزلی به تنهایی قادر به پاسخگویی حجم مبادلات صادراتی و ترانزیتی را نخواهد داشت  و در عمل نه تنها بسیاری از سواحل گیلان باید به بندر تبدیل شود بلکه در جنوب کشور نیز شاهد گسترش بنادر خواهیم بود زیرا حمل و نقل از طریق راه آهن و دریا آسانترین، مطمئن ترین و سریعترین روش در حمل و نقل محسوب میشود.

پس چرا به جای تلاش در فاز نخست برای ساخت بنادر همه انرژی و سرمایه ها در استان صرف ساخت راه آهن نمیشود که در آمد حاصله اش خود به خود موجب جذب سرمایه برای گسترش بنادر استان است، مگر پای منافع ملی مطرح نیست ؟ مگر درآمد حاصله از بندر انزلی، گمرک، شیلات انزلی و … صرف توسعه شهر انزلی میشود که اینچنین چشم بسته کورس رقابت در تاسیس بنادر خصوصی و نیمه خصوصی گذاشته ایم ؟

برسر شهر رشت و اهالی اش چه آمده و فرهنگ گیلان و گیلانی را چه شده است؟ ما هم معتقدیم که مرکز استان باید رشد بیشتری نسبت به سایر شهرستان های استان داشته باشد اما طبق کدام منطق تقسیمات کشوری در گیلان این چنین غیر منطقی دستخوش تغییرات میشود ؟ پس از خمام، زیبا کنار و جفرود که از شهرستان بندر انزلی جدا و به شهرستان رشت واگذار شده و قسمتهای جنوبی شهرستان انزلی و روستاهای آن یک به یک و روز به روز به شهرستان صومعه سرا واگذار میشود، فردا به کجاها دست درازی خواهد شد.

چگونه مناطقی که وابستگی اجتماعی به انزلی دارند نظیر زیبا کنار انزلی که طبق قانون باید قبل از هر گونه تغییر این موارد مورد بررسی قرار بگیرد هم به واسطه مزیت های اقتصادی به همین سادگی از شهرستان انزلی جدا میشود ؟!! 

بله مرکز استان باید رشد بیشتری داشته باشد اما چرا این رشد به مسیر توسعه یکسان امکانات رفاهی به سمت جنوب یا شرق استان صورت نمیپذیرد؟ اگر مرکز یک استان را سر در بدن یک انسان در نظر بگیریم، باید بدانیم که اگر این سر غیر منطقی و درست رشد نکند آن بدن دچار منگلیسم است.

پس حق دست و پا را چه کسی ادا میکند؟ چرا وقتی حرف جدایی رودسر میشود ناراحت میشویم اما فکری به حال توسعه یکسان استان نمیکنیم و چشم انداز مناسب تری در دستبردن در تقسیمات کشوری متصور نمیشویم؟

چه کسی این حق را قائل شده که شهرستان قهرمان پرور انزلی با بیش از ۴۰۰ شهید گلگون کفن و این همه ورزشکار و نابغه علمی و هنری در کشور این چنین مورد اجحاف واقع شود ؟

آرزو به دلمان ماند رسانه ی به اصطلاح استانی صادقانه در راستای ارتقاء فرهنگ استان گام بردارد اما گویا دوستان آتش بیار معرکه ای هستند که برخلاف فرمایشات مقام معظم رهبری است و علنا و در روز روشن آب به آسیاب دشمن ریخته میشود و جالب تر آنکه آب از آب تکان نمیخورد!!!

چه کسی مسئول پیگیری سایتهایی است که دائماً در حال افروختن آتش نفاق در استان هستند و به نام بین المللی تالاب انزلی هم رحم نمیکنند ؟ و هزارن چرایی دیگر که از حوصله خارج است…

آیا کمک به ترویج بی فرهنگی در استان سرسبز گیلان کافی نیست ؟ آیا خودزنی در این استان را پایانی نخواهد بود ؟

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

مژگان

mojshekan

۵ اسفند ۱۳۹۱

تا بوده همین بوده، و همینطور هم بدتر میشه، ما مردم انزلی چه کنیم…

پاسخ

a.n.z

۵ اسفند ۱۳۹۱

کاملا با متن موافقم ، یکی از مشکلات انزلی اینه که لابی قدرتمند نداره و سطح فکر مسوولین هم خیلی پایینه ، شهرهای خیلی کوچکتر از ما هم سایتهای خبری خیلی حرفه ای دارند ، نماینده مجلسش خیلی فعال هستند و مسولین ان بسیار با علم روز عمل میکنند در صورتی که درانزلی شاهد یبوست فکری ، اسهال سخن و فقر سوادی هستیم.
البته با عرض معذرت

پاسخ

carisma

۵ اسفند ۱۳۹۱

احسنت
عالی بود

پاسخ

۵ اسفند ۱۳۹۱

حرف دل مارو زدی

پاسخ

Anzali Free Zone

Shahin

۵ اسفند ۱۳۹۱

به معنی کلمه در این کار و زار با کلمه کلک رشتی آشنا شدم. در واقع پس از تبدیل شدن شهر صومعه سرا به شهرستان و واگذاری قسمت هایی از شهرستان انزلی به لطف مسئولین شهرستان انزلی به نمایندگی از مردم انزلی به این شهرستان ها امروز شاهد یک بازی دو طرفه شده ایم و با راه اندازی یک بازی پوچ و تو خالی که متاسفانه از طرف مسئولین شهر انزلی هم و مسئولین کشوری محکوم نمیشود سرمان را گرم کرده اند در حالی که چنین اراجیفی در خصوص تالاب انزلی کاملا غیر ممکن و از سوی همه اهالی بندر انزلی محکوم است.
از سویی دیگر نیز شاهدیم به جای آنکه با لطفی که شامل حال استان گیلان و شهرستان انزلی شده به جای گسترش و باز پس گیری مناطقی که زمانی بنا به هر دلیلی از شهرستان انزلی جدا شده به این شهرستان هرساله نام شهرستان انزلی در لیست تقسیمات کشوری به چشم میخورد و که جای بسی تاسف دارد و این خیانت به رای مردم توسط مسئولین شهرستان نابخشودنی است.

پاسخ

مهران

۵ اسفند ۱۳۹۱

مشکل انزلی از بیانیه و مقاله گذشته…فقط راهکار عملی جواب میده و باید بتونیم با ارائه راهکار منطقی جلوی این کارها را بگیریم…

پاسخ

guilak

گیلک

۵ اسفند ۱۳۹۱

راهش ابتدا تعامل نمایندگان شهرها وبعد انتقال مستقیم اطلاعات صحیح و موضوع نارضایتی از طریق مسئولان شهری به استانداری و نماینده رهبری در استان و پیگیری قانونی و حقوقی ان است .منظورم نامه نگاری اداری است و اگر نتیجه ای نداد انعکاس ان به وزارت کشور و مقامهای بالاتر می باشد.امید است بعضی مسئولان محترم مربوطه رضای خدا و مردم را به رضای خود مقدم بدارند و بیش از پیش سبب نفاق و جدایی بین برادران خود نشوند.امیدوارم هرگز هیچ بهانه اختلافی بین اقوام وشهرهای استان گیلان بوجود نیاید.و بشکند دستها و قلمهایی که در جهت ایجاد دشمنی و نارضایتی و تبعیض در میان اقوام شریف ایران زمین مشغولند.

پاسخ

amin

۵ اسفند ۱۳۹۱

مگه جفرود از انزلی جدا شده !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه اینطوره که باید قیام کنیم

پاسخ

علیرضا اسدی

علیرضا اسدی

۵ اسفند ۱۳۹۱

تقسیمات کشوری باید مبنای عقلانی داشته باشد خیلی راحت دیدیم که رامسر را هم از گیلان جدا کردند و امروز به جان انزلی افتاده اند که تکه تکه حاتم بخشی می شود می شود و روزی برسد که چند نفر آدم روی چند متر زمین باقی مانده به ایستیم و بگوییم این یک ذره را بگذارید بماند
آیا وقت آن نرسیده که نیروهای کارآمد مدیریت شهررا دردست بگیرند ؟؟

پاسخ

Shahin

Shahin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۲:

چرا همینطور است به عقیده بنده باید طرح ناشایست دروازه ماهی به سر در بازار ماهی انزلی منتقل شود و شایسته شهر انزلی نیست …