در شماره هفته گذشته « سکان » به موانع جذب اسپانسر در فوتبال حرفه ای ایران پرداختیم و به اختصار به ضعف ساختاری باشگاه ملوان در جذب و استفاده از پتانسیل حامیان مالی اشاره کردیم. (اینجا)
در این شماره قصد داریم ضمن اشاره به سیستم درآمدزایی باشگاه های فوتبال در ایران، به سابقه حمایت مالی در باشگاه ملوان و نحوه مواجهه تصمیم گیران این باشگاه با حامیان مالی و به ویژه « منطقه آزاد انزلی » بپردازیم:

در گذشته بسیاری از باشگاههای فوتبال را مالکان ثروتمند یا سیاستمداران اداره می کردند، اما از اوایل دهه ۹۰ میلادی به دلیل افزایش هزینه به ویژه دستمزد بازیکنان و نیاز شدید به منابع مالی جدید، اغلب باشگاههای فوتبال مطرح جهان به شرکتهای تجاری حرفه ای و معتبر تبدیل شده اند؛ به عنوان نمونه ۲۰ باشگاه مطرح انگلستان در بورس لندن فعالیت دارند و هزاران نفر طرفدار فوتبال، سهامدار این باشگاهها بوده و از طریق داد و ستد سهام، علاوه بر کسب سود کمک مالی فراوانی به باشگاههای خود می کنند. این شکل اداره باعث شده تا باشگاهها به دو هدف اصلی خود؛ یعنی موفقیت تجاری و موفقیت ورزشی دست یابند.
با این حال، اکثریت قریب به اتفاق باشگاههای فوتبال ایران که در اختیار بخشهای دولتی بوده، با مشکلات مالی متعددی مواجه اند و همین امر مانعی در مسیر خصوصی سازی آنها است. خبیری (۱۳۸۴) طی تحقیقی نشان داد باشگاههای فوتبال ایران با حداقل معیارهای یوفا در حیطه مالی فاصله زیادی دارند (حدود ۶۰درصد) و باید در جهت شفافیت اطلاعات مالی، پیروی از قوانین و مقررات مالی و دستیابی به تراز مالی مثبت گام بردارند. قره خانی و همکاران (۱۳۸۹) نیز سه عامل درآمد کم از محل بلیت فروشی، دریافت نکردن حق پخش تلویزیونی و تبلیغات دور زمین مسابقه و درآمد کم از محل حامیان مالی را مهمترین موانع موجود در راه خصوصی سازی باشگاههای فوتبال کشور معرفی کردند:
۱- متاسفانه میزان درآمد بلیت فروشی به عنوان مهمترین منابع درآمدی باشگاههای فوتبال ایران در کشورمان سال به سال کمتر می شود. برای کاهش اقبال هواداران به حضور در ورزشگاه ها عوامل متعددی چون کیفیت پایین مسابقات فوتبال داخلی و مقایسه آن با مسابقات سطح اول اروپا و جهان، خالی شدن لیگ فوتبال ایران از ستاره ها، عوامل اقتصادی و … را می توان برشمرد ( به طور اخص در مورد باشگاه ملوان؛ فاصله گرفتن از فلسفه و مکتب باشگاه مبنی بر استفاده حداکثری از نیروهای بومی را نیز می توان به موارد فوق اضافه کرد)
۲- در مورد حق پخش تلویزیونی وضعیت به قدری تأسف برانگیز است که در برخی موارد باشگاههای فوتبال لیگ دسته اول برای پخش مسابقه در شبکه استانی خود نیز باید مبلغی را به صدا و سیمای استان پرداخت کنند که این امر کاملاً مغایر اصول حرفه ای ورزش و قوانین و مقررات فیفاست. از نظر الهی (۱۳۸۳ ) حق پخش در فوتبال ایران جایگاهی ندارد و در طرح جامع ورزش حق پخش تلویزیونی غیرفعال توصیف شده است.
۳- حمایت مالی: نتایج تحقیق خبیری (۱۳۸۳) نشان داد که هیچ یک از باشگاههای فوتبال کشور تراز مالی مثبت ندارند. رمضانی (۱۳۸۶) نیز بیان کرد که تنها ۲۰ درصد باشگاههای فوتبال حرفه ای کشور تراز مالی مثبت دارند و باشگاههای دیگر تراز مالی منفی یا صفر دارند. از آنجا که باشگاههای فوتبال به علت محدودیت منابع درآمدی، درآمد قالب توجهی ندارند ( که منجر به منفی شدن تراز مالی آنها می شود ) بنابراین فراهم کردن شرایط لازم جهت استفاده از پتانسیل حامیان مالی و شرکا برای بقا و موفقیت آنها بسیار ضروری است.
الهی (۱۳۸۷) بهره گیری اندک از متخصصان بازاریابی ورزشی و کمبود آژانسهای تخصصی بازاریابی ورزشی را در نهادهای ذیربط برای جذب حامیان مالی از موانع توسعه اقتصادی فوتبال کشور معرفی می کند. ضمن اینکه تحقیقات آساگبا (۲۰۰۸) و اودگبامی (۲۰۰۰) نشان می دهد جریان مالی حمایت با سطح قهرمانی ها، سطح عملکرد بازیکنان، تیم و باشگاهها، و سطح حرفه ای گری در ورزش در ارتباط است، همچنین میچی و آگتون (۲۰۰۵) نیز بیان کردند که حامیان مالی اغلب از تیمهایی حمایت می کنند که شفافیت مالی دارند.

سابقه حمایت مالی در باشگاه ملوان:
همانطور که در شماره پنجم « سکان » ذکر شد نیروی دریایی از بدو پیدایش باشگاه ملوان این تیم را زیر پوشش حمایتهای مادی و معنوی خود قرار داد. ضمن اینکه تا مدتی تعدادی از بازیکنان ملوان در استخدام این نیرو نیز بودند و به سایر بازیکنان نیز از طریق حمایتهای مردمی کمک مالی صورت می گرفت. نیروی دریایی تا زمانی که با کنترل هزینه ها و استفاده از امکانات در اختیار – با بودجه سالانه ۴۰۰ میلیون تومان برای کل باشگاه – تیمداری می کرد؛ نیاز چندانی به حضور حامی مالی احساس نمی نمود و لذا در آن دوران کمتر شاهد نقش بستن تبلیغات تجاری بر روی پیراهن باشگاه بودیم.
اما با گذشت چند سال از لیگی که نام حرفه ای را یدک می کشید، نیروی دریایی دیگر قادر به تامین هزینه های سرسام آور تیمداری و مقابله با تیمهای صنعتی و متمول ایران نبود و بدین ترتیب بود که سازمان منطقه آزاد انزلی براساس مصوبه دور دوم سفرهای استانی هیئت دولت نهم به استان گیلان به تاریخ ۲۵ مهر ۸۷ با انعقاد توافقنامه همکاری سه ساله در قبال انتقال ۸۰ درصد سهام باشگاه ملوان به آن سازمان به حمایت مادی، معنوی و مدیریتی از این باشگاه مردمی، ریشه‌دار و بازیکن‌ساز اقدام کرد. هرچند این انتقال سهام هرگز به منطقه آزاد صورت نگرفت و در پایان دوره سه ساله، سازمان منطقه آزاد انزلی با صدور بیانیه ای با اشاره به دلایل قانونی مانند درخواست مکتوب نیروی دریایی (مالک باشگاه) مبنی بر تحویل تیم فوتبال ملوان از طرف این سازمان، مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره ممنوعیت هزینه‌کرد سازمان‌های دولتی در باشگاه‌های حرفه‌ای، ابلاغیه هیئت دولت مبنی بر پایان حمایت مالی از تیم ملوان در سال ۹۱ و محدودیت‌های قانونی کنفدراسیون فوتبال آسیا، رسماً از حمایت از باشگاه ملوان کناره گیری کرد؛ اما ذکر نکات زیر خالی از اهمیت نیست:
الف) سازمان منطقه آزاد انزلی بر حسب قانون « شریک » نیروی دریایی در اداره باشگاه محسوب می شده است و نه حامی مالی ( میان این دو مفهوم در بازاریابی تفاوت وجود دارد ) هر چند که به نظر می رسد برخی اختلاف نظر ها در آن زمان میان نمایندگان شرکا در اداره باشگاه وجود داشته است.
ب) بر حسب ادعای سازمان منطقه آزاد انزلی، این سازمان بر طبق قرارداد با هزینه بالغ بر ۱۳۰ میلیارد ریال به تعهدات مالی خود عمل کرده و بدهی به جا مانده از آن دوران مربوط به نیروی دریایی می باشد.
ج) فارغ از اینکه نامه اولیه قطع همکاری از جانب نیروی دریایی صادر شده ( ادعای مدیران سازمان ) و یا از جانب سازمان منطقه آزاد ( مصاحبه صاحب این قلم با ناخدا حسین غلامی ) هواداران ملوان به واسطه حضور یک تیم قدرتمند و بومی که بهترین خاطره سالهای اخیر ملوان را رقم زد، ترمیم استادیوم، کاشت و نگهداری چمن مناسب در استادیوم و … از دوران حضور منطقه آزاد در ملوان خاطرات خوشی به یادگار دارند.

با خروج منطقه آزاد انزلی از اداره باشگاه ملوان، نیروی دریایی این بار ناچار به واگذاری ۷۰ سهام باشگاه به یکی از متمولین شناخته شده فوتبال ایران به نام حسین هدایتی شد. هدایتی که هیچگاه علاقه خود به رنگ قرمز را پنهان نکرده بود و خیلی زود نشان داد که تعلق خاطری به ملوان ندارد با در نظر گرفتن بودجه ای متوسط اختیار تصمیم گیری و درآمدزایی باشگاه را به صادق درودگر سپرد.
دوران حضور درودگر در ملوان، موافقان و مخالفان خاص خود را دارد که قصد قضاوت در مورد عملکرد ایشان را در این مقال نداریم. اما وی که به ویژه پس از کناره گیری هدایتی در تامین منابع مالی تحت فشار بود توانست با بهره گیری از ارتباطات شخصی با چند اسپانسر ( بانک حکمت ایرانیان، هتل الماس، هتل سفیر و … ) برای حمایت از ملوان به توافق برسد و حدود ۸۰۰ میلیون تومان را از این طریق جذب باشگاه کند. ( مصاحبه نگارنده با صادق درودگر، خرداد۹۶ )
هرچند به دلیل عدم وجود ساختار در باشگاه ملوان ( از جمله بخش بازاریابی ) عمر این شیوه از جذب حامیان مالی چندان به درازا نکشید و باشگاه ملوان برای ادامه راه ناچار به واگذاری مجدد ۷۰ درصد سهام خود به سیروس محجوب شد؛ اما با این وجود جذب منابع مالی از طریق اسپانسر در دوره صادق درودگر را می توان نقطه عطفی در باشگاه ملوان در زمینه حمایت مالی دانست.
پس از قطع همکاری با درودگر و در یکسال و اندی حضور محجوب؛ به واقع ملوان با مشکل مالی جاری مواجه نبود و تمامی بحثهای مالی به بدهی های پیشین این باشگاه برمی گشت لذا حضور اسپانسرهایی چون فومن شیمی ( کاسپین ) بر روی پیراهن ملوان ( جدا از رنگ قرمز آن ) چندان مورد توجه قرار نگرفت. متاسفانه در این دوره نیز توجهی به ایجاد ساختار در باشگاه ملوان نشد و کماکان باشگاه به شکل دور همی اداره گردید.

با جدایی محجوب و پس از کش و قوس فراوان سرانجام نوبت به احمد دنیامالی رسید که در قامت رییس هیات مدیره به باشگاه ملوان ورود کرد و از آن زمان تا کنون تمامی هزینه های باشگاه از طریق ایشان تامین شده است. در این مدت فارغ از عدم شفافیت مالی در تامین منابع باشگاه ملوان، عدم استفاده از اسپانسر و تبلیغات روی پیراهن باشگاه بسیار سوال برانگیز بوده است. امری که با توجه به مدت زمان به درازا کشیدن آن، بیشتر تعمدی به نظر می رسد تا به دلیل فقدان حامیان مالی.
با این وجود و در آستانه فصل سوم حضور احمد دنیامالی در ملوان، سازمان منطقه آزاد انزلی در پاسخ به تقاضاهای مکرر مردم انزلی بویژه در سفر استانی آقای روحانی در فروردین ۱۳۹۴ به استان گیلان؛ طی بیانیه ای موافقت شورایعالی مناطق آزاد کشور برای حمایت سازمان منطقه آزاد انزلی از تیم ملوان را اعلام کرد. امری که هرچند با خوشحالی هواداران ملوان و مردم انزلی – و واکنش یکی از نمایندگان رشت – همراه بود اما پاسخی از جانب باشگاه ملوان دریافت نکرد. حتی پس از جدی شدن قضیه کسر ۶ امتیاز از ملوان به دلیل شکایت زوران و پیشقدم شدن منطقه آزاد انزلی در پرداخت قسط اول بدهی باشگاه ملوان به وی؛ باز هم شاهد اقدام درخور توجهی از سوی باشگاه ملوان نبودیم. تا اینکه با رونمایی از پیراهن این فصل تیم ملوان و جانمایی لوگوی کوچک منطقه آزاد انزلی در پشت یقه پیراهن تیم – که در تصاویر تلویزیونی فقط در نمای نزدیک قابل تشخیص است – نگرانی از تکرار اتفاقاتی که در گذشته منجر به دلسردی منطقه آزاد انزلی از حمایت از تیم ریشه دار شهر انزلی شد، علنی گشت.

از آنجایی که در علم بازاریابی بر نحوه برخورد مناسب با حامی مالی به جهت دوام و استمرار حمایت آنان تاکید فراوان می شود و با تاکید مجدد بر این مطلب که در صورت استفاده نکردن باشگاه ملوان و شهر انزلی از پتانسیل ها و توانایی های منطقه آزاد انزلی به عنوان یک منبع پایدار و یک حق مسلم؛ فرصت طلبانی در همین نزدیکی مترصد استفاده از موقعیت برای رسیدن به مقاصد غیر فوتبالی خود هستند؛ امیدواریم تصمیم گیران باشگاه ملوان ضمن بازنگری در نحوه تعامل با سازمان منطقه آزاد انزلی و فشردن دست یاری آنان؛ در زمینه ایجاد ساختار مناسب جهت برخوردی از منابع مالی پایدار توسط حامیان مالی نیز گام بردارند.

رامبد رشیدی

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *