DSCN3179

به گزارش انزلی کلاب و به نقل از پایگاه خبری افق انزلی ندا بشیری مدیریت آسایشگاه سالمندان سرای محبت به مناسبت هفته سالمندان در گفت و گو با خبرنگار افق انزلی بیان کرد : بنده با مدرک کارشناسی پرستاری از سال هشتاد تا کنون در این آسایشگاه مشغول به کار هستم .

وی در ادامه بیان کرد : این آسایشگاه از سال هشتاد با اخذ مجوز از بهزیستی شروع به کار کرد که هشت سال اول فقط به صورت شانه روزی خدمات دهی می کرد . آسایشگاه سرای محبت توسط یک خانم مسیحی وقف شده بود که پس از فوت ایشان خانم امیرکیوان که از کارکنان بهزیستی بودند بار دیگر برای اخذ مجوز اقدام نمودند .

وی افزود : ما از سال هشتاد و شش طرح خدمات جامع را راه اندازی کردیم که در این طرح هم مرکز به سه شیوه شبانه روزی ، ویزیت در منزل و روزانه خدمات دهی انجام می دهیم . در بخش روزانه صبح سالمندان را از خانواده هایشان تحویل می گیریم و ظهر به آنها تحویل می دهیم ، اینگونه خانواده هایی که همه ی اعضای آن شاغلند در ساعتی که در منزل نیستند برای مراقبت از والدین سالخورده هیچگونه نگرانی ندارد و زمانی که به خانه بر می گردند می توانند در کنار آنها باشند . در قسمت شبانه روزی افرادی که بستری می شوند عموما دچار سکته مغزی شده اند و توان نگهداری را از خود را ندارند و یا ممکن است در ظاهر توانمند باشند ولی به دلیل تنهایی به خانه سالمندان آمده اند ، البته در این بخش با اقدامات توانبخشی صورت گرفته عده ای از سالمندان با کسب توانمندی برای زندگی سرای سالمندان محبت را ترک کردند . در بخش ویزیت در منزل نیز با حضور در منزل سالمندان از آنها مراقبت می کنیم .

مدیریت آسایشگاه سالمندان سرای محبت در پاسخ به سوال خبرنگار در رابطه با اینکه آیا تا به حال مسائل مربوط به سالمندا باعث جاری شدند اشکش شده است یا نه گفت : بله ،بارها و بارها این اتفاق افتاده ،اینها حکم خانواده ام را دارند و زمانی که به مرخصی می روم واقعا دلم برایشان تنگ می شود چرا که بسیاری از خانواده ها پدران و مادران سالمند خود را در اینجا رها می کنند و آنها نیز در انتظار خانواده های خود دچار بیماری های افسردگی می شوند که این موضع بر روی مشکلات جسمانی آنها نیز تاثیرات منفی می گذارد .

وی در پاسخ به سوال خبرنگار در رابطه با اینکه چه موضعی بیش از همه او را ناراحت کرده است بیان کرد : سال ۸۲ پدر مسنی در آسایشگاه ما زندگی می کرد که در دوران جوانی اش معاون وزیر آموزش و پرورش بود ولی متاسفانه فرزندش او را سر خیابان رها کرد و به همین دلیل او را به ما سپردند ، این پدر پیر مدتها و حتی تا لحظه مرگش چشم انتظار فرزندش بود ، اما فرزندش پس از مرگش و فقط برای نصب سنگ قبر به دیدن پدر آمد . اینگونه موضوعات بسیار دردناک است ، از همه خانواده ها تقاضا می کنم به نحوه ای برنامه ریزی نمایند که با دید و بازدید از سالمندان مشکلات عاطفیشان برطرف شود .
خبرنگار : سید جعفر منصوری
عکاس : صادق صیاد

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

narima

narima

۱۲ مهر ۱۳۹۳

اصلا نمیتونم با این مسئله کنار بیام که چطور دلشون می یاد پدر ومادرشون رو می برن آسایشگاه ……………. :-(

پاسخ

nabid.port

نگار

۱۲ مهر ۱۳۹۳

قدیما همین پدر و مادر داخل یه اتاق چند تا بچه رو با جون و دل بزرگ می کردن ولی الان همون بی عاطفه ها تو چند تا اتاق بزرگ دارن زندگی میکنن ولی جایی واسه پدر و مادر ها تو زندگیشون ندارن.به قول پدر بزرگ خدا بیامرزم که عموم میخواستش به زور بزاره سالمندان فقط در جواب گفت طبیعت میزنه.الان بیا ببین زندگی عموم از ۱۰۰ به ۰ رسیده برعکس پدر و مادر من که پدر بزرگمو تا لحظه مرگ خودشون نگه داشتن و عاقبت به خیر شدن.

پاسخ

ليلا

۱۲ مهر ۱۳۹۳

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن وپیلتن
چو از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من…..
دنیا دار مکافات است از هردستی بدیم ازهمون دست میگیریم
چو بد کردی مشو ایمن زآفات
طبیعت را بدی باشد مکافات

پاسخ

farhadsayyadi

۱۲ مهر ۱۳۹۳

زندگی هر چقدرهم سخت باشه اما دلیلی نمیشه که بهترین پشتیبانان و دوستان زندگی خودمون رو بهشون کم محلی کنیم و انان رو در خانه سالمندان بزاریم.به قول پدربزرگ خواهرمون نگار طبیعت میزنه و واقها طوری میزنه که کمر نشه راست کرد.

پاسخ