ccc rasht&anzali

این مطلب در خاطر وبلاگ‌نوسی من مانا خواهد بود.

شامگاه شنبه در سالن اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی بندرانزلی مراسمی برای تجلیل از آقای گل با اخلاق لیگ برتر ایران سیّد جلال رافخایی برگزار شد و فضای این مطلب از آنجاست امّا مقصود چیز دیگری است.

2mp2c4o90n6fzthhpl3

نمی‌خواهم از این مراسم تقدیر و حواشی آن بگویم.

نمی‌خواهم بگویم که وقتی دیر رسیدم جای نشستن نبود و بسیاری در انتهای سالن ایستاده به تماشا نشسته بودند.

نمی‌خواهم از روزی بگویم که حس خوبی از انزلی‌چی بودن داشتم و مراسم پرشوری بود.

نمی‌خواهم بگویم که در این مراسم بیش از پیش دریافتم که چقدر ملوان در زندگی مردمان دیارم ریشه دوانیده است و چه میزان حتی کوچکترین شادی ملوان در میان جامعه‌ی بندرانزلی تسرّی می‌یابد.

d7hbvs9iws3v0dzx63ru

نمی‌خواهم بگویم که ای کاش برخی که اکنون هم مسئولند و هم کاندید، به بالای سن دعوت نمی‌شدند.

نمی‌خواهم از شیپور لیدرهای ملوان در سالن و شور و شوق جوانان و تقدیر از زحمتکشان ملوان بگویم.

همه‌ی اینها به چشمم آمد اما مطلب دیگری توجهم را به خود معطوف کرد و شد عنوان این مطلب.

می‌خواهم از یک جمله بگویم و پاسخ به آن که برایم بسیار زیبا بود و نشان از فرهنگ.

dlryqe12kq8rtd58gvjo

بی‌پروا می‌نویسم:

در روزگاری که بسیاری در تلاشند تا میان بندرانزلی و رشت و سایر شهرهای گیلان عزیز اختلاف افکنند؛

در روزگاری که پلشتی‌ها و بازی‌های کثیف موج می‌زند؛

در روزگاری که عدّه‌ای به دنبال به یغما بردن نام تالاب بین‌المللی انزلی هستند؛

در روزگاری که عدّه‌ای انزلی را شهرک همسایه و عدّه‌ای رشت را کلان‌تشت می‌نامند.

در روزگاری که خسته از شعارهایی هستیم که با جمله‌ی «انزلی‌چی آبایه» شروع می‌شود و در بین برخی شهروندان بندرانزلی و رشت دو جمله‌ی متفاوت منزجرکننده و مشمئزکننده در پی آن روان است؛ همان‌ها که اصالت گیلانی را زیر سوال می‌برند؛

در روزگاری که از کلمات آبای و آبرار (هر دو به معنی برادر یکی مرسوم در انزلی و دیگری مرسوم در رشت) اختلاف سر می‌زند؛

h8fdeygycayt867zhnu9

شنبه شب از یک تماشاگر قدیمی ملوان هم تقدیر شد که از دوران جام تخت جمشید کارت هواداری ملوان را دارد و جالب این‌که یک رشتی است.

اسمش را به خاطر نسپردم، عکسی هم از او ندارم اما جمله‌اش برایم ماندگار بود:

آبراری ایسم که آبایانه دوست دَرَم …

(برگردان: برادری رشتی هستم که برادران انزلی‌چی را دوست دارم)

پاسخ جمعیت هم شنیدنی بود.

همان شیپور لیدرها به صدا درآمد و به سبک استادیوم فریادها از حضار سالن برآمد:

رشتیه دوست‌داشتنی …

رشتیه دوست‌داشتنی …

این همان جمعیتی است که به هنگام پخش کلیپ گل‌های آقای گل لیگ برتر ایران آن زمان که به گل‌های سیّد جلال در برابر تیم رشتی داماش گیلان می‌رسید با شور و شعف بیشتری سوت و کف می‌زد.

DSC_0567

دیشب در خاطرم به یاد دوران دانشجویی و دوستی صمیمی و برادرانه‌ی خود با هم‌استانی‌های عزیز رشتی بر این مطلب صحّه گذاشته شد که می‌توان رشتی و انزلی‌چی بود و در عین حال یکرنگ و یکدل رخ نمود.

به عنوان یک انزلی‌چی که آباء و اجدادم هم ریشه در این خاک دارند خطابم به هم‌استانی های عزیز رشتی و صومعه‌سرایی و جای جای گیلان عزیز و ایران سرفراز این است:

چه کسی می‌خواهد

من و تو ما نشویم؟

خانه‌اش ویران باد…

شاید به یادگار بماند …

تهیه و تنظیم : میلاد سلطانی آزاد (یک انزلی‌چی)

ارسال دیدگاه

کاربر گرامی انزلی کلاب لطفا عدد را در کادر زیر وارد کنید *

Anzali Free Zone

Shahin

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

میلاد عزیز، زیبا بود … نگران بی پروا نوشتن نباش، آنچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. قلمت پایدار …

پاسخ

میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۰۱:

سلام و سپاس از لطف شما

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

نوشته بسیار زیبایی بود؛ واقعن دلنشین بود

پاسخ

بابایی

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

احسنت به شما . قطعا دامن زدن به اختلافات این چنینی نه تنها سودی به حال هیچکس ندارد بلکه موجب ایجاد دشمنی و ناهنجاری های اجتماعی به جای توجه به مسائل مهم و تاثیرگذار در زندگی مردم استان و کشور است .

پاسخ

Abay

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

مطمئنا کسانی که گیلان را دوست داشته باشند از مسائل این چنینی از هر طرف که باشد دلشکسته میشوند. مطلب خوبی بود ممنون

پاسخ

ریحانه

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

بسیار بسیار زیبا و به جا بود . ساییتون عاااااااااااالیه.
آرزوی موفقیت

پاسخ

guilak

گیلک

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

درود و سپاس به میلاد عزیز و همه گیلانیهایی که اینچنین می اندیشند.راز سرافرازی ما در دوستی و برادری است.

پاسخ

میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۹:

سپاس مهرتان را

a.n.z

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

:blush:

پاسخ

Anzali Free Zone

Shahin

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

اگر مسئولین این دو شهر قدری فعالیت فرهنگی در راستای دوستی و برادری بین این دو شهر مهم گیلان میگردند مثل اقوام عقب مانده به جان هم نمی افتادیم. دو شهری که در یک برهه در گیلان رشد کردند و در فراز و نشیب تاریخ همدرد همره بوده اند.

پاسخ

guilak

گیلک

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

شاید علت بروز پدیده های ضد فرهنگی و تفرقه انگیز در شهرهای گیلان به این بوده که در برهه هایی از زمان افرادی از همان اقوام … بر مسند امور استان ما بوده اند.و امروز نتیجه اقدامات غلط انها را که چه بسا نا اگاهانه هم بوده اند را شاهد هستیم.امید است با همت جوانان برومند گیلانی و همراهی مسئولین فرهیخته در استان اختلافات و موضوعات تفرقه انگیز موجود با درایت وتعامل و پشتوانه دوستی و برادری حل و فصل گردد تا بتوانیم شاهد رشد و تعالی همه جانبه مردمان شریف گیلان زمین باشیم.مطمئنا خداوند یاریگر کسانی خواهد بود که در این راه گام بر میدارند.

پاسخ

سعید آبرار

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

فدایی داری آبای (:
ب امید روزی که ی عده ی ناچیز دیگه نتونن بین این دو تا شهر و مردمانش سر هر چیز الکی تفرقه ودشمنی ایجاد کنن
آبرار و آبای فرقی نداره ماها هر دو گیلکیم و برادر و باید پشت هم باشیم
*من و توو واستی یاور بیبیم،باییم همدیگرره برادر بیبیم*

پاسخ

دختر دريا

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

اقا میلاد موفق باشید

پاسخ